ترجمه آسان وسریع | دسته بندی غذادستوارت طبخ آشپزایرانی| Daste bandi ghazahaye irani
گزيده اي از : ترجمه آسان وسریع
تبلیغات - Tablighat - Advertise
First Certificate in English - FCE | آزمونهای زبان

Difficulty level: B2 / Alte 3 /upper intermediate
The First Certificate in English is the most important of the Cambridge exams.

Who is it for?
Pass this test and everybody knows you have an acceptable level of English. You can operate effectively in a business or social context.

What is the FCE test like?
T

  1. Reading - 75 minutes- free practice test !New
  2. Writing - 2 essays, 90 minutes - free practice test
  3. Use of English - 90 minutes - free practice test
  4. Listening - 40 minutes - free listening practice test
  5. Speaking - interview, normally with another candidate, 15 minutes

Score
A, B, C (pass), D, E or U (fail)
FCE A grade pass is accepted for entry to some universities

Level
Upper intermediate.Click here to see a comparison of FCE scores with other exams.

Where do I take the test?
At a test centre.

When can I take the test?
Arrange with your closest test centre. The test can only be taken twice a year, in June and December.


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 09:35
TOEFL® iBT Test Content | آزمونهای زبان
The TOEFL iBT measures skills in reading, listening, speaking and writing, and requires you to combine 2 or more of these skills to respond to a question. For example, you might read a passage or listen to a lecture in English, and then write or speak your answers in English.

Structure of the TOEFL iBT

Section Description Testing Time Questions Score Scale
Reading 3-5 passages from academic texts; approximately 700 words long; 12-14 questions per passage. 60-100 minutes 36-70 questions 0-30
Listening 4-6 lectures, some with classroom discussion; each 3-5 minutes long; 6 questions each. 2-3 conversations; each 3 minutes long; 5 questions each. 60-90 minutes 34-51 questions 0-30
Break - 10 minutes - -
Speaking 2 tasks to express an opinion on a familiar topic; 4 tasks to speak based on what is read and listened to. 20 minutes 6 tasks 0-4 points converted to 0-30 score scale
Writing 1 task to write based on what is read and listened to; 1 task to support an opinion on a topic. 50 minutes 2 tasks 0-5 points converted to 0-30 score scale
Total score - - - 0-120
 

نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 09:33
TOEFL® iBT Scores Overview | آزمونهای زبان

our TOEFL test fee includes:

  • 1 test taker's score report
  • Up to 4 official score reports, which are sent by ETS directly to institutions or agencies that you select

How to Earn a Score

To earn a score on the TOEFL test, you must do all of the following:

  • answer at least 1 question in the Reading section
  • answer at least 1 question in the Listening section
  • write at least 1 essay in the Writing section
  • finish at least 1 task in the Speaking section
 

You will receive a score on each section and a total score for the entire test. You will also receive feedback on your performance and a description of tasks that test takers can do within the score range for each level.


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 09:33
نگاهی به تاریخ زبان و زبانشناسی | زبان شناسی

نگاهی به تاریخ زبان و زبانشناسی

بخش اول

 

  انسان از دیر باز به زبان و چگونگی و منشأ پیدایش آن اندیشیده است. آثار باقی مانده از مصرقدیم حکایت از این دارند که  مصریان در دوران فرعون سلمه سیسوس1 در زمینه زبان و ریشه های آن به تحقیق و تفحص می پرداختند. آنها در پی جستجوی اولین واژه ای که بشر به آن دست یافته بود، چوپانانی را مأمور نگاهداری از تعدادی کودک می کردند. این کودکان از هر نظر تأمین بودند، مگر از نظر ارتباط گیری. چوپانان حق حرف زدن با کودکان آزمایشگاهی خود را نداشتند. آزمایش بر این پایه  پی ریزی شده بود که اولین کلمه یا صدائی که کودک جهت ارتباط گیری با چوپانان  از خود و به ابتکارخود در می آوردند، اولین واژه هائی بوده است که انسان آفریده و بکار گرفته است. به عبارت دیگر، از دیدگاه مصریان قدیم، اولین کلمه کودک منشأ زبان آدمی است. با نگاه امروزی ما و دانش امروز ما، مصریان به دو عامل اساسی ، یعنی عوامل موروثی و محیط توجه داشته اند.

 

 فیلسوفان در فاصله سالهای 1700-1600 توجه شایانی به معنای زبان و چگونگی آموزش آن کرده اند. در آن روزگار اندیشه و ارتباط  انسان ها با یکدیگر و با محیطشان، بدون زبان، امری محال تلقی می شد. به اعتقاد راسیونالیست ها زبان آموزی استعدادی مادرزادی ست. راسیونالیست ها با ارائه دیده هایشان در پی اثبات موروثی بودن زبان بودند. اندیشه آنها بر این اصل که افراد در اجتماعات مختلف قادر به آموختن موضوعات یکسانی هستند بنا شده بود. جبهه مقابل راسیونالیست ها، تجربه گرایان بودند. طبق نظر آنها محیط و تأثیرات آن عامل اصلی زبان آموزی است. به اعتقاد تجربه گرایان عوامل محیطی و اجتماعی و تأثیرات آنها بر حواس پنجگانه آدمی هستند که امکان یا عدم امکان آموختن زبان را باعث می شوند.

 

 در قرن نوزدهم پزشکان و متخصصان آموزش و پرورش دست به اولین تحقیقات تطبیقی زدند. آنها برای یافتن پاسخ به پرسش هایشان به مقایسه چگونگی مراحل زبان آموزی کودکان ناشنوا و نیمه شنوا با سایر کودکان پرداختند. در آغاز، این تحقیقات بیشتر بخاطر کمک به کودکان ناشنوا و نیمه شنوا صورت گرفته بود، اما در روند خود، دامنه اش وسعت گرفته و به حوزه زبان شناسی و روانشناسی نزدیک تر و نزدیک تر شد، تا امروز که مرحله جنینی اش را پشت سر گذاشته است.

 

در قرن بیستم میلادی، محققان زبان شناسی با شیوه های مختلف و با استفاده از ابزار گوناگونی، چون یادداشت برداری از روند رشد زبان کودکان، ضبط کردن صدای آنها و فیلمبرداری از کودکان در شرایط مختلف به مطالعه روند رشد صداها، حروف، کلمات و جملات و عبارات نزد کودکان و در یک روند تاریخی پرداختند. جدول رشد زبان کودک - که تا به امروز هنوز اعتبار خود را حفظ کرده است ? محصوا تحقیقات این محققان است.

 

تحقیقات زبان شناسی در ادامه خود به  پیدایش فرضیه ها و تئوری های تازه ای در حوزه زبان و زبان شناسی انجامید. تجربه گرایان - بار دیگر در دهه های نود قد علم کرده و فضای آموزشی را از آن ِ خود کردند. بیهیوریست ها2 یا رفتار شناسان از جمله تجربه گرایان مطرح این دهه بودند. طبق نظر آنها رفتار کودک نتیجه مستقیم تقلید از رفتار بزرگتر هاست.  به عبارت دیگر کودک دقیقأ از محیط و پیرامون خود الگو برداری می کند. بیهیوریست ها راه علاج  انحراف از نورم ها و قراردادها را در رفتار درمانی  می جویند، چیزی که سنگ بنای نظرات آنها را ریخته است. طبق این تئوری، کودک نقشی غیر فعال دارد و چون منفعل است، می توان او را فرم داد.

 

سیستم آموزش و پرورش در کشور ایران ریشه های دینی و مذهبی دارد، و به این دلیل به دیدگاه بیهیوریست ها نزدیک است، زیرا رفتار کودک، هم در خانه و هم در مدرسه، زیر تیغ نگاه بزرگترهاست. کودک فاقد اندیشه مستقل است و باید چون جعبه ای تهی به مرور زمان از افکار و جملات آماده و تراشیده بزرگترها پر شود. فاعل بودن کودک  امری است که اغلب در جامعه ما نادیده گرفته می شود.

 شاید بتوان گفت که در مراحل اولیه زبان آموزی تا حدودی اندیشه بیهیوریسم قابل پیاده کردن باشد، اما وقتی کودک به مرحله ای خاص از رشد رسید، دارای اندیشه می شود. آنگاه دیگر جائی برای بیهیوریست ها باقی نمی ماند یا نباید بنماند.

 

عمربیهیوریست ها در اروپا و امریکا چندان طولانی نشد. آنها شدیدأ مورد انتقاد متخصصانی چون چومسکی (1969) 3 قرار گرفتند. اینبار نوبت دوباره راسیونالیست های نو فرا رسیده بود. راسیونالیست های نو با یک تفاوت اساسی - نسبت به راسیونالیست های 1700- 1600 -  به عرصه علم پا نهادند. آنها نقش محیط را کلاً رد نکرده و به دو عامل مهم زبان آموزی اشاره  می کردند: محیط و استعدادی درونی و ذاتی  که  در محیط و در شرایط خاص خود رشد می کند. این  دیدگاه  به نا تیویسم 4 یا ذات گرایی مشهور شد. (بی یر و لیبرگ 2003 ). آنها با طرح عبارت ِ " استعداد زبان آموزی همگانی "است، براین باورند که همه انسان ها با چنین استعدادی متولد می شوند، اما پرورش این استعداد در رابطه های انسانی و اجتماعی شکل می گیرد و درست به همین سبب است که کودک زبان مرسوم کشوری را می آموزد، که در آن به دنیا می آید. کودک ایرانی، فارسی زبان و کودک آلمانی، آلمانی زبان می شود.

 

همزمان با تولد نی تیویسم، تئوری دیگری در جهان مدرسه و زبان آموزی به عرصه وجود پیوست که به کگنی تیویسم5 مشهور شد. برنر6، پی یاژه 7 و ویگوتسکی8 از پایه گذران این مکتب بودند. طبق نظر آنها انسان با یکسری امکانات یا ابزار خاص و درونی زاده می شود. او با کمک این ابزار ذاتی و درونی به مطالعه و بررسی پیرامون خود می پردازد و از محیط خود اطلاعات کسب می کند. اطلاعات کسب شده در سیر تکاملی اش به مخزن دانش او تبدیل می شود. تجربه های تازه در رودررویی با تجارب گذشته و انبار شده به یکسری تغییرات و تحولات ریشه ای می انجامد. در این راستا زبان به عامل یا فاکتوری تعیین کننده در رشد و زندگی اجتماعی فرد تبدیل می شود.

 بنا به اهمیت تئوری کگنی تیویسم و اعتبار امروزی آن در دنیای فرهنگی و آموزشی غرب، در مقاله بعدی به شرح مفصل نظرات  تئوریسین های به نام آن - به ویژه  ویگوتسکی - خواهم پرداخت.

 

 

 1             سلمه سیسوس    Psalmmethicos

  2  بیهورسم یا رفتار گرائی ? برگردان از من Behaviorism  

 Chomsky. N (1969); M䮮iskan och spr嫥t. Stockholm. PAN/Norstedts   3

   4   نا تیویسم یا اصلگرائی ? برگردان از من               Nativism

 Cognitivism  کگنی تیویسم یا معرفت گرائی ? برگردان از من 5

Bruner 6

Piaget 7

Vygotsky 8

 Bjar .L &Liberg (red) (2003); Barn utvecklar sitt spr嫮 Lund: Studentlitteratur

Bruner .J (1990); Acts of meaning. Cambridge; Harvard University press.

 

 

 

منبع: سایت رباب محب


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 09:30
مقاله های نوام چامسکی به صورت PDF | زبان شناسی

Chamsky's Articles PDF


The Evolution of the Language Faculty.  (with W. Tecumseh Fitch & Marc D. Hauser) Cognition. September, 2005.

The Manipulation of Fear.  Tehelka. July 16, 2005.

Simple Truths, Hard Problems. Philosophy. January, 2005.

Moral Truisms, Empirical Evidence, and Foreign Policy.   Review of International Studies. October, 2003.

 The Faculty of Language. (with M. D. Hauser & W. T. Fitch) Science. November 22, 2002.

 Linguistics and Brain Science. In A. Marantz, Y. Miyashita and W. O’Neil (eds.) Image, Language and Brain. 2000.

  Visions of Righteousness. Cultural Critique. Spring, 1986.

  Philosophers and Public Philosophy. Philosophy and Public Affairs. October, 1968.

 Three Models for the Description of Language. IRE Transactions on Information Theory. September, 1956.

 Logical Syntax and Semantics. Language. January-March, 1955.

Systems of Syntactic Analysis. The Journal of Symbolic Logic. September, 1953.


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 09:29
مقالاتي درباره «زبان‌شناسي» منتشر شد | چه خبر ؟!

خبرگزاري فارس: مقالاتي درباره «زبان‌شناسي» به همراه ويژه‌نامه «محمدرضا باطني» منتشر شد.

به گزارش خبرگزاري فارس، شصت و سومين شماره بخارا ويژه مسائل زبانشناختي است. تاريخچه آموزش زبان‌شناسي در ايران/ گفت‌وگو با هرمز ميلانيان؛ لزوم بازنگري در روند زبان‌شناسي در ايران / گفت‌وگو با علي‌محمد حق‌شناس؛ فارسي‌شناسي / گفت‌وگو با علي‌اشرف صادقي؛ تكوين زبان‌شناسي نظري در جهان و بازنمودن آن در ايران / گفت‌وگو با محمد دبيرمقدم؛ چرا ديگر نمي‌انديشيم؟ / كورش صفوي؛ زبان‌شناسي همگاني يا زبان‌شناسي؟ / گفت‌وگو با ارسلان گلفام؛ معلمين فرداي زبان‌شناسي چه كساني هستند؟/ آزيتا افراشي؛ دستور زايشي، بازگشتي ديگر به نقطه عزيمت / حسين صافي، از مقالات اين ويژه‌نامه است.

همچنين اين مقالات نيز در اين ويژه‌نامه به چشم مي‌خورد: گونه معيار نهفته / اميد طبيب‌زاده؛ چرا كه يك سخن در ميانه: زبان بدن / مريم سادات فياضي؛ زبان و نظام‌هاي نوشتاري / روح‌الله مفيدي؛ اصول و مفاهيم بنيادي در زبان‌شناسي شناختي / محمد راسخ مهند؛ زبان‌شناسي حقوقي(قانوني): رويكردي نوين در زبان‌شناسي كاربردي / فردوس آقاگل‌زاده؛ تعريف طنز در زبان‌شناسي/ عاليه كرد زعفرانلو كامبوزيا؛ زبان‌شناسي و ترجمه / فرزانه فرح‌زاد؛ صرف زبان فارسي / علاءالدين طباطبايي؛ ساخت اطلاعي جمله / بهرام مدرسي؛ شوك فرهنگي و زبان درماني / مهدي سبزواري؛ ابن جني اعجوبه قرن چهارم / ماندانا نوربخش.
در ويژه‌نامه باطني نيز اين مقالات منتشر شده است: آشنايي بيشتر با استاد زبان‌شناسي محمدرضا باطني، گفتار و خط فارسي در گفت‌وگويي با محمدرضا باطني و كتاب‌شناسي محمدرضا باطني.


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 09:28
روش های صوری و پویا در زبانشناسی | زبان شناسی
این دو اصطلاح را نایدا (1964) در چارچوب ترجمه انجیل به کار برده است. در روش پویا ترجمه همان تأثیری را در خواننده ایجاد می کند که متن اصلی در مخاطب آن ایجاد کرده است. برای این کار مترجم از واژه های فرهنگی نامأنوس پرهیز می کند، اطلاعات نهفته در متن اصلی را به لفظ در می آورد، حشو را افزایش می دهد و در مجموع زبانی روان و طبیعی برای ترجمه بر می گزیند. برای مثال نایدا عبارت "بره خداوند" را به زبان اسکیمو به عبارت "سگ آبی خداوند" ترجمه کرد، زیرا در فرهنگ اسکیمو بره وجود ندارد. نایدا این روش را در ترجمه انجبل به کار برده است زیرا در ترجمه انجیل هدف فقط ارائه اطلاعات به خواننده نیست بلکه ایجاد واکنش در او نسبت به پیام خداوند نیز می باشد. با این حال این روش در ترجمه دیگر انواع متون نیز کاربرد دارد. شاید بتوان گفت این روش سرآغاز نظریه های جدیدی است که در آنها به خواننده، نوع متن و فرهنگ مخاطب لااقل به اندازه متن اصلی توجه می شود. در روش صوری مترجم هم به صورت عبارت اصلی و هم به محتوای آن توجه می کند و ویژگی های صوری متن اصلی را به زبان مقصد منتقل می کند. مترجم تلاش نمی کند متن را بر اساس اقتضائات زبانی زبان مقصد بنویسد، بلکه بدون هیچ خلاقیتی و تا آنجا که زبان مقصد غیر عادی جلوه نکند ترتیب کلمات نویسنده به طور کلی انشای عبارات و علایم سجاوندی متن و تقطیع پاراگرافها را عیناً در ترجمه حفظ می کند. در این ترجمه جملات اگر چه از نظر دستوری درست هستند اما از نظر سبک انسجام ندارند. این روش اگر چه محدودیت هایی دارد، اما بهترین روش یرای ترجمه بعضی متون به حساب می آید، مخصوصاً متون مذهبی و متونی که مترجم مایل نیست در شیوه بیان نویسنده تغییری بدهد.
نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 09:27
صفت در دستور زبان فارسی | نکات کلیدی یادگیری زیان

صِفَت، واژه‌ای است که حالت و چگونگی چیزی یا واژه ای را برساند و اقسام آن از این قرار است : صفت فاعلی، صفت مفعولی، صفت تفضیلی و صفت نسبی.

برای واژه صفت که عربی است برابرهای فارسی «فروزه» و «چگون‌واژه» پیشنهاد شده است.

صفت فاعلی

آن است که بر کنندهٔ کار یا دارندهٔ معنی دلالت کند و علامت آن عبارت است از : 1- " نده" که در پایان فعل امر می آید : پرسنده، خواهنده، شناسنده، بافنده 2- " ان " مثل : خواهان، پرسان، دمان، روان، دوان 3- " الف " که آن نیز در پایان فعل امر می آید، مثل : شکیبا، زیبا، خوانا، گویا، بینا، پویا 4- " ار " غالبا در آخر فعل ماضی می آید، مثل : خریدار، خواستار، برخوردار، نامردار، گرفتار 5- " گار " که بیشتر در آخر فعل امر و ماضی می آید، مثل : آموزگار، پرهیزگار، آمرزگار، آفریدگار 6- " کار " که غالبا به آخر اسم معنی ملحق می‌شود، مثل : ستمکار، فراموشکار 7- " گر " در آخر اسم معنی می آید، مثل : پیروزگر، دادگر، بیدادگر

صفت فاعلی که به " نده " ختم شود، غالبا در عمل و صفت غیر ثابت استعمال می‌شود، مثل : رونده، یعنی کسی که عمل رفتن را انجام می‌دهد

صفاتی که به " ان " ختم می‌شود، بیشتر معنی حال را می‌دهد : سوزان، نالان، روان، دوان صفاتی که به " الف " ختم می‌شود، حالت ثابت را می رساند، مثل : دانا لغاتی که به " گار، کار، گر " ختم می‌شود مبالغه را می رساند مثل : آموزگار، ستمکار، ستمگر

"گار" همیشه بعد از کلماتی که از فعل مشتق می‌شود می آید ولی " کار " پس از اسم معنی و غیر مشتق به کار می‌رود .

" گر " در غیر اسم معنی، شغل را می رساند، مانند : آهنگر و این جز صفات فاعلی نیست .

ترکیب صفت فاعلی

صفت فاعلی چهار قسم دارد :

1- حالت اضافی که صفت، به مابعد ِ خود اضافه می‌شود : فزایندهٔ باد آوردگاه فشانندهٔ خون ز ابر سیاه

2- با تقدّم صفت و حذف کسرهٔ اضافه : جهاندار محمود ِ گیرنده شهر ز شادی به هرکس رساننده بهر

3- با تاخیر صفت بدون آن که در آن تغییری رخ دهد : منم گفت یزدان پرستنده شاه مرا ایزد پاک داد این کلاه

4- با تاخیر صفت و حذف علامت صفت " نده " مانند سرافراز، گردن فراز که سرفرازنده و گردن فرازنده بوده و این کار قیاسی است .

هرگاه صفت فاعلی با مفعول یا یکی از قیود مثل : بیش، کم، بسیار، پیش، پس و نظایر آن ترکیب شود علامت صفت حذف می‌شود مثل : کامجوی، پیش گوی، کم گوی، بسیار دان، پیشرو، پس رو

صفای که به " ان " ختم می‌شود، هرگاه مکرر شود، ممکن است علامت صفت را از اول حذف کنند، مثل : لرزلرزان، جنب جنبان، پرس پرسان، کش کشان

صفت مفعولی

صفت مفعولی بر آنچه فعل بر او واقع شده باشد، دلالت می‌کند، مانند : پوشیده، برده. یعنی آنچه، پوشیدن و بردن بر او واقع شده باشد و علامت آن " ه " ماقبل مفتوح است که در آخر فعل ماضی در می آید .

ترکیبات صفع مفعولی از این قرار است : 1- آن که صفت را مقدم داشته، اضافه کنند، مانند : پرودهٔ نعمت، آلودهٔ منت . 2- با تقدیم صفت و حذف حرکت اضافه، مانند : آلوده نظر 3- آن که صفت را در آخر آورند و هیچ تغییری ندهند، مثل : خوا آلوده، شراب آلوده 4- مانند نوع سوم ولی با حذف علامت صفت، مثل : خاک آلود، نعمت پرورد، دستپحت 5- با تاخیر صفت و حذف " ده " از پایان آن، چنانکه به ترکیب صفت فاعلی شبیه باشد : پناه پرور، دست پرور

هر گاه بخواهند صفت مفعولی را که تخفیف یافته، جمع ببندند آن را به حال اول بر می گردانند، مثلاً : دست پروردگان ولی در تخفیف صفت فاعلی برگردانیدن به حال اصلی لازم نیست، مثل : گردنکشان، سرافرازان، نامداران

صفت تفضیلی

صفت تفضیلی، آن است که در آخر آن لفط " تر " افزوده شود و مفاد آن، ترجیح موصوف است بر شخص دیگر که در وجود صفت با او شریک و همتاست و آن تنها به آخر صفت و کلماتی که در معنی صفت باشد، پیوسته شود، مانند : گوینده تر، شتابنده تر، فزاینده تر، گریانده تر، مردتر، برتر

صفت تفضیلی به یکی از سه طریق زیر استعمال می‌شود :

1- با " از " : خرد از مال سودمندتر است . 2- با " که" : دانش، بهتر که مال. سیرت، پسندیده تر که صورت . 3- با اضافه، چنانکه گوییم : تواناتر ِ مردم کسی است که دانایی او فزونتر باشد .


هر گاه بخواهند صفت تفضیلی را اضفه کنند : " ین " در آخر آن می آورند : بزرگ‌ترین ِ شعرای ایران، فردوسی است .

الفاضی از قبیل : مه، به، که و بیش به معنی صفت تفضیلی استعمال می شوند و در آخر آن نیز " ین " در می آورند، مانند : مهین، بهین، کهین .

هر گاه " ین " در آخر صفات تفضیلی در آید، افادهٔ معنی تخصیص کند، مثل : کمترین، فاضلترین .

در این حالت اگر صفت تفضیلی را اضافه کنند، ما بعد آن را جمع آورند، مثل : بزرگ‌ترین ِ مردان و فاضلترین ِ رجال امروز اوست. و بدون اضافه باید لفظ مفرد استعمال شود : تواناترین مرد، بیناترین شاگرد .

صفت نسبی

صفت نسبی، آن اتست که نسبت به چیزی یا محلی را برساند و علامت های آن عبارت است از : 1- " ی " در آخر کلمه مانند : آسمانی، زیمینی، آتشی، هوایی، خاکی، پارسی، اصفهانی، نیشابوری

"ی " نسبت همواره به مفرد، پیوسته می‌شود و کلماتی از قبیل : کاویانی، خسروانی، کیانی، پهلوانی، نادر است و بر آن قیاس نمی‌توان کرد .

2- " ه" مخفی و غیر ملفوظ : دو روزه، یکشبه، یکساله، صده، دهه، هزاره

و این " ه " غالبا در ترکیبات عددی  استعمال می‌شود.  و گاهی  تنهایی  در غیر این مورد استعمال شده است : مثل : نبرده

3- " ین " و این در آخر اسمها در می آید : سفالین، جوین، گندمین، بلورین، گلین و گاهی این ادات را با "ه " جمع می‌کنند و در آخر کلمه می آورند : بلورینه، زرینه، سیمینه، پشمینه

4- " گان " مانند : گروگان، پدرگان

صفات ترکیبی

صفاتی را که از ترکیب دو اسم یا اسم و اداتی حاصل شود، مرکب یا صفت ترکیبی می گویند و اقسام آنم به شرح زیر است : 1- ترکیب تشبیهی که از به هم پیوستن مشبه به به مشبه یا مشبه به به وجه شبه حاصل شود مثل : سرو قد، مشکموی، گلرنگ، مشکبوی

2- ترکیب دو اسم بدون ادات : جفا پیشه، هنر پیشه

3- ترکیب دو اسم به اضافهٔ ادات مثل : نیزه به دست

4- ترکیب اسم با ادات که انواع بسیاری دارد : الف - ترکیب " ب " و اسم : بنام، بخرد ب- ترکیب " با " و اسم : با نام، با عقل، با غیرت ج- ترکیب " هم " با اسم که اشتراک را می رساند : همراه، همنشین د- ترکیب " نا " و "ن " با اسم : ناکام، ناچار، نامرد ه- ترکیب " بی " با اسم : بی خرد، بی شعور و- ترکیب " مند " با اسم : هنرمند، خردمند، تنومند، برومند ز - ترکیب " ور " با اسم : هنرور، دانشور، سرور، جانور، گنجور، رنجور ،مزدور ح- ترکیب اسم با " ناک" که بیشتر افاده معنی علت و آفت می‌باشد : نمناک، بیمناک

"بی " پیوسته بر سر اسم می آید ولی " نا " هم به اسم و هم به صفت می تواند متصل شود ولی استعمال آن با صفت بیشتر است .

صفت سماعی و قیاسی

1- کلمه‌ای را که دارای معنی وصفی باشد و در زبان پارسی ِ کنونی برای آن اشتقاق یا ترکیبی در تصور نباشد، صفت سماعی گویند : گران، سبک، نیک، بد، زشت، تنگ، کوتاه

2- کلماتی که بر رنگ دلالت می‌کنند بیشتر صفت سماعی هستند : سپید، سیاه، سرخ، زرد و گاه قیاسی : نیلی، آبی، سرمه یی

3- صفات سماعی هنگام ترکیب مقدم هستند : گرانسنگ، سبکمغز، کوتاه قد و گاه مؤخر می باشند : چشم سپید، بالابلند

طرز استعمال صفت

1- صفت پیش از موصوف و بعد از آن نیز می آید، و هرگاه موصوف، مقدم باشد به شکل اضافه، استعمال می‌شود و کسرهٔ اضافه بر حرف آخر موصوف وارد می‌شود

2- هرگاه موصوف به " و " و یا " الف " ختم شود، در آخر آن " ی " اضافه می‌شود و وقتی به " ه " مخفی تمام شود، " ی " ملیِّنه اضافه می‌شود

3- صفت های مرکب، غالبا به واسطهٔ یکی از اجزای خود به موصوف، مرتبط می شوند و بنابراین از صفت و موصوف تشکیل می شوند

4- مطابقهٔ صفت با موصوف روا نیست و چون موصوف، جمع باشد صفت را مفرد می آورند و همین روش میان نویسنگان و شاعران معمول بوده و هم اکنون نیز متداول است و برخلاف این نیز مواردی در سخن بزرگان دیده شده که صفت را با موصوف تطبیق می‌دهند

چندی صفت و موصوف

هرگاه موصوفی دارای چند صفت باشد آن را به یکی از سه طریق استعمال می‌کنند : الف - موصوف را مقدم می‌کنند و صفات را به همدیگر اضافه می‌کنند ب- آنکه صفات را به هم عطف می‌کنند ج- بعضی از صفات را پیش از موصوف و بعضی را پس از آن می آورند و در صورتی که در آخر موصوف " ی " وحدت نباشد، اضافه می‌کنند

هرگاه صفت و موصوف ؛ متعدد باشد، ممکن است آن را به یکی از چند طریق استعمال کنند : الف - هر صفتی با موصوف خود ذکر شود ب- موصوف ها مقدم و صفت ها مؤخر باشند و در این صورت یا هر دو صفت به هر دو موصوف ممکن است راجع شود یا آن که هر صغنی به یکی از موصوف ها تعلق گیرد

و نیز ممکن است یک صفت دارای دو موصوف باشد

تقدیم صفت بر مضاف الیه

در موقعی که موصوف را بخواهند اضافه کنند، صفت را می آورند و پس از آن عمل اضافه را انجام می‌دهند و این مطرد و در نظم و نثر متداول است، ولی در بعضی مواقع اضافه را بر وصف، مقدم می‌کنند

"ی" وحدت در موصوف و صفت

" ی " وحدت یا در آخر صفت در می آید چنانکه گوییم : " مرد فاضلی است. طبع لطیفی دارد " و اکنون این طریقه زبان فارسی معمول است. یا در آخر موصوف، مذکور می افتد

هر گاه مقصود از صفت بیان جنس و نوع موصوف باشد، بیشتر آن را با " ی " وحدت همراه می‌کنند و در اول آن لفظ " ازین " می آورند

هر گاه مقصود تعداد و شمردن اوصاف باشد، آن را هم عطف نمی‌کنند

در موقع ندا و الحاق " ی " وحدت به هر یک از صغت ها، مقصود شمردن و تعداد اوصاف باشد و غالبا موصوف ذکر نمی‌شود .

ضمیر موصوف

ضمیر "من" از میانهٔ ضمایر، موصوف واقع می‌شود

در سایر ضمایر، صفت در حکم توضیح و به منزلهٔ بدل است.


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 09:27
خانواده های زبان های جهان | فرهنگ و آداب و رسوم

در سال 2000، برابر محاسبه ی زبانشناسان، بیش از شش هزار زبان در سراسر جهان استفاده می شده است که بیشتر آنها را ده هزار نفر یا کمتر بکار می برده اند. این تعداد تا سال 2100 یعنی در گذرِ تنها یک قرن نصف خواهد شد. ”یعنی هر دوازده روز = مرگ یک زبان“. بسیاری از فرهنگ های بومی و ملی نیز همراه با این زبان ها به موزه ی تاریخ سپرده خواهد شد. زبان هایی که تعداد سخنگویان بدانها بسیار است (مانند زبان فارسی) دیرتر فراموش خواهند شد. بسیاری معتقدند که زبان هایی باقی خواهد ماند که خاستگاه آنها مهد فن آوری یا اقتصاد باشدبیشتر بر این باورند که زبانی که مردمِ آن بدان عشق ورزند نیز هرگز نخواهد مرد.
برای دسته بندی زبان ها از دیدگاه زبان شناسی، دو شیوه مرسوم است:

شیوه ی وابسته به گونه شناسی (Typology ) در این شیوه، زبان ها بر پایه ساختار شان دسته بندی می شوند. در این روش، برای نمونه، زبان انگلیسی و زبان چینی که هر دو از واژه پردازیِ ”فاعل- فعل- مفعول“ پیروی می کنند، در یک گروه قرار می گیرند.

شیوه ی زادگانی (Genetic) : در این شیوه، زبان ها برپایه ی روند شکل گیری و برمبنای تاریخی دسته بندی می شوند. این روش، بسیار پیچیده تر و علمی تر از شیوه ی وابسته به گونه شناسی است. در شیوه ی زادگانی، گروهی از دانش ها همچون باستان شناسی ، مردم شناسی ، تاریخ، و... توسط زبانشناسان بخدمت گرفته می شود. خانواده های زبان ها نیز با استفاده از همین شیوه دسته بندی شده اند.

 


گروه زبان های هند و ایرانی

 
گروه زبان های هند و ایرانی ، مهمترین گروه از خانواده ی زبان های هند و اروپایی است؛ چراکه کهن ترین گروه از این خانواده به شمار می رود که متن های بسیاری از آن بجای مانده است. تنها خطِ آ ، خطِ ب ، و متن های موجود از زبان هیتی (
Hittite)کهن تر از گروه هند و ایرانی هستند. خط آ ، معدود نوشته هایی متعلق به 1500 سال پیش از میلاد هستند که بر روی گل کنده کاری شده و در جزیره ی کرت پیدا شده اند. خط ب نیز متعلق به 1400 سال پیش از میلاد است و آنهم بر روی لوح های گلی در کرت و یونان پیدا شده است. با این وجود، بدلیل اندک بودن بقایای این دو خط و نیز کم بودن دانسته های ما درباره ی زبانی که با این دو خط نوشته می شده است، نمی توان از آنها چیز زیادی بدست آورد. زبان هیتی نیز در آناتولی و بخش هایی از سوریه امروزی بکار می رفته است. با وجود لوح های بسیاری که از این زبان بجای مانده، زبانشناسان هنوز نتوانسته اند آنرا در یکی از گروه های خانواده ی هند و اروپایی جای دهند و تنها به این نکته بسنده می کنند که این زبان احتمالا هند و اروپایی بوده است.

از سوی دیگر، به دلایل زیر، از خانواده ی هند و ایرانی متن های بسیاری بجای مانده و امروزه مرجعی قابل اطمینان برای پژوهشگران شده است:

1 .زبان سانسکریت «هند باستان)، از قرن 14 پیش از میلاد {برخی این تاریخ را تا چهار قرن پیش از این نیز به عقب برده اند} تا قرن پنجم پیش از میلاد، زبان دینی هندویان بشمار می رفته است و به همین دلیل مهمترین متن های دینی هندیان به این زبان نوشته شده است. از قرن پنجم پیش از میلاد به بعد نیز از زبان سانسکریت بعنوان زبان ادبیات کلاسیک هندی استفاده شده است.

2 .زبان اوستایی (ایران باستان)، زبانی است که اوستا بدان نوشته شده و بدیهی است که مورد احترام و پاسداری ایرانیان بوده است. عین کتاب اوستا هم اکنون موجود است و بعلاوه واژه نامه های چندجلدی از زبان اوستایی نیز انتشار یافته که می تواند مورد توجه پژوهشگران باشد.

3 .زبان پارسی باستان ، از آنجایی که زبان مردم ایران تا قرن سوم پیش از میلاد بوده است، از دید من، بسیار شایان اهمیت است. باقی مانده های این زبان بر روی لوح های سنگی بجامانده از دوران هخامنشی موجود است. معروفترین لوح بجامانده، کتیبه بیستون است که به سه زبان پارسی باستان، ایلامی، و آکِدی نوشته شده است. متاسفانه زبان پارسی باستان از هجوم و تاراج تازیان و دیگران بی نصیب نمانده و بسیاری از شواهد مربوط به آن از میان رفته است. بسیاری دیگر از این شواهد نیز در دوران قاجار به کشورهای غربی صادر شده است. واژه نامه ی پارسه- فارسی که برای نخستین بار در جهان در تارنمای دنبلید آورده شده است، با بهره گیری از گنجینه ی متن ها و واژه نامه ی
Parsah-English دانشگاه شیکاگو نوشته شده و از کتابهای تاریخ زبان فارسی و واج شناسی تاریخی زبان فارسی (هر دو اثر دکتر مهری باقری) نیز در گردآوری این واژه نامه استفاده شده است.

به هر روی، گروه زبان های هند و ایرانی به دو زیرگروه ایرانی و هندی تقسیم می شود:

1 .زبان های ایرانی: زبانهای مهم این زیرگروه عبارتند از اوستایی ، پارسی باستان، سکایی (امروزه وجود ندارد)، استی (
Ossetic) در قفقاز ، پهلوی ، فارسی ، پشتو در افغانستان ، دُری در افغانستان، فارسی تاجیکی ، کردی ، و بلوچی.

2 .زبان های هندی: زبانهای مهم این زیرگروه عبارتند از سانسکریت، هندی ، اردو ، بنگالی ، گجراتی ، سیلانی ، و نپالی.


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 09:26
ساختواژه هموندیProsodic Morphology | زبان شناسی

مقدمه

وقتی ساختواژه واژگانی را بررسی می کنیم توجه اصلی  تنها به پسوند وپیشوند افزایی است، در مدلی دیگر از ساختواژه علاوه بر پسوند وپیشوند افزایی به میانوند افزایی (infixing) نیز توجه می شود. برای آن که بتوان ساختواژه هموندی را شناخت، نخست باید واجشناسی  خودزنجیره‌ایی             (autosegmental phonology) را شناخت.

 

واجشناسی خود زنجیره ای

            این نوع از واجشناسی صور متقدمی هم داشته است. (بنا به نقل گلد اسمیث1990)این نظریه واجی فرزند خلف واجشناسی زایشی است که اساس آن را چامسکی/هله  در SPE (1968) مطرح کردند. صورت های متقدم آن را می توان در واجشناسی مکتب لندن وبعضاً در واجشناسی ساختگرای آمریکایی) Hockett) ملاحظه کرد. این نظریه چنین فرضیه سازی می کند،که نمود های واجی شامل چندین لایه(tiers) مستقل وموازی است (سطوح نمود=level of representation )

در واجشناسی زایا روساخت  نمای واجی زیر بنایی (underlying phonological representation )را مشخص می سازد. نمای واجی خود از راه عمل کرد قاعده های واجی به صورت نمای صوتی ظاهر می شود که چگونگی تلفظ جمله را نشان می دهد... در واجشناسی زایا ، نظام همگانی اصولی که در زیر بنای ساخت آوایی همه زبانهای انسانی قرار دارد نیز مورد بررسی قرار می گیرد.(ساخت آوایی زبان، دکتر مهدی مشکوة الدینی ،مشهد:دانشگاه فردوسی،1377)

واجشناسی خود زنجیری نوعی از واجشناسی است که در تقابل با واجشناسی های زنجیری قرار می گیرد. واجشناسی های زنجیری مجموعه ای از نمود هایی است که شامل ترتیب های خطی زنجیره ها (یا مجموعه نامنظم مشخصات) و مرز هایی است که وابسته به ملاک های نحوی یا ساختواژی می باشند. برعکس دیدگاه خود- زنجیری(autosegmental) واجشناسی را به عنوان مجموعه ای ازلایه ها یا قشر هایی(Tiers) می نگرد که هر لایه ای متشکل از ترتب خطی(linear arrangement)زنجیره هاست(Segments)؛ این لایه ها به توسط ارتباط خط هایی که دلالت دارد بر این که چگونه همساخته شده اند(coarticulated) به هم متصل می شوند.

(A Dictionary of Linguistics and Phonetics, David Crystal)


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 09:25
تبلیغات - Tablighat - Advertise
تفال - Tafaol - به سه زبان - in Three languages - فارسی - finglish - English | مقدمه

قابل توجه علاقمندان به شعر حافظ لازم پيش از تفال مجدد :
1- پنج صلوات بفرستيد
2- سوره حمد را خلوص نيت بخواندي
3- بر شهداي اسلام صلوات بفرستيد
4- ضمن خلوص قلب نيت کنيد
5- از قبل صفحات زوج و فرد را درنظر بگيريد و آنگاه ديوان را بگشاييد.

1- Dispatch Five Salavat
2- Read Sura Hamd with Sincerity
3- Dispatch salavat for Quran martyrs
4- the purity of your intentions Heart
5- before even and odd pages, and then consider the open court.

لطفا دیدگاه ارزشمند خود در خصوص ترجمه آسان وسریع بفرمایید
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: براي مشاهده هر پوشه يا مطلب کافيست بروي عنوان آن کليک نمائيد تا باز يا بسته شود
صفحات: [1]  [2]  [3]  [4]  [5]  [6]  [7]  [8]  [9]  [10]  11  [12]  [13]  [14]  [15]  [16]  [17]  [18]  [19]  [20]  [21]  [22]  
صفحه بعدي - صفحه شانسي - صفحه قبلي
ليست برچسبهاي وبلاگ
ناکامی - خانگی - pick - شویم - گذشته - pronounciation - مصنوعی - خانواده - let - استمراری - موبایل - stress - آشنا - jump - قله - کرد - hatched - زمانهای - going - نقلیه - بیست - روش - متن - ویژگی‌هایی - واژگان - تلفظ - ارتباط - adjectives - همه - what - throat - shoot - تفضیلی - شرطی - ادبی - بریتانیایی - until - wall - same - american - صوری - آیلتس - مربوط - درمان - نشانه‌های - pdf - the - quantity - keep - podcast - روی - alfabeto - moon - one - get - درآمدی - سینمایی - صوتی - طریق - مقالاتی - doing - reported - funsioni - پسوند - and - معرفی - نقل - parole - آنلاین - weather - اینترنتی - who - اصطلاحات - جمع - چند - لوک - خواندن - آمریکایی - cross - افراد - تافل - pigs - houses - feel - alphabe - preposition - نهج - finger - دریافت - تاف - content - کدام - weitere - present - فیلم - don - روزمره - روشهای - های - فانتزی - thumbs - single - story - fire - حروف - نوام - کوتاه - ioni - متون - object - طنز - داستانهای - امامی - تفاوت - خود - طلائی - زبانه - fishy - وان - انلاین - رایج - دستور - blick - short - ترین - somebody - esl - آمریکاپی - پیشوند - informal - ماشینی - قیدها - مقدار - cats - اهمیت - مشهور - ساده - مشکل - داستان - برنامه - chickens - golden - cold - نویسنده - اسامی - count - چامسکی - هموندیprosodic - اعدادnumerals - نرم - open - tags - الفبا - گفتارهایی - ادب - com - کلمات - بعضی - پیش - dont - کمیت - آیا - stick - قابل - پایانه‌های - speak - not - آموزشی - منتخبی - features - منتشر - fly - بدن - بهبود - leg - معصومین - تکرار - جملات - زیبای - مفعولی - چرا - لینک - nahjul - قیاسی - تمرین - یاد - grammer - حالت - troy - آموزش - آموز - اشاره - حال - wیrter - رشته - holy - live - گزینه - است - هوش - معناشناسی - یادگیری - talking - bone - مکان - وسایل - آموخت - cat - غذاها - اصوات - cow - فارسی - وحشی - take - something - بخشیم - under - انعکاسی - درباره - frying - نشانه - ایا - آینده - message - تصویری - فرهنگ - english - morphology - رباعیات - اصلی - speech - translation - ضمایر - نظرسنجی - wolf - زبان - indefinite - mouth - سیندرلا - «زبان‌شناسی» - horse - blue - کوتاهی - متداول - فیکشن - خانه - shoulder - could - pull - they