ترجمه آسان وسریع | دسته بندی غذادستوارت طبخ آشپزایرانی| Daste bandi ghazahaye irani
گزيده اي از : ترجمه آسان وسریع
تبلیغات - Tablighat - Advertise
اصطلاحات انگليسي - People who live in glass houses shouldn t throw stones | آموزش تصویری اصطلاحات

People who live in glass houses shouldn't throw stones

توضيح: وقتي کسي خودش هم مقصر است نبايد ديگران را سرزنش کند.

Janet has often criticized her friend, Lois for driving too fast, yet she herself has had her license suspended for exceeding the speed limit. Lois once tried to tell her that people who live in glass houses shouldn't throw stones, but it didn't do much good. Janet simply didn't accept the fact that she should not pass judgment on other people when she is just as bad as they are.

 

جانت هميشه دوستش لوئيس را بخاطر اينکه با سرعت زياد رانندگي مي‌کند، سرزنش مي‌کند، درحاليکه خودش بخاطر سرعت غيرمجاز گواهي‌نامه‌اش توقيف شده است. لوئيس يک دفعه سعي کرد به او بگويد که وقتي خودت هم مقصر هستي نبايد ديگران را سرزنش کني، اما اين زياد فايده نداشت. جانت اين حقيقت را قبول نکرد که نبايد در مورد ديگران حکم صادر کند وقتي که به اندازه آنها مقصر است.


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 21:13
اصطلاحات انگليسي - Get off someone s back | آموزش تصویری اصطلاحات

Get off someone's back

معني: دست از سر کسي برداشتن

- Hey, John. I'm bored. Come on, let's go out and do something. 
- Sorry, I'm right in the middle of studying for a physics exam. I won't be able to make it tonight. 
- You've been studying for a long time. Why don't you take a break?
- Get off my back! I can't go anywhere!
- OK, I'll stop bothering you only if you promise to let me know the minute you're finished.

- هي، جان. من خسته شدم. بيا بريم بيرون يه کاري بکنيم.
- متأسفم، الآن دارم خودم رو براي يک امتحان فيزيک آماده مي‌کنم. امشب نمي‌تونم بيام.
- تو خيلي وقته که داري درس مي‌خوني. چرا يک کم استراحت نمي‌کني؟
- دست از سرم بردار! من هچ جا نمي‌تونم بيام!
- باشه، ديگه اذيتت نمي‌کنم فقط به اين شرط که قول بدي هر موقع کارت تموم شد بهم بگي.


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 21:12
اصطلاحات انگليسي - Pull someone s leg | آموزش تصویری اصطلاحات

Pull someone's leg

معني: کسي را دست انداختن

- Hey, Al, I was invited to be a judge for the contest.
- Oh, really? You're pulling my leg!

- هي، اَل، من براي داوري تو اون مسابقه انتخاب شدم.
- واقعاً؟ تو داري من رو دست مي‌ندازي!


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 21:11
اصطلاحات انگليسي - Shoot off one s mouth | آموزش تصویری اصطلاحات

Shoot off one's mouth

معني: لاف زدن، غلو کردن

Jim doesn't play tennis very much, but he's always shooting off his mouth about how good he is. Yet he's fooling nobody. Jim is somewhat of a braggart and everyone knows that he gives opinions without knowing all the facts and talks as if he knew everything about the game.

جيم زياد تنيس بازي نمي‌کنه، اما هميشه در مورد اينکه چقدر خوب بازي مي‌کنه غلو مي‌کنه. البته اون کسي رو دست نمي‌ندازه. جيم تا اندازه‌اي يک «لاف زن» هستش و همه مي‌دونند که بدون اينکه همه چيز رو بدونه ابراز عقيده مي‌کنه و طوري حرف مي‌زنه که انگار همه چيز رو درباره بازي مي‌دونه.


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 21:10
اصطلاحات انگليسي - Jump down someone s throat | آموزش تصویری اصطلاحات

Jump down someone's throat

معني: یقه کسی را گرفتن، با عصبانيت با کسي برخورد کردن

You don't have to jump down my throat! I told you that I'd make it home around 11:50. I don't intend to be late!

مجبور نيـستي اينقـدر با عصبانيت با من برخـورد کني! بهت گفتـم که حـول و حـوش سـاعت 11:50 برمي‌گردم خونه. من قصد ندارم دير بيام!


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 10:09
اصطلاحات انگليسي - Get in someone s hair | آموزش تصویری اصطلاحات

Get in someone's hair

معني: کسي را اذيت کردن

اصطلاحات انگليسي

- I know that the children get in your hair, but you should try not to let it upset you so much.

- Listen, Jim. I can't help it. The children bother me and make me very angry.

- من مي‌دونم که بچه‌ها اذيتت مي‌کنند، اما بايد سعي کني نذاري اين موضوع تو رو خيلي ناراحت کنه.

- ببين جيم. من نمي‌تونم کاريـش کنم. بچه‌هـا منو اذيـت مي‌کنند و منو خيلي عصباني مي‌کنند.


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 10:09
اصطلاحات انگليسي - Cat got your tongue | آموزش تصویری اصطلاحات

Cat got your tongue

معادل فارسي: موش زبانت را خورده (خجالتی)

What's the matter? Cat got your tongue?

موضوع چيه؟ موش زبونت رو خورده؟ (يعني چرا حرف نمي‌زني)


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 10:08
اصطلاحات انگليسي - Take it on the lamb | آموزش تصویری اصطلاحات

Take it on the lamb

معادل فارسي: در رفتن

Poor Rich has always had his problems with the police. When he found out that they were after him again, he had to take it on the lamb. In order to avoid being caught and thrown in jail, he was forced to flee in a great hurry.

بيچاره ريچارد هميشه بـا پليس مشکل داشته. وقتي فهميـد که اونا دنبالش هستند، مجبـور شد در بره. براي اينکه گير نفته و تو زندون نيفته مجبور شد به سرعت فرار کنه.


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 10:07
اصطلاحات انگليسي - Horse of a different color | آموزش تصویری اصطلاحات

Horse of a different color

معني: يک موضوع ديگر، يک مطلب کاملاً متفاوت، وصله ناهمرنگ

Eric likes to play jokes on his friends, but he makes sure that nobody is hurt by any of his pranks. A prank that hurts someone is a horse of a different color! Being playful is one thing, but hurting someone by one's prank is quite a different matter.

اريک دوست دارد با دوستانش شوخي کند، اما مواظب است که کسي از شوخي‌هاي او ناراحت نشود. شوخي‌اي که کسي را ناراحت کند يک موضوع کاملاً متفاوت است. شوخ بودن يک چيز است و آزردن ديگري با شوخي چيز ديگري است.


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 10:06
آموزش تصويري لغات - رنگها | آموزش تصويري لغات

رنگها

(براي ديدن معني فارسي، اشاره‌گر ماوس را روی تصوير مربوطه نگه داريد.)
 

سفيد

 

White

خاکستري

 

Grey

مشکي

 

Black

قهوه‌ای

 

Brown

 

 

 

 

صورتي

 

Pink

ارغواني

 

Purple

آبي

 

Blue

سبز

 

Green

       

زرد

 

Yellow

نارنجی

 

Orange

قرمز

 

Red

فيروزه‌ای

 

Turquoise

       

بنفش

 

Violet

زيتوني

 

Olive

 

خاکي

 

Khaki

کرم

 

Cream

 


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 10:03
تبلیغات - Tablighat - Advertise
تفال - Tafaol - به سه زبان - in Three languages - فارسی - finglish - English | مقدمه

قابل توجه علاقمندان به شعر حافظ لازم پيش از تفال مجدد :
1- پنج صلوات بفرستيد
2- سوره حمد را خلوص نيت بخواندي
3- بر شهداي اسلام صلوات بفرستيد
4- ضمن خلوص قلب نيت کنيد
5- از قبل صفحات زوج و فرد را درنظر بگيريد و آنگاه ديوان را بگشاييد.

1- Dispatch Five Salavat
2- Read Sura Hamd with Sincerity
3- Dispatch salavat for Quran martyrs
4- the purity of your intentions Heart
5- before even and odd pages, and then consider the open court.

لطفا دیدگاه ارزشمند خود در خصوص ترجمه آسان وسریع بفرمایید
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: براي مشاهده هر پوشه يا مطلب کافيست بروي عنوان آن کليک نمائيد تا باز يا بسته شود
صفحات: [1]  [2]  [3]  [4]  [5]  [6]  [7]  8  [9]  [10]  [11]  [12]  [13]  [14]  [15]  [16]  [17]  [18]  [19]  [20]  [21]  [22]  
صفحه بعدي - صفحه شانسي - صفحه قبلي
ليست برچسبهاي وبلاگ
سیندرلا - ضمایم - past - ماهی - hatched - fishy - کاربرد - feel - یاد - nahjul - روشهای - مقدار - part - short - برجسته - dont - جملات - است - toefl® - همزمان - آشپزخانه - stand - کریم - اصوات - ناکامی - آموزش - cake - count - برنامه - wیrter - die - سفارش - نوشتار - طریق - talking - when - face - حال - مشهور - تاف - فهرست - بریتانیایی - letters - سبزیجات - دارد - هموندیprosodic - لوک - خانواده - blick - finger - deutsche - voice - cow - بهبود - جمع - موبایل - fce - انگلیسی‌زبان - توضیحات - افراد - ابزارها - آیا - داستانهای - عامیانه - غذاها - overview - morphology - ضمایر - گزینه - test - مربوط - neck - expressions - دستور - آمریکاپی - tags - wall - زمان - holy - شخصی - shouldn - صوری - متداول - رایگان - عالی - شویم - برخی - will - مجهول - پسوند - منتخبی - بعضی - پایانه‌های - جهان - scores - امریکایی - contonuous - head - adjectives - نتایج - stress - اشاره - مکان - day - demonstration - something - فاعلی - لینک - سازی - کامل - طلائی - thumbs - عدد - شعر - غیر - cat - دریافت - shoot - درباره - اولین - horse - out - plural - wordhacker - podcast - بخشیم - off - رباعیات - کمکی - نقلیه - رشته - pdf - پیش - ملکی - دارالترجمه - تمرین - fun - prefix - آموز - متن - روزمره - گفتاری - مفرد - درس - متون - الفبای - صطلاحات - hair - تفاوتهای - cross - reported - ۱۸۰ - witch - ادبیات - حیوانات - روش - اشخاص - نوشتن - axe - اهمیت - دهیم - اسامی - einen - چرا - هوش - کوتاه - قرن - lost - آلمانی - یادگیری - fly - خانه - واژه - جدول - suffixes - شرطی - down - منتشر - pan - object - lingua - زبانشناسی - بهترین - آمریکایی - give - آشنازدایی - رنگها - خانگی - formal - هها - واژگان - فیکشن - نام - شناسی - تاریخ - first - نشانه‌های - ترفندهای - تقویت - اماکن - زمانهای - pronuncia - پایه - indefinite - childrens - اینترنتی - داستان - کودکان - صوتی - people - content - ادب - bag - پادکست - بدانید - تعریف - غالب - speech - alphabe - مقالاتی - «زبان‌شناسی» - زبان - پوشاک - برای - اشکال - کوتاهی - under - امامی - فرهنگ - کمیت - frying - پیشوند - message - ماشینی - فراگیری - continuous - اشتباهات - different - مقاله - eye - jump - لیستی - نگاری - نما - بیستم - نهج - حالت - بیست - present - مفعولی