براي جستجو کافيست کل يا قسمتي از عبارت مورد نظر خود را وارد نماييد و بروي دکمه جستجو کليک کنيد
![]() |
ب ام و در آستانه برگزاری گراندپری اسپانیا در صدر جدول رده بندی تیمی قرار داشت؛ اتفاقی که برای اولین بار در عمر کوتاه این تیم رخ می داد.
ماریو تایسن، مدیر آرام و با حضور ذهن تیم فرمول یک ب ام و، وقتی می خواهد اذعان کند که شروع شگفت انگیز تیمش در رقابتهای فصل 2008 او را هم شگفت زده کرده، با متانت می خندد.
تایسن به بخش ورزش بی بی سی می گوید: "بله، مطمئنا کمی غافلگیر کننده بود."
"ما می خواستیم رقابت دوجانبه را به رقابتی سه جانبه تبدیل کنیم، اما این تحول بسیار سریع رخ داد و الان ما بدون بردن حتی یک مسابقه، در صدر هستیم."
"شاید کمی از برنامه جلوتر باشیم."
نگرانی در آغاز
در سال 2005، وقتی این شرکت عظیم اتومبیل سازی تصمیم گرفت که با توقف فروش موتور به تیم فرمول یک ویلیامز، ارتباط خود را با این تیم قطع کند و با خریدن تیم ساوبر، خود به شکل تیمی مستقل وارد مسابقات شود، این تصمیم به یک قمار شباهت داشت.
این تیم حتی قبل از آغاز به فعالیت هم تحت فشار قرار داشت، از آن رو که می بایست با بودجه ای کمتر از برخی رقبا، وجهه نام تجاری معتبر خود را حفظ می کرد و انتظارات زیادی از این تیم وجود داشت.
کارشناسان اندکی پیش بینی می کردند که تنها پس از دو فصل، تایسن بتواند تیم میانه جدولی ساوبر را به یک قدرت غیرقابل انکار فرمول یک تبدیل کند.
اما با وجود آنکه او خود از نتایج به دست آمده شگفت زده شده، احتمالا خود می دانست که چه چیزی در انتظار تیم او است.
کارآمدی آلمانی
تکیه کلام این مهندس آلمانی "کارآمدی" است و نگاه جدی و رهیافت منظم این به فرمول یک است که به موفقیت این تیم انجامیده است.
|
"کار سختی بود اما بسیار سازنده و اصولی انجام شد و همه روحیه تیمی خوبی دارند."
تایسن معتقد است حل مشکلاتی که ب ام و در هنگام آزمایشهای زمستانی با آن مواجه بود را می توان نمونه ای از انسجام در برخورد تیم او با مشکلات دانست.
در آن زمان اتومبیل جدید این تیم به اندازه کافی سریع نبود و رانندگان از دشواری کنترل آن شکایت می کردند. از بیرون، تا زمانی که تیم ب ام و برای شرکت در مسابقه اول فصل به شهر ملبورن استرالیا رفت، مشخص نبود که این تیم تا چه اندازه می تواند با فراری و مکلارن رقابت کند.
تایسن توضیح می دهد: "ما [در هنگام طراحی و ساخت] خطر کردیم و تنها اولین باری که اتومبیل به پیست رفت متوجه شدیم که ریسک ما جواب نداده است."
"اما بدون یک لحظه وحشت و نگرانی قطعه به قطعه اتومبیل را تحلیل و تعمیر کردیم. دیدن اینکه چقدر قوی شده و چقدر سریع می تواند شرایط را تغییر دهد، خیلی خوب بود."
ب ام و در فصل اول خود در سال 2006 در رده بندی تیمی پنجم شد و رابرت کوبیتسا، راننده تازه وارد این تیم در گراندپری ایتالیا برای اولین بار در یک مسابقه، یکی از اتومبیل های این تیم را در جمع سه تیم برتر از خط پایان گذراند.
در سال 2007 هم پس از اخراج شدن تیم مکلارن از رده بندی تیمی، ب ام و نایب قهرمان شد.
در فصل 2008، در گراندپری های بحرین و مالزی، رابرت کوبیتسا دوباره روی سکو رفت و همین راننده جوان لهستانی برای اولین بار مقام اول زمانگیری را برای تیم ب ام و کسب کرد.
یک هایدفلد، راننده آلمانی این تیم هم پیش از گراندپری اسپانیا در مکان دوم جدول رانندگان قرار داشت.
چشم انداز رقابت در 15 مسابقه بعد
![]() | |
| آسیب ندیدن رابرت کوبیتسا پس از تصادف شدیدی که در گراندپری مونترآل در سال 2007 اتومبیل او را نابود کرد، حاکی از موفقیت ب ام و در تولید اتومبیلی مطمئن بود |
"ما می دانیم که با بهترین ها فاصله داریم، اما همانطور که خودمان را به اینجا رساندیم، می خواهیم باقی فاصله را نیز از بین ببریم."
"یکی از اهداف ما در فصل جاری این است که در یک مسابقه برنده شویم و اکنون یکی از سه تیمی هستیم که قابلیت پیروزی در مسابقه را دارند."
"الان صحبت کردن از قهرمانی خیلی زود است ، اما نبرد دشوار و نزدیک خواهد بود."
با این حال هنوز مشخص نیست که دو راننده این تیم قابلیت و توانایی پیروزی در یک مسابقه را دارند یا خیر.
هایدفلد، متولد مونشن گلادباخ، با اهداف و تبلیغات این تیم آلمانی سازگاری دارد، در روی پیست عملکردی مطمئن و با ثبات دارد و در هر مسابقه بخت بالایی برای کسب امتیاز دارد.
کوبیتسای 23 ساله، با ب ام و شروعی چشمگیر داشته است. او خود را راننده ای سریع و نترس نشان داده و فرناندو آلونسو و لویس همیلتون از کوبیتسا با عنوان قهرمان آینده یاد کرده اند.
با این وجود در فصل گذشته شایعاتی مبنی بر تماس ب ام و با فرناندو آلونسو شنیده شد و برخی معتقدند این تیم به یک راننده ای نیاز دارد که قابلیتهایش اثبات شده باشد و اهداف و جاه طلبی هایش با اهداف تیم سازگار باشد.
اما ماریو تایسن تاکید کرد: "من فکر می کنم ما دو راننده اینچنینی داریم. به نظر من هیچ دلیلی برای گشتن به دنبال راننده ای دیگر وجود ندارد."
"وقتی فرناندو تصمیم گرفت مکلارن را ترک کند، تصمیم ما برای نگه داشتن رانندگان فعلی قطعی شده بود."
برنامه کوتاه مدت
![]() | |
| رابرت کوبیتسا و لویس همیلتون از دوران کودکی و شرکت در مسابقات کارتینگ با یکدیگر دوست و در عین حال رقیب بوده اند |
او می گوید حرکت پا به پای فراری و مکلارن "دشوار و طاقت فرسا" است، به خصوص با توجه به اینکه این تیم در مقر خود در سویس فقط از یک تونل باد برای آزمایش تغییرات آئرودینامیک استفاده می کند، در حالیکه رقبا از دو تونل باد بهره می گیرند.
اما تایسن با اشاره به سابقه پیشرفت سالانه این تیم حاضر نیست هیچ دستاوردی کمتر از سالهای قبل را بپذیرد.
او گفت: "مطمئن هستم که حداقل می توانیم با سرعت دو تیم بزرگتر به پیشرفتمان ادامه بدهیم و البته ما که می خواهیم در صدر باشیم باید سریعتر از آنها پیشرفت کنیم."
"می خواهیم از سال بعد در موقعیتی باشیم که برای کسب قهرمانی مبارزه کنیم و دقیقا در روی همین مسیر قرار داریم."
0
![]() | |
اين حالت زمانی اتفاق می افتد که لاستيک ماشين به حد کافی گرم نشده و چسبندگی کافی با زمين ندارد و در نتيجه ماشين بيشتر تمايل به مستقيم حرکت کردن دارد، نه اين که با حرکت فرمان در هر پيچ به راحتی دور بزند.
التبه اگر مکانيک ها مهارت کافی داشته باشند مي توانند با تنظيم بال جلو جهت افزایش نیروی پایین دهنده (Downforce) یا با نرم تر کردن فنربندی جلوی اتومبیل، ماشين را از اين حالت خارج کنند. اما در هنگام رانندگی بهترين چاره برای کنترل ماشين، کم کردن سرعت در هر پيچ و به آرامی دور زدن است.
کنترل طبيعی
![]() | |
بسياری از رانندگان فرمول يک هيچ وقت بطور کامل از ماشين هايشان راضی نيستند.
آنها می گويند زمانی از ماشين راضی هستند که آن مطابق با سبک رانندگی آنها حرکت کند.
حالت دلخواه آنها زمانی است که در نهايت سرعت بتوانند در هر پيچ دور بزنند و هر چهار لاستيک به نرمی با زمين تماس داشته باشند.
"Oversteer" یا از دست دادن کنترل عقب ماشين
![]() | |
اين حالت زمانی اتفاق می افتد که لاستيک های جلوی ماشين به اندازه کافی گرم شده اند و تماس نزديکتری با زمين دارند، اما لاستيک های عقب که حرارت کافی نگرفته اند از کنترل خارج شده و راننده اگر مهارت کافی نداشته باشد، ماشین ليز خورده و بدور خود می چرخد.
بسياری از رانندگان از اين حالت ماشين استفاده کرده تا به سرعت نهائي مورد دلخواهشان برسند ولی در بسياری از مواقع، اين کار عملی نيست.
تنظیم باله عقب برای افزایش نیروی پایین دهنده بر روی چرخهای عقب ساده ترین راه حل این مشکل است اما در پیستهایی که رسیدن به سرعت بالا اهمیت زیادی دارد، این حربه باعث ایجاد نیروی عقب راننده (Drag) و افزایش مقاومت افقی اتومبیل دربرابر جریان هوا شده و از افزایش سرعت جلوگیری می کند.
واقعیات فنی در فرمول یک
از دید مهندسان فرمول یک، Oversteer مشکلی اساسی قلمداد می شود که می تواند حتی نشان از اشتباه در طراحی داشته باشد.
با این حال رانندگان حرفه ای لغزش محور جلو (Understeer) را رفتاری طبیعی برای اتومبیل می دانند.
مهمتر از لغزش اتومبیل در محور جلو یا عقب، پیوستگی رفتار اتومبیل در پیچها است؛ مهندسان و رانندگان انتظار دارند تا اتومبیلها در هر نوع پیچ (سرعت پایین، متوسط، یا بالا) رفتاری مشابه نشان دهد.
یعنی بعنوان مثال اگر در پیستی لغزش محور جلو در پیچهای سرعت بالا مشکل محسوب می شود، این رفتار در تمام پیچهای سرعت بالا در آن پیست مشاهده شود، یا اگر مایلند اتومبیل همیشه در پیچهای سرعت پایین دچار لغزش محور عقب باشد، این رفتار محدود به یک پیچ خاص نشود.
بجز پیستهای بادگیر که ممکن است عملکرد آئرودینامیک اتومبیل غیرقابل پیش بینی باشد، در باقی موارد ناتوانی از دستیابی به رفتاری مشابه در پیچهای مشابه، نشان از اشکالی بنیادی دارد؛ اشکالی که به اشتباهات در طراحی شاسی، بدنه یا فنربندی، یا ترکیب این موارد باز می گردد.
در هنگام تماشای مسابقه، مقایسه تصاویر دستهای رانندگانی که برای تیمهای بالای جدول رانندگی می کنند با رانندگان تیمهای ضعیف تر به وضوح این اشکالات را برملا می کند؛ رانندگان تیمهای ضعیف همواره در پیچهای سرعت متوسط و پایین، مشغول دادن حرکات متناوب و سریع به فرمان اتومبیل (برای تصحیح رفتار ناخواسته اتومبیل) هستند و رانندگان تیمهای قوی تر با آرامش و اطمینان، و حرکتهای اندک و پیوسته فرمان را تکان می دهند.
0
![]() |
فرمان اتومبیلهای فرمول یک به نوعی تبدیل به داشبورد این اتومبیل ها برای رانندگان این رقابتها نیز شده است.
تیم های محتلف برای ارتباط با راننده و عملکرد اتومبیل در طول مسابقه و تنظیمات آن از شرکت های متفاوتی برای این سیستم پیچیده کامپیوتری استفاده می کنند.
نکات زیر برای آشنایی بیشتر با طرز عمکرد این فرمان/داشبورد تهیه شده است.
1- چراغ هشدار برای عوض کردن دندههای بالا
2- دکمه ارتباط رادیویی با تیم مهندسان
3- کنترل تنظیم عملکرد، عملکرد متفاوت در هر تیم
4- کنترل تنظیم میزان تزریق سوخت به موتور
5- دکمه روشن کردن چراغ هشدار دهندهعقب در هوای بارانی
6- کنترل تنظیم تقسیم توان دیفرانسیل به محورهای چرخ عقب
7- دکمه دنده عقب
8- دکمه اضافه کردن روغن به جعبه دنده
9- دکمه نوشیدنی راننده
10- دکمه بالا بردن دور موتور برای سبقت
11- دکمه حالت خلاص برای سوخت گیری در پیت (گاراژ)
0
![]() |
اين اتومبيل بايد بتواند در ظرف دو تا سه ثانيه، از حالت سکون، به سرعت ۱۰۰ کيلومتر در ساعت برسد و در مواردی، در طی همين مدت، سرعت خود را از بيش از ۳۲۰ کيلومتر در ساعت، به يک چهارم برساند.
اتومبيل فرمول يک همچنين بايد بتواند با سرعت بيش از ۲۰۰ کيلومتر در ساعت، کمتر از ۶۰ درجه و با سرعت حدود ۱۰۰ کيلومتر در ساعت بيش از ۱۳۰ درجه تغيير مسير بدهد.
موتورهای هشت سيلندرفرمول يک، (۲۴۰۰ سی سی حجم) به قدرتهايی بيش از ۷۱۰ اسب بخار دست يافته اند اما از سال 2007 دور موتور به ۱۹ هزار دور در دقيقه محدود شده است
این در حالي است که وزن موتور کمتر از ۹۰ کيلوگرم است و وزن کل اتومبیل باید کمتر از 605 کیلوگرم باشد.
![]() | |
بعنوان مقايسه يک موتور اتومبيل های طراحی شده برای مصارف عمومی ممکن است حدود ۲۰۰۰ سی سی حجم، ۱۳۰ اسب بخار قدرت و دور موتوری معادل ۶۰۰۰ دور در دقيقه داشته باشد.
البته از آنجا که هدف اصلی موتور فرمول يک توليد حداکثر سرعت است، مصرف آن به بيش از ۶۰ ليتر در ۱۰۰ کيلومتر هم می رسد، در حاليکه اتومبيل معمولی کمتر از ۱۰ ليتر در هر ۱۰۰ کيلومتر مصرف دارد.
جعبه دنده، يکی از پيچيده ترين اجزاء اتومبيل فرمول يک محسوب می شود.
بيش از ۲۰۰ سنسور وضعيت موتور را می سنجند و با استفاده از ابزارهای کمکی، بهترين زمان برای تغيير دنده را مشخص می کنند. تغيير دنده توسط پدالی انجام می شود که پشت فرمان، به نحوه ای نصب شده که راننده با فشار انگشتان می تواند دنده عوض کند.
در طی دو فصل اخیر، تکنولوژی ساخت جعبه دنده به اندازه ای تغییر کرده است که تغيير دنده در داخل جعبه دنده در زمانی در حد چند هزارم ثانيه انجام می شود.
برای به حرکت درآوردن اتومبيل در دنده يک (در هنگام آغاز مسابقه) هم از پدالی مشابه پشت فرمان اتومبيل استفاده می شود که حکم کلاچ را دارد.
ساخته شده از فيبر کربن است و از آنجا که بر اساس قوانين نبايد در عملکرد آيروديناميک اتومبيل تاثير داشته باشد، کف آن صاف است.
![]() | |
اين قطعه انعطاف پذير، با وزنی حدود ۳۰ کيلوگرم، بايد بتواند فشار متناوب آيروديناميک را تحمل کند که گاه معادل دو تن وزن می شود.
در عين حال، چون راننده عملا در داخل شاسی می نشيند، قسمت عمده ای از ايمنی راننده، به استقامت شاسی بستگی دارد.
اتومبيل های معمولی، تنها به دليل ضعيف تر بودن موتور نيست که نمی توانند در سرعتی نزديک به سرعت اتومبيل فرمول يک حرکت کنند.
![]() | |
جريان هوايی که در زير بدنه ماشين در سرعتهای بالا ايجاد می شود، به حدی قوی است که می تواند اتومبيل را به هوا پرتاب کند.
از اين رو است که طراحی بدنه اتومبيل فرمول يک را، به بال هواپيما تشبيه می کنند؛ البته در جهت معکوس.
شکل بدنه هوا را به بالا و اتومبيل را به پايين می راند و نتيجتا باعث چسبيدن اتومبيل به زمين در سرعتهای بالا و در پيچها می شود.
اين طراحی به حدی موثر و کارآمد است که بر اساس محاسبات، اتومبيل فرمول يک می تواند بر روی سقف يک تونل حرکت کند بدون آنکه به زمين بيفتد.
نقش ديگر بدنه، راندن بخشی از هوای اطراف به سمت رادياتورهای اتومبيل جهت خنک کردن موتور و سيستمهای هيدروليک است.
مانند اتومبيل های عادی، کار اين سيستم ثابت نگه داشتن فاصله کف اتومبيل با زمين و جذب ارتعاشات است، اما در حاليکه سيستم فنر بندی اتومبيل معمولی، محدوده حرکتی تقريبا ۳۰ سانتی متری ايجاد می کند.
![]() | |
در اتومبيل فرمول يک، اين محدوده حرکت به سه سانتی متر در چرخهای جلو و شش سانتی متر در چرخهای عقب کاهش می يابد.
برخلاف اتومبيل های عادی، قرار نيست که اين سيستم در اتومبيل های فرمول يک، اسباب راحتی راننده را فراهم کند.
سيستم فنر بندی قابل تنظيم است و مثلا در هوای بارانی، امکان انعطاف پذيری بيشتر به سيستم داده می شود.
در حاليکه لاستيک اتومبيلهای معمولی بيش از ۱۵ هزار کيلومتر کار می کنند، لاستيک اتومبيل فرمول يک بگونه ای ساخته شده که حداکثر ۲۰۰ کيلومتر کار کند.
![]() | |
در اين لاستيکها ترکيبات کربن، گوگرد و روغن بکار گرفته شده که هرچه ميزان روغن بيشتر باشد، لاستيک نرم تر خواهد شد.
لاستيکها بايد حرارتی بين ۹۰ تا ۱۱۰ درجه سانتی گراد داشته باشند نتيجتا پيش از آغاز مسابقه، درجه حرارت آنها را توسط پتوهای برقی مخصوص در ۹۰ درجه ثابت نگه می دارند.
سيستم ترمز اتومبيل فرمول يک، به سيستم ترمز اتومبيل های معمولی شباهت بسياری دارد؛ اما استفاده از سيستم های مانع از قفل شدن مجاز نيست.
ديسک ترمز از فيبر کربن ساخته شده و (بسته به پيستهای مختلف) در درجه حرارت بين ۴۰۰ تا ۱۰۰۰ درجه سانتی گراد عملکرد مطلوب دارد و بوسيله هوا خنک می شود.
عمر ديسک ترمز در حد ۸۰۰ کيلومتر است.
فرمان يک اتومبيل فرمول يک، وظيفه ای بسيار بيشتر از تعيين جهت حرکت اتومبيل را بر عهده دارد.
![]() | |
از فرمان، که برای ورود و خروج راننده، از جای خود بيرون آورده می شود، برای کنترل حدود ۱۲ مشخصه مختلف عملکرد اتومبيل استفاده می شود.
ساخت هر فرمان حدود ۴۰ هزار دلار هزينه در بر دارد و بوسيله دکمه های روی فرمان، راننده می تواند مايعات بنوشد (قمقمه از طريق يک لوله به داخل کلاه ايمنی متصل است)، با مسئولان فنی تيم از طريق راديو صحبت کند، مسابقه را شروع کند و تنظيمات مربوط به سيستم کنترل کشش و موتور را تغيير دهد.
اتومبيل فرمول يک، مجهز به سيستم هدايت هيدروليک است؛ نيم دور چرخش فرمان، برای تغيير جهت حرکت اتومبيل در يک پيچ ۹۰ درجه کافی است.
0
![]() |
| اشتباه همیلتون (سمت چپ اتومبیل قرمز رنگ کیمی رایکونن) در استارت و پیچ اول مسابقه از عوامل ناکامی این راننده جوان بود |
در گراندپری ژاپن، شانزدهمین مسابقه فصل، لویس همیلتون، راننده بریتانیایی تیم مکلارن-مرسدس و صدرنشین جدول مسابقات با اشتباه در آغاز مسابقه نه تنها موقعیت برای پیشتازی و افزایش اختلاف با فیلیپه مسا، راننده فراری و نفر دوم در جدول را از دست داد، بلکه خود نیز نتوانست به امتیازی دست پیدا کند.
فرناندو آلونسو و رابرت کوبیتسا، رانندگان رنو و ب ام و با استفاده از اشتباه همیلتون پیشتاز مسابقه شدند و در نهایت با ارائه عملکردی بدون اشتباه به همین ترتیب از خط پایان عبور کردند.
کیمی رایکونن، دیگر راننده فراری و قهرمان فصل قبل مسابقات که اکنون امیدی به دفاع از عنوان قهرمانی خود ندارد، پشت سر این دو رقیب از خط پایان عبور کرد تا سمی عمده در بازگشت تیم فراری به صدر جدول تیمی مسابقات ایفاء کند.
همیلتون؛ ناشکیبا
همیلتون که در روز زمانگیری به مکان اول دست یافته بود، به واسطه عملکرد نه چندان درخشان مسا در زمانگیری (کسب رتبه پنجم) در موقعیتی بسیار مناسب برای افزایش اختلاف در صدر جدول داشت و برای افزایش فشار بر رقیب خود تنها می بایست بدون توجه به دیگر رانندگان مسابقه را جلوتر از مسا به پایان می برد.
اما جاه طلبی این راننده جوان که فصل گذشته در مسابقه آخر قهرمانی را از دست داد، باعث شد او پس از آنکه در استارت از کیمی رایکونن (نفر دوم زمانگیری) عقب افتاد، در اقدامی نسنجیده حداکثر تلاش خود را بکار گیرد تا در آستانه پیچ اول پیست فوجی پیشتازی را از رقیب فنلاندی خود پس بگیرد.
اما سرعت بسیار زیاد او در هنگام ورود به این پیچ راست گرد باعث شد او با وجود یک ترمز سنگین نتواند اتومبیل خود را بطور صحیح در مسیر پیچ نگه دارد و به واسطه سرعت بالا، در شرایطی که رایکونن در سمت چپ او قرار داشت، به طرف چپ مسیر پیچ منحرف شده و علاوه بر خروج از سمت چپ مسر، رایکونن را نیز در همین سمت از مسیر به بیرون براند.
این اشتباه باعث شد رابرت کوبیتسا و به دنبال او فرناندو آلونسو پیشتاز مسابقه شوند و همیلتون تا رتبه ششم و پشت سر مسا عقب برود.
با این حال بزرگترین ضربه به همیلتون در دور دوم مسابقه رخ داد.
برخورد مدعیان
در دور دوم همیلتون موفق شده بود بطور مقطعی با فاصله بسیار اندکی از مسا پیش بیفتد اما در آستانه یک پیچ کند چپ گرد، مسا در سمت چپ او با سماجت حاضر به عقب نشینی از این نبرد نشد و در حالی که قسمتی از اتومبیل او وارد قسمت چمن خارج از مسیر شده بود، با اتومبیل در حال چرخش به چپ همیلتون برخورد کند و کنترل او را بر هم بزند.
این برخورد هر چند باعث وارد شدن صدمه جدی به دو اتومبیل نشد، اما نوک اتومبیل همیلتون را 180 درجه در خلاف جهت مسیر چرخاند، در حالیکه مسا توانست با تاخیری اندک به رقابت ادامه بدهد و همیلتون را جا بگذارد.
همیلتون مجبور شد تا عبور کلیه اتومبیل های دیگر برای سر و ته کردن اتومبیل خود منتظر بماند و عملا بخت کسب امتیاز را از دست بدهد.
در این شرایط مجازات هایی که داوران علیه دو رقیب اصلی قهرمانی نیز اعمال کردند بر عملکرد هر دو تاثیر گذاشت.
جریمه های بحث برانگیز
![]() | |
| آلونسو و تیم رنو در چند مسابقه اخیر پیشرفت عمده ای داشته اند و عملا بهتر از ب ام و نتیجه گرفته اند |
هر دو راننده مجبور شند با سرعت 50 مایل در ساعت مسیر مستقیم گاراژ را بدون توقف طی کنند.
این مجازات هر چند همیلتون را به انتهای صف رانندگان عقب فرستاد، اما مسا کماکان در موقعیتی قرار داشت که بتواند امتیاز کسب کند.
هر چند او در انتهای مسابقه و در زمانی که رکورد بهترین زمان ثبت شده برای طی یک دور مسیر در انی مسابقه را شکسته بود، سر پیچ اول مسابقه با سباستین بوردی، راننده فرانسوی تیم تورو روسو برخورد کرد و چندین ثانیه زمان را جهت پیوستن مجدد به مسابقه از دست داد، اما با سبقت گرفتن از اتومبیل ضعیف تر رد بول (به رانندگی مارک وبر) توانست در مکان هشتم از خط پایان عبور کند و یک امتیاز به دست آورد.
ضمن اینکه داوران پس از پایان مسابقه نیز سباسیتن بوردی را در برخورد با مسا مقصر شناختند و او را که جلوتر از مسا از خظ پاان عبور کرده بود، 25 ثانیه جریمه نمودند که این مسئله فیلیپه مسا را به مکان هفتم بالا برد.
کسب مکان هفتم دو امتیاز برای مسا دربر داشت و در فاصله دو مسابقه مانده به پایان فصل مسا را به پنج امتیازی همیلتون رساند.
مسابقه بعد، یکشنبه 19 اکتبر در پیست شانگهای برگزار می شود.
در گراندپری ژاپن هشت راننده اول به شرح زیر موفق به کسب امتیاز شدند:
1. فرناندو آلونسو (رنو) در یک ساعت و 30 دقیقه و 21.892 ثانیه
2. رابرت کوبیتسا (ب ام و) + 5.2 ثانیه
3. کیمی رایکونن (فراری) + 6.4 ثانیه
4. نلسون پیکه جونیور (رنو) +20.5 ثانیه
5. یارنو ترولی (تویوتا) + 23.7 ثانیه
6. سباستین وتل (تورو روسو) + 39.2 ثانیه
7. فیلیپه مسا (فراری) + 39.2 ثانیه
8. مارک وبر (رد بول) + 46.1 ثانیه
پس از شانزده مسابقه رده بندی رانندگان و تیم ها بر حسب امتیاز به شرح زیر است:
رانندگان:
1. لویس همیلتون (مکلارن) - 84
2. فیلیپه مسا (فراری) - 79
3. رابرت کوبیتسا (ب ام و) - 72
4. کیمی رایکونن (فراری) - 63
5. نیک هایدفلد (ب ام و) - 56
6. هایکی کووالاینن (مکلارن) - 51
7. فرناندو آلونسو (رنو) - 48
8. سباستین وتل (تورو روسو) - 30
9. یارنو ترولی (تویوتا) - 30
10. مارک وبر (رد بول) - 21
تیمها:
1. فراری - 142
2. مکلارن - 135
3. ب ام و - 128
4. رنو - 66
5. تویوتا - 50
6. تورو روسو - 34
7. ردبول - 29
8. ویلیامز - 26
9. هوندا - 14
10. فورس ایندیا - 0
0
در کنفرانس غرب برتری سن آنتونیو و فینیکس و در شرق بوستون و اورلاندو مسجل شده است، اما در این لیگ نتیجه هیچ بازی را نمی توان از پیش تعیین شده دانست.
این حقیقت با تلخی تمام به فینیکس ثابت شد که دو باخت نزدیک به میامی و مینهسوتا داشت که هر دو از ضعیف ترین تیمهای لیگ به شمار می روند.
همین لیگ بهترین موقعیت برای پیشرفت را ایجاد می کند که شاهد آن موفقیت هفته های اخیر گلدن استیت بوده است که با میانگین بالای 109 امتیاز در هر مسابقه در جمع سه تیم برتر ان بی ای در حمله قرار دارد و پس از دنور، آماده ترین تیم برای ربودن توپ تیمهای حریف است.

بوستون کماکان بهترین تیم ان بی ای به شمار می رود. عامل اصلی موفقیت آنها دفاع است. در میان تیمهای حاضر در لیگ بوستون بسیار کمتر از دیگران به حریفانش امکان کسب امتیاز می دهد و هرچند آنها بهترین ریباندرهای ان بی ای نیستند، اما قوی ترین تیم در سلب موقعیت ریباند از حریفان هستند. راجون روندو، گارد راس تازه کار این تیم زیر سایه کوین گارنت، پال پیرس و ری آلن، ستارگان بوستون قراردارد اما نقش او در موفقیت این فصل بوستون انکار نشدنی است.

آنچه برای دیترویت پیروزی ساز می شود تجربه است. آنها که در هفت روز گذشته سه پیروزی داشتند و در مهمترین انها نیو اورلئان، تیم سوم کنفرانس غرب را در زمین این تیم شکست دادند، مسلما از امتیاز آورترین تیم های ان بی نیستند، اما می توان آنها را در جمع بهترین مدافعان گروهی در ان بی ای قلمداد کرد، و درک عمیق آنها از بازی گروهی و موقعیت سنجی دیترویت را از قوی ترین تیمهای لیگ ساخته است.

در واشنگتن تقریبا ضربه ناشی از مصدومیت گیلبرت آریناس فراموش شده است و این تیم دوباره راه صعود را در پیش گرفته است. آنها در هفته گذشته سه پیروزی داشتند و از جمله کلیولند نایب قهرمان فصل قبل را شکست دادند. کارون باتلر با میانگین تقریبا 23 امتیاز، 7 ریباند و 4 پاس منجر به گل از موثرترین بازیکنان این تیم است که از تیمهای نسبتا با دقت در حفظ توپ در ان بی ای به شمار می روند.

آتلانتا هاوکس مطمئنا به روزهای دامینیک ویلکینز باز نگشته است اما سه پیروزی در هفته گذشته آنها را تا رتبه ششم در کنفرانس شرق بالا کشیده است. جاش اسمیت فوروارد این تیم (در حال دفاع در تصویر) در سه فصل گذشته فقط مسیر پیشرفت را طی کرده است و در حال حاضر در هربازی بطور متوسط 17.7 امتیاز، 7.7 ریباند، 3.6 پاس منجر به گل، 2 توپ دزدی و 3.5 بلاک شات به نام خود ثبت می کند.

دنور و گلدن استیت دو تیمی هستند که با تمام قدرت هر حریفی را جدای از شان و مقام آن تهدید می کنند اما در هفت روز گذشته هر دو در برابر لیکرز شکست خوردند. طبیعی است که در لیکرز همه توجه ها معطوف به کوبی برایانت است که علاوه بر درخشش در کسب امتیاز (27.7) از بهترین ریباندرها در میان گاردهای لیگ به شمار می رود، اما درخشش این تیم مدیون موفقیت گروهی در دفاع و به خصوص ریباند و توپ دزدی بوده است

شکست دادن یوتا در خانه کار دشواری بود که پورتلند موفق به انجام آن شد. برندون روی، گارد جوان این تیم که دومین سال حضور خود در مسابقات انی بی ای را طی می کند، در هربازی تقریبا 18 امتیاز، بالای 4 ریباند و بالای 5 پاس منجر به گل به نام خود ثبت می کند اما موفقیت بیشتر تیم در پرتابها باعث شده است پورتلند در ماه دسامبر، نسبت به ماه قبل، میانگین امتیاز کسب شده در هربازی را حدودا 11 امتیاز افزایش دهد.

سه برد پیاپی مقابل نیویورک و هیوستون از موفقیتهای فیلادلفیا در هفته گذشته بود. فقدان آلن آیورسون از نظر کسب امتیاز تا اندازه ای به این تیم ضربه زد اما فقدان یک رهبر و همینطور نداشتن بازیکنانی غالب در زیر حلقه ها از بزرگترین مشکلات این تیم بوده است. آندره ایگودالا بهترین بازیکن و گارد این تیم که قابلیتهای فیزیکی بالایی دارد با 17.8 امتیاز در هربازی هنوز نتوانسته است جای خالی آیورسون را پر کند.

شیکاگو دیترویت را شکست داد تا گامی دیگر در جهت بازگشت به موقعیت فصل قبل خود برداشته باشد. از آنجا که این تیم از نظر بازیکنان نسبت به فصل گذشته دچار تحولی عمده نشد، به نظر می رسد مشکل این تیم بیشتر روحی باشد تا فنی و تاکتیکی. درصد شوتهای آنها نسبت به فصل قبل دچار کاهشی محسوس شده است. بن گوردون گارد بریتانیایی این تیم کماکان بیشترین امتیاز را برای این تیم کسب می کند، هر چند نسبت به فصل قبل میانگین امتیازات او 4 امتیاز کاهش یافته است.
0
جکسون که بواسطه پیروی از طریقت "ذن" و اعمال آموخته های خود از ذن در تمرینات، به "استاد ذن" معروف است، در شانزدهمین سال مربی گری خود، اسباب پیروزی لیکرز مقابل فیلادلفیا را فراهم کرد تا در تعداد پیروزی های کسب کرده در فصل عادی مسابقات، از رکورد 939 مسابقه رد آربک، مربی افسانه ای بوستون در دهه 50 و 60 میلادی، که در تعداد قهرمانی با او برابر است (9 بار)، فراتر برود و اسطوره ای را بنیان بگذارد.
احترام به او از داشتن موی سپید ناشی نمی شود، بلکه توان ذهنی او برای مبارزه و مدیریت بحران است که موی سپیدش را قابل احترام می سازد.

فیل جکسون که سابقه هدایت برخی از بزرگترین بازیکنان تاریخ NBA همچون مایکل جوردن، اسکاتی پیپن، شکیل اونیل و کوبی برایانت را دارد، عمده موفقیت خود را مدیون سیستم حمله "مثلثی" است که تکس وینتر، کمک او در سالهای گذشته، آنرا ایجاد کرد. در کنار این تاکتیک نه چندان ساده او قابلیت آنرا داشت و دارد تا بازیکنانی سرکش همچون دنیس رادمن، از بهترین ریباندرهای NBA در دهه 80 و 90 میلادی را کنترل کند و توان او در مدیریت، لیکرز را به یک مدعی بدل ساخته است.

رویارویی بوستون و دیترویت در شنبه 5 دسامبر، مهمترین بازی هفت روز گذشته بود که در شهر دیترویت با نتیجه 92-85 به سود بوستون به پایان رسید. بوستون با این پیروزی نوار 11 پیروزی متوالی دیترویت را قطع کرد و این کار را با اتکا به عاملی انجام داد که باعث وحشت رقبای این تیم شده است: بازیکنان ذخیره. در روزی که دیترویت با موفقیت سه ستاره بوستون را مهار کرده بود، گلن دیویس بازیکن تازه کار بوستون (سمت چپ تصویر) 20 امتیاز کسب کرد تا بوستون انتقام شکست 19 دسامبر خود را بگیرد.

لبرون جیمز که ابعادی بسیار بزرگتر از آنچه در این تصویر به نمایش درآمده دارد، در یک هفته گذشته (با 4 پیروزی مقابل آتلانتا، ساکرامنتو، تورنتو و سیاتل) کلیولند را تا رتبه پنجم کنفرانس شرق بالا کشید. او در سه مسابقه بطور متوسط 33 امتیاز، 8 ریباند، 8.3 پاس منجر به گل و 2.3 توپ دزدی کسب کرد و در مسابقه مقابل تورنتو، یک تنه در کوارتر چهارم 24 امتیاز بدست آورد. با این حال مایک براون، مربی کلیولند معتقد است تیمش با مشکلی روحی روبرو است.

آلن آیورسون بهترین بازیکن کنفرانس غرب در یک هفته گذشته بود. این گارد کوتاه قامت و چابک تیم دنور، در سه مسابقه به میانگین 33.3 امتیاز در هربازی دست یافت و آمار شوت دو امتیازی خود را به بالای 53 درصد رساند. در کنار این بازیکن پرکار، تیم دنور در کل لیگ NBA، در صدر جدول تیمی توپ ربایی و رتبه سوم ریباند قرار دارد و از نظر کسب امتیاز هم حضور کارملو آنتونی به صعود این تیم به رتبه چهارم لیگ با 106.7 امتیاز در هر مسابقه کمک کرده است.

دالاس کماکان در تلاش است تا منتقدان را راضی کند که آنرا جدی بگیرند. دو پیروزی مقابل تیمهای ضعیف میامی و مینه سوتا برای حفظ آبروی این تیم ضعیف در دفاع حیاتی بودند و پیروزی مقابل گلدن استیت بیشتر به تسویه حساب شخصی درک نویتزکی، فوروارد آلمانی دالاس با تیمی شباهت داشت که باعث شد برخی کارشناسان او را مستحق دریافت عنوان بهترین بازیکن فصل قبل ندانند. جاش هاوارد با پیشرفتی قابل ملاحظه در حمله از بازیکنان کلیدی دالاس است.

معجزه پروتلند کماکان ادامه دارد و این معجزه، شنبه شب پنجم سپتامبر مقابل یوتا که پنج روز پیشتر قطار پیروزی های متوالی این تیم را در ایستگاه سیزدهم متوقف کرد، بدون حضور برندون روی، بهترین بازیکن این تیم ادامه یافت. آنها از پرخطا ترین تیمهای لیگ و پس از میامی، ضعیف ترین در توپ ربایی هستند.، اما مهمترین نقطه قوت این تیم درصد بالای پرتابها به ثمر رسیده است و توانایی متوسط رو به بالا در کنترل بازی. لامارکوس آلدریج، سنتر جوان این تیم، با کسب 18.1 امتیاز در هر بازی بدون جایگزین است.

کریس پال، گارد راس نیو اورلئان باعث دو بردعمده مقابل فینیکس و گلدن استیت شد. این بازیکن 22 ساله با التماس از بایرون اسکات، مربی خود، مقابل فینیکس هر 48 دقیقه مسابقه را بازی کرد تا در یک بازی کنترل شده و در غیاب دیوید وست، بهترین امتیاز آور و ریباندر این تیم، در دقایق آخر این تیم قدرتمند کنفرانس غرب را شکست دهد. او که از امیدهای اصلی سکانداری تیم ملی آمریکا در المپیک است، سه شنبه در جمع افراد خیری حاضر شد که مشغول بازسازی خانه یکی از بازماندگان طوفان کاترینا بودند.

این بازیکنی است که در هفته های اخیر همه بدنبالش هستند. جیسون کید، بازیکن پر تلاش و همه فن حریفی که الگویی واقعی برای همه بازیکنان در همه سطوح محسوب می شود، برای اولین بار از 11 فصل قبل، در سه مسابقه متوالی ترپیل دابل (کسب سه آمار دو رقمی) به نام خود ثبت کرد. در آخرین مسابقه، این گارد راس نیوجرزی، 13 امتیاز 11 ریباند و 12 پاس منجر به گل داشت، با این وجود او نتوانست مانع شکست نیوجرزی مقابل شارلوت شود که با حضور مایل جوردن در رختکن، روحیه ای مضاعف یافته بود.
0
اما آنچه در میانه هیاهو و نبرد و شوتهایی که تشویق تماشاگران را بر می انگیزند گم می شود، دشواری تحمل فصلی طولانی با 83 مسابقه است که بازی های مکرر، براحتی برای یک بازیکن عادی غیرقابل تحمل می شود و حتی لذت "بازی" را به روزمرگی تبدیل می کند.
شاید از این رو است که ادامه خلق صحنه هایی تازه و جذاب در چنین فضایی را باید حاصل کار انسان هایی دانست که حداقل در این عرصه، "نبوغ" آنها غیرقابل انکار است.

چهار برد در چهار بازی، بهترین نتیجه بدست آمده در یک هفته گذشته بود که با تلاش فینیکس حاصل شد. نقطه اوج عملکرد این تیم، مسابقه با میلواکی بود که در آن استیو نش، گارد راس کانادایی فینیکس (شماره 13 در تصویر) علاوه بر بازی گردانی و ارسال 10 پاس منجر به گل، 37 امتیاز کسب کرد و پنج سه امتیازی به ثمر رساند.

جرالد والاس، فوروارد سرعتی شارلوت بابکتز، بهترین بازیکن کنفرانس شرق در هفت روز قبل بود. او در سه پیروزی (از چهار مسابقه) شارلوت بطور میانگین 29 امتیاز، 8 ریباند، 4.8 پاس منجر به گل و 3 توپ دزدی به نام خود ثبت کرد. بهترین عملکرد او مقابل دنور بود که 40 امتیاز و 8 ریباند برای تیمی تقریبا نا امید از صعود به مرحله حذفی به دست آورد.

نمایش یک نفره بارون دیویس هنوز توجه کارشناسان را به خود جلب می کند. این بازیکن گلدن استیت که سال دهم حضور خود در ان بی ای را می گذراند، در هفته گذشته بهترین بازیکن کنفرانس غرب بود و در چهار مسابقه (سه پیروزی) 26.3 امتیاز، 7 پاس منجر به گل، 5 ریباند و 4.5 توپ دزدی بدست آورد. با این حال تیم و مربی او متهم به "بازی احساسی" هستند.

بوستون در رده بندی های اعلام شده در هفته اخیر بعنوان بهترین تیم انتخاب شد. این تیم که کابوس دو باخت مقابل واشنگتن را پشت سر گذاشت، با پیروزی مقابل تیم قدرتمند شده پورتلند دوباره یک مجموعه پیروزی را آغاز کرد. با نزدیک شدن مهلت پایان نقل و انتقالات به نظر می رسد احتمال جذب یک گارد راس ذخیره در این تیم بیشتر شده است.

داک ریورز، مربی بوستون بعنوان مربی تیم ستارگان شرق، در بازی سنتی سالانه تیمهای منتخب شرق و غرب آمریکا انتخاب شد. او در روز یکشنبه 17 فوریه در شهر نیو اورلئان، همراه با کمک مربیان خود، هدایت ستارگانی چون لبرون جیمز و دوایت هاوارد را بعهده خواهد داشت. این انتخاب بر اساس رکورد برد و باخت مربیان تا سوم فوریه انجام می شود و مربیان در دو سال متوالی انتخاب نمی شوند.

شرایط لیکرز بدتر و بهتر شد! بد تر از این جهت که آنها ترور آریزا، فوروارد تازه منتقل شده به لیکرز را هم بعلت شکستگی پا از دست دادند؛ اما بهتر از این بابت که لیکرز به تیم یک نفره کوبی برایانت تبدیل نشد. آنها دو شنبه 21 ژانویه در شرایطی تیم قدرتمند دنور را شکست دادند که کوبی برایانت تنها 17 امتیاز کسب کرد، اما با 11 پاس منجر به گل، کار بازیکنانی چون درک فیشر را ساده کرد که 28 امتیاز به دست آورد.

کلیولند با شکست دادن سن آنتونیو، انتقام 4 باخت شرم آور در فینال مسابقات سال گذشته را گرفت. آنها با قطعی شدن حضور اندرسون واره ژو به تدریج هویت تازه ای پیدا می کنندو طلسم های خود ساخته را می شکنند. از جمله در هفت روز گذشته بالاخره توانستند برای اولین بار از زمان حضور لبرون جیمز (بهترین امتیاز آور لیگ) در کلیولند، میامی را در زمین خودش شکست دهند.

مصدومیت شکیل اونیل، ستاره کم فروغ تیم پر مشکل میامی، شاید دیگر مسئله ای مهم محسوب نشود. این بازیکن در طی پنج سال گذشته، سال به سال ضعیف تر شده و حدودا 11 امتیاز از آمار متوسط عمر 16 ساله حرفه ای خود (25.6)، کمتر امتیاز کسب می کند. به نظر می رسد تمدید قرارداد او با میامی که 100 میلیون دلار ارزش دارد و تا سال 2010 ادامه دارد، عاقلانه ترین کار نبوده است.
0
شاید از همین رو است که بازی سالانه "ستارگان" بسکتبال حرفه ای آمریکا
(All Stars)، نه تنها در آمریکا، بلکه در بیش از 200 کشور جهان توجه زیادی را به خود جلب می کند و جدای از جذابیت بسکتبال، یکی دلایل اصلی این توجه، سهم رای مردم (و نه کارشناسان) در انتخاب 10 بازیکنی است که بازی را آغاز می کنند (استارتر ها).
از این رو مطمئنا کسانی که در روز یکشنبه 17 فوریه در نیو اورلئان بعنوان نمایندگان کنفرانس شرق و غرب پیش روی هم قرار می گیرند، فراموش نخواهند کرد که مردم آنها را "ستاره" کرده اند.

کوین گارنت با 2.339.148 رای (211 سانتی متر قد، 115 کیلوگرم وزن، 32 سال سن، کنفرانس شرق) محبوب ترین بازیکن NBA به شمار می رود. این فوروارد/سنتر بوستون، عاملی کلیدی در موفقیت تیم تازه خود محسوب می شود و توانایی او در پرتابهای دور از حلقه مهر او را دشوار می سازد. او برای یازدهمین بار به مسابقه ستارگان راه پیدا می کند.

لبرون جیمز با 2.108.831 رای (203 سانتی متر قد، 109 کیلوگرم وزن و 24 سال سن، کنفرانس شرق) امسال به رتبه دوم محبوبیت تنزل پیدا کرد. این فوروارد کلیولند، در نفوذ و پرتابها، به یک اندازه موفق عمل می کند و توان بالای او در پرش، به هر حرکت او جذابیت می دهد. این چهارمین باری است که او به مسابقه ستارگان دعوت می شود.

دوایت هاوارد با 2.066.991 رای (211 سانتی متر قد، 120 کیلوگرم وزن و 22 سال سن، کنفرانس شرق) عضوی قابل اتکا در تیم اورلاندو بوده است. این سنتر جوان، با چابکی بالا در ریباند و پرتابهای زیر حلقه مشکلات فراوانی برای تیمهای حریف ایجاد می کند، اما هنوز بازیکنی کامل نیست. هاوارد برای دومین بار در مسابقه ستارگان شرکت می کند.

کوبی برایانت با 2.004.940 رای (198 سانتی متر، 100 کلیوگرم وزن و 30 سال سن، کنفرانس غرب) در سال 1998 عنوان جوان ترین بازیکن حاضر در مسابقه ستارگان را کسب کرد. این گارد لیکرز در ابتدای مسابقه اول فصل از تماشاگران "هو" شنید و در انتهای آن مسابقه بی وقفه تشویق می شد. عملکرد تیمی این فصل او نیز به همین اندازه با فصل قبل تفاوت کرده است.

کارملو آنتونی با 1.723.701 رای (203 سانتی متر قد، 104 کیلوگرم وزن و 24 سال سن، کنفرانس غرب) دومین بازیکن محبوب در کنفرانس غرب است. این فوروارد تیم دنور یک بازیکن تهاجمی محسوب می شود، اما در دفاع بازیکنی نیست که مهاجمان از او وحشت داشته باشند. بای این حال حضور او بود که به تیم دنور امید داد.

تیم دانکن با 1.712.800 رای (211 سانتی متر قد، 118 کیلوگرم وزن و 32 سال سن، کنفرانس غرب) الگوی تجربه است. این سنتر.فوروارد سن آنتونیو یک بازیکن کلاسیک محسوب می شود و حرکاتش لزوما از جذاب ترین حرکات نیستند. اما هر تیمی که برای کسب قهرمانی تلاش می کند، باید بازیکنی مانند او داشته باشد. مطمئن.

یائو مینگ با 1.709.180 رای (228 سانتی متر قد، 141 کیلوگرم وزن و 28 سال سن، کنفرانس غرب) بلند قد ترین بازیکن حاضر در NBA و افتخار آسیا است. این سنتر هیوستون راکتز، برای ششمین سال به بازی ستارگان دعوت می شود. اما علی رغم تبلیغات فراوان درباره قابلیتهای او، به همین اندازه طول کشید تا یائو به یک مهره ترسناک تبدیل شود.

دوین وید با 1.608.260 رای (193 سانتی متر قد، 96 کیلوگرم وزن و 26 سال سن، کنفرانس شرق) در شرایطی انتخاب می شود که تلاش فراوان او برای تغییر وضعیت بدترین تیم حال حاضر NBA یعنی میامی بی نتیجه مانده است. این گارد جوان که سابقه بازی در تیم ملی آمریکا را نیز دارد، در تیم خود تنها است، اما در میان ستارگان، نه.

جیسون کید با 1.246.386 رای (193 سانتی متر قد، 95 کیلوگرم وزن و 35 سال سن، کنفرانس شرق) مسن ترین بازیکن در میان 10 استارتر ستارگان است. اما عملکرد این گارد راس همه فن حریف، به هیچ وجه سن او را نشان نمی دهد. او در حالی به بازی ستارگان دعوت می شود که به شدت در تلاش است شرایط ترک تیم نیوجرزی را فراهم کند.

آلن آیورسون با 1.203.152 رای (183 سانتی متر قد، 75 کیلوگرم وزن و 33 سال سن، کنفرانس غرب) در آخرین روزهای رای گیری توانست از تریسی مکگریدی گارد راس هیوستون پیش بگیرد و در جمع 10 استارتر قرار گیرد. این گارد دنور، بازیکنی بسیار پرتلاش است و از برخورد فیزیکی با بازیکنان عظیم الجثه در لیگ ترسی ندارد.
0
![]() | |
| لبرون جیمز در حالی که با دو مدافع روبرو بود با این دانک تیم شرق را در مسیر پیروزی قرار داد |
در این مسابقه که در شهر نیو اورلئان برگزار شد، جیمز، 55 ثانیه مانده به پایان مسابقه و در شرایطی که دو تیم در امتیاز 125 مساوی بودند، با به ثمر رساندن یک دانک، حمایت تماشاگران را برانگیخت و تیم شرق را در موقعیتی قرار داد تا از حریف پیش بیفتد.
لبرون جیمز که عنوان ارزشمندترین بازیکن این مسابقه را نیز کسب کرد، نزدیک بود به مایکل جوردن، اسطوره بسکتبال بپیوندد که در سال 1997 به تنها بازیکنی در تاریخ برگزاری مسابقات ستارگان تبدیل شد که در این مسابقه تریپل دابل (سه آمار دو رقمی) کسب کرده است، اما جیمز در نهایت مسابقه را با 27 امتیاز، 9 پاس منجر به گل، هشت ریباند و 2 توپ دزدی (در30 دقیقه و 15 ثانیه حضور در زمین) به پایان برد.
جیمز در مسابقه ستارگان در سال 2006 (در شهر هیوستون) هم پس از آنکه باعث پیروزی 122-120 شرق در برابر غرب شد، عنوان ارزشمند ترین بازیکن مسابقه ستارگان را کسب کرده بود.
بر خلاف مسابقه دو سال قبل، این بار تیم شرق بود که وقتی پیش افتاده بود، اختلافی عمده را از دست داد.
تیم شرق که برای آخرین بار جیسن کید، گارد راس سرشناس را (که در جریان انتقال به کنفرانس غرب و تیم دالاس است) در اختیار داشت، در پنج دقیقه آغازین بازی با قدرت نمایی کریس باش، فوروارد قدرتی تورنتو، 18-7 از غرب پیش افتاد.
هر چند در ادامه مسابقه اختلاف اندکی کم شد اما تیم غرب نتوانست خود را به شرق نزدیک کند.
در آغاز کوارتر سوم، شرق مجددا اختلاف را افزایش داد و به 16 امتیاز رساند.
اما در دقایق ابتدایی کوارتر چهارم روند بازی تغییر کرد و تیم غرب توسط کریس پال و آماره استودامایر نه تنها بازی را به تساوی کشاند، بلکه در حالیکه 6 دقیقه و 14 ثانیه به پایان بازی مانده بود، 114-112 از حریف پیش افتاد.
اما در چهار دقیقه بعد، پنج بار برتری به سود یکی از دو تیم نغییر کرد تا در نهایت جیمز، با ربودن توپ درک نویتزکی، فوروارد غرب، و عبور از سد دو مدافع ضربه آخر را وارد کند.
سیل تحسین
![]() | |
| لبرون جیمز که به "پادشاه" شهرت دارد، دومین عنوان ارزشمندترین بازیکن مسابقه ستارگان در سه سال اخیر را کسب کرد |
بایرون اسکات مربی تیم غرب گفت: "لبرون وقتی به سمت حلقه می رود بیشتر به یک قطار باری شباهت دارد. او بزرگ، قوی و سریع است و وقتی سرعت می گیرد، متوقف کردنش دشوار می شود."
کریس پال، گارد راس تیم غرب هم گفت: "دانک آخر لبرون را دیدید. ما دو نفر را مامور دفاع کردن او کرده بودیم اما بازهم کافی نبود."
لبرون جیمز نیز پس از دریافت جایزه ارزشمندترین بازیکن مسابقه، هم بازی ها و هم تیمی های خود را ستایش کرد: "تیم شرق خوب کار کرد، ما در نیمه اول با اختلاف پیش افتادیم و در کوارتر چهارم هم توانستیم مقابل یورش آنها مقاومت کنیم."
ستارگان چشم در چشم کاترینا
آنچه در رسانه های آمریکایی بازتاب گسترده ای یافته است، حضور ورزشکاران حاضر در مراسم و مسابقات ستارگان، در سطح شهر نیو اورلئان و کمک به برنامه های بازسازی شهر بود که پس از گذشت دو سال و نیم از وقوع طوفان کاترینا، هنوز آسیب های عمده ای در آن به چشم می خورد.
از جمله یکی از این واکنشها، ئیان تامسن، تحلیلگر نشریه اسپورتز ایلاستریتد نوشت : "NBA روح خود را دوباره پیدا کرد."
![]() | |
| جیسن کید و استیو نش از بازیکنانی بودند که در سطح شهر نیو اورلئان در برنامه های کمک رسانی و بازسازی شرکت داشتند |
این نشریه همچنین از شور و شوق موجود در مسابقه دانک استقبال کرد و حتی با استقبال از بکارگیری موسیقی Jazz (با الهام از نفوذ این نوع موسیقی در نیو اورلئان) آنرا یک "نیروی اتحاد بخش شور انگیز" خواند.
0



















