
چطور با خواندن، انگليسي خود را تقويت کنيم؟
سريع خواني
معمولاً افراد هنگام مطالعهي يک متن (مثلاً يک روزنامه) سعي ميکنند با حداقل تلاش و حداکثر سرعت به مضمون اصلي مطلب پي ببرند. شايد بتوان اين استراتژي را «سريع خواني» ناميد. در اين استراتژي مغز تلاش ميکند تا جاي ممکن کلمات کمتري را بخواند و تنها کسري از ثانيه روي هر کلمه توقف ميکند. ممکن است زبانآموزان نيز اين استراتژي را براي خواندن متون انگليسي بکار بگيرند.
حال بايد ديد اين استراتژي (سريع خواني) چه ويژگيهايي دارد:
* کلمات گرامري از قبيل حروف اضافه و حروف تعريف ديده نميشوند. چشم تنها روي کلماتي از قبيل اسمها، فعلها، صفات و قيدهاي اصلي توقف ميکند.
* وجوه کلمه ديده نميشود (مانند قسمت دوم يا سوم بودن يک فعل).
* به املاي دقيق کلمه دقت نميشود. دانسته شده است که مغز کل کلمه را از روي شکل آن تشخيص ميدهد و آن را بصورت حرف به حرف تجزيه و تحليل نميکند.
* به کلمات مشکلي که براي درک معني کلمه ضروري نيستند توجه نميشود (براي صرفه جويي در وقت به ديکشنري مراجعه نميشود).
البته «سريع خواني» روش بسيار خوبي براي صرفهجويي در وقت است. اما مشکل اينجاست که شما براي درک يک مطلب به کلمات گرامري خيلي نياز نداريد، اما براي ساختن يک متن يا مطلب (هنگام نوشتن يا صحبت کردن) به آنها نياز داريد. بنابراين اگر به چيزهايي مانند حروف تعريف و حروف اضافه دقت نکنيد، نخواهيد توانست آنها را به درستي در جملات خودتان بکار گيريد.
به همين دليل بعضي از زبانآموزان يک کتاب 300 صفحهاي را تمام ميکنند و همچنان با گرامر نسبتاً پايهاي هم مشکل داشته باشند. و باز به همين دليل است که حروف اضافه و حروف تعريف جزو سختترين قسمتهاي آموزش زبان انگليسي محسوب ميشوند. توصيهاي که در اينجا به زبانآموزان ميشود اين است که اگر ميخواهيد مهارتهاي خروجي (=نوشتن و مکالمه) خود را افزايش دهيد، بايد به خودتان ياد بدهيد که به کلمات گرامري توجه کنيد.
چگونه بخوانيم؟
در اينجا چند نکتهي جالب و مهم براي مطالعهي متنهاي انگليسي به زبانآموزان توصيه ميشود:
1- هنگام برخورد با يک چيز جالب توجه (و نه واضح) توقف کنيد: مثلاً يک کلمهي جديد، نحوهي کاربرد يک کلمه، يک ساختار گرامري، يک حرف اضافه، يک حرف تعريف، ترتيب لغات و .... کمي وقت بگذاريد و فکر کنيد که چرا مثلاً در يک جملهي خاص از حرف اضافهي at به جاي on استفاده شده است و يا چرا از زمان حال کامل استفاده شده است در حاليکه شما انتظار گذشتهي ساده را داشتيد.
2- اگر در جملهاي عبارت مفيدي وجود دارد، از خودتان بپرسيد: آيا خودم ميتوانم يک عبارت مشابه بسازم؟ آيا ميتوانيد مثلاً حروف اضافه، حروف تعريف و زمانهاي صحيح را بکار ببريد؟ اگر مطمئن نيستيد، سعي کنيد يک عبارت مشابه را با صداي بلند و يا در ذهنتان بگوييد. هدف اين است که آن عبارت را در ذهنتان نگه داريد.
آموزش زبان بدون نياز به ترجمه و يـا حتی زحمت به خاطرسپاری لغات و دستور زبان!
3- هر جا لازم است (و يا اگر صرفاً دوست داريد)، از ديکشنري استفاده کنيد تا به تعاريف کلمات و نيز به جملات نمونهي بيشتري دست پيدا کنيد. (معرفي ديکشنري)
4- جملات و عبارتهاي مفيد و کاربردي را در دفتر يادداشت خود (و يا در نرمافزارهايي مانند Supermemo) وارد کنيد. بدين ترتيب اطمينان خواهيد يافت که در آينده باز هم آنها را مرور خواهيد کرد.
اگر دوست نداريد هنگام خواندن توقف کنيد (تا مثلاً يک کلمه را در ديکشنري جستجو کنيد)، ميتوانيد زير جملات جالب و مفيد خط بکشيد تا بعداً به آنها رسيدگي کنيد.
نکتهي مهم ديگري که بايد به آنها توجه کنيد اين است که شما مجبور نيستيد که هميشه از استراتژي بالا استفاده کنيد. خواندن به اين روش نسبتاً خسته کننده است، بنابراين اگر بعد از يک مطالعهي طولاني خسته هستيد، اين روش را به کار نبريد. همچنين براي هر جمله به يک اندازه وقت صرف نکنيد. در بسياري از جملات، عبارتها و ساختارهايي که براي جملهسازي شما مفيد باشند وجود ندارد.
0
چرا بايد انگليسي ياد بگيريم؟
شايد يادگيري زبان انگليسي مهمترين گام در ارتقاء کيفيت زندگي شما باشد.
آيا هيچ فکر کردهايد که دسترسي به اطلاعاتي که ديگران از آن بيبهرهاند، چقدر ميتواند جالب باشد؟ يا صحبت کردن با افراد جالبي که ديگران نميتوانند با آنها ارتباط برقرار کنند؟ يا تحت تأثير قرار دادن اطرافيانتان هر موقع که دهانتان را باز ميکنيد؟ و يا پشت سر گذاشتن ديگران با جهشهاي بزرگي که در شغلتان برميداريد؟
شما ميتوانيد به همه اينها برسيد، اگر خوب انگليسي صحبت کنيد.
|
شما به چه چيزي علاقمند هستيد؟ علوم؟ موسيقي؟ کامپيوتـر؟ سلامتي؟ تجـارت؟ ورزش؟ رسانههـاي امروز – از قبيـل اينترنت، تلويزيون و مطبوعـات – دسترسي تقريباً نامحدودي را به اطلاعات پيرامون موضوعات مورد علاقهتان فراهم کرده است. فراموش نکنيد که ما در عصر اطلاعات زندگي ميکنيم.
تنها يک مشکل وجود دارد: بيشتر اين اطلاعات به زبان انگليسي است.
در اينجا چند مثال از اطلاعاتي که اگر انگليسي بلد باشيد ميتوانيد از آنها استفاده کنيد، بيان ميشود:
- بيشتر صفحات وب. بيش از يک ميليارد (1.000.000.000) صفحه اطلاعات در اينترنت وجود دارد! اين شگفتانگيز است که تنها با ياد گرفتن يک زبان، به خيل عظيمي از اطلاعات در پهنه اينترنت دسترسي پيدا ميکنيد.
- کتابها – در هر موضوعي، از سرتاسر جهان. شما ميتوانيد کتابهايي با نويسندگان آمريکايي يا بريتانيايي بخوانيد، و نيز کتابهاي ترجمه شده از زبانهاي ديگر. به هر موضوعي که علاقمند باشيد، ميتوانيد چيزي به انگليسي درباره آن پيدا کنيد.
- مطبوعات. فقط مجلهها و روزنامههاي انگليسي زبان هستند که به راحتي در هر کجاي جهان يافت ميشوند. شما براي پيدا کردن مجلههايي مانند تايم يا نيوزويک مجبور نيستيد خيلي وقت صرف کنيد.
- علوم. زبان انگليسي کليـد دنيـاي علم و فنآوري است. حـدود 95% مقـالات علمي منتشر شده، به زبان انگليسي است کـه تنها حدود 50% از آنها مربوط بـه کشورهاي انگليسيزبان (مانند آمريکا و انگلستان) ميباشد.
- گزارشات خبري. شبکههاي تلويزيوني بينالمللي از جمله BBC و CNN را در نظر بگيريد. آنها خبرها را بسيار سريعتر و حرفهايتر منتشر ميکنند. در هر کجاي دنيا شما ميتوانيد به آنها دسترسي داشته باشيد.
انگليسي را ميتوان «زبان گفتگو» ناميد. چرا؟ چون به نظر ميرسد همه مردم جهان پذيرفتهاند که براي گفتگو و ارتباط با يکديگر از زبان انگليسي استفاده کنند.
- حدود يک و نيم ميليارد (1.500.000.000) نفر در جهان ميتوانند به انگليسي صحبت کنند. يک ميليارد نفر ديگر هم مشغول فراگيري آن هستند.
- تقريباً همه کنفرانسها و مسابقات بينالمللي به زبان انگليسي برگزار ميشود. به عنوان مثال رقابتهاي المپيک يا جام جهاني فوتبال را در نظر بگيريد.
- سياستمداران کشورهاي مختلف از زبان انگليسي براي برقراري ارتباط با يکديگر استفاده ميکنند. انگليسي، زبـان اصلي سازمانهايي از قبيـل سازمـان ملل متـحد (UN)، نـاتـو (NATO) و... ميباشد.
اگر شما بتوانيد به انگليسي صحبت کنيد، قادر خواهيد بود:
- با مردمان سراسر جهان ارتباط برقرار کنيد. مثلاً ميتوانيد عقايد و نظراتتان را در گروههاي تبادل نظر اينترنتي بيان کنيد. به افراد مورد علاقهتان ايميل ارسال کنيد و درباره زندگي و فرهنگشان اطلاعات کسب کنيد.
- راحتتر سفر کنيد. به هر کجا که سفر ميکنيد ميتوانيد با ديگران ارتباط برقرار کنيد – انگليسي در بيش از 100 کشور جهان مورد استفاده قرار ميگيرد. ميتوانيد آدرس بپرسيد، با افراد مکالمه کنيد، يا... کمک بخواهيد. کسي چه ميداند، شايد روزي زبان انگليسي جان شما را نجات دهد!
اگر خواهان شغل خوبي در زمينههاي تجاري يا علمي هستيد، از پشت ميز کارتان بلند شويد و همين حالا به فراگيري انگليسي مشغول شويد!
دانستن انگليسي به شما اجازه ميدهد که:
- عبارت «مسلط به زبان انگليسي» را در رزومه (=خلاصه شرح حال و سوابق) خود درج کنيد. بدين ترتيب شانس خود را براي بدست آوردن شغل بهتر و کسب درآمد بيشتر، افزايش ميدهيد.
- دانش فني خود را افزايش دهيد. انگليسي زبان فنآوري است، مخصوصاً فنآوريهاي تراز بالايي مانند علوم کامپيوتر، ژنتيک و پزشکي. اگر ميخواهيد درباره اين علوم مطالعه کنيد، احتمالاً مجبور خواهيد شد از منابع انگليسي استفاده کنيد.
- يک تاجر بينالمللي باشيد. ايـن بسيار واضح اسـت. تجـارت بينالمللي تنها بـا زبان انگليسي ميسر ميشود. يادتان باشد که در دهکده جهاني به سر ميبريد. بنابراين اگر ميخواهيد نقشي ايفا کنيد، بايد انگليسي بلد باشيد – تا بتوانيد با تجار ديگر ارتباط داشته باشيد، در کنفرانسها و همايشها شرکت کنيد، روزنامهها و مجلات تجاري بخوانيد و....
- دانشجوي و محقق بهتري باشيد. ميتوانيد با دانشمندان کشورهاي ديگر مکاتبه کنيد. در همايشهاي بينالمللي شرکت کنيد و با مطالعه مجلات و کتب، از يافتههاي جديد علمي با خبر شويد.
انگليسي نه فقط مفيدترين زبان دنياست، بلکه يکي از آسانترين زبانها براي يادگيري و استفاده محسوب ميشود:
- الفباي ساده – هيچ نماد يا نشانه خاصي از قبيل ä يا é وجود ندارد.
- حالت جمع آسان – فقط کافي است يک s (يا es) به انتهاي يک اسم اضافه شود. (one car, two cars)
- کوتاهي کلمات – اغلب کلمات اصلي کوتاه هستند: run, work, big, go, man و.... کلمات طولانيتر هم غالباً کوتاه ميشوند: fridge=refrigerator, os=operating system.
- انگليسي همه جا يافت ميشود: دسترسي به تلويزيون، موسيقي، وبسايتها و مجلات انگليسي زبان بسيار راحت است. شما مجبور نخواهيد بود فقط از چند کتاب خستهکننده آموزشي استفاده کنيد. ميتوانيد همزمان هم انگليسي بياموزيد و هم از آن استفاده کنيد. بديهي است که بدين ترتيب اشتياق شما براي يادگيري افزايش مييابد.
0
فهرست افعال بيقاعده (نامنظم)
در جدول زير مهمترين و رايجترين افعال بيقاعده به همراه معني آنها آورده شده است. بديهي است تعداد افعال ياد شده بيشتر از اين مقدار است، اما چون يادگيري آنها براي زبانآموزان چندان الزامي نيست، از ذکر آنها خودداري شده است.
|
مصدر |
گذشته ساده |
اسم مفعول |
معاني اصلي |
|
arise |
arose |
arisen |
برخاستن، بلند شدن، رخ دادن |
|
awake |
awoke |
awoken |
بيدار کردن، بيدار شدن |
|
be |
was, were |
been |
بودن، وجود داشتن |
|
beat |
beat |
beaten |
زدن، شکست دادن |
|
become |
became |
become |
شدن، درخور بودن |
|
begin |
began |
begun |
آغاز کردن، آغاز شدن |
|
bend |
bent |
bent |
خم کردن، خم شدن |
|
bet |
bet |
bet |
شرط بستن |
|
bid |
bid |
bid |
پيشنهاد دادن |
|
bite |
bit |
bitten |
گاز گرفتن |
|
blow |
blew |
blown |
دميدن، وزيدن |
|
break |
broke |
broken |
شکستن، قطع کردن |
|
bring |
brought |
brought |
آوردن، موجب شدن |
|
broadcast |
broadcast |
broadcast |
منتشر کردن، اشاعه دادن |
|
build |
built |
built |
ساختن، بنا کردن |
|
burn |
burned/burnt |
burned/burnt |
سوختن، سوزاندن |
|
buy |
bought |
bought |
خريدن |
|
catch |
caught |
caught |
گرفتن، بدست آوردن |
|
choose |
chose |
chosen |
انتخاب کردن، گزيدن |
|
come |
came |
come |
آمدن، رسيدن |
|
cost |
cost |
cost |
ارزيدن، ارزش داشتن |
|
cut |
cut |
cut |
بريدن، زدن، چيدن |
| deal | dealt | dealt | معامله کردن، رفتار کردن |
|
dig |
dug |
dug |
کندن، حفر کردن، کاوش کردن |
|
do |
did |
done |
انجام دادن، (عمل) کردن |
|
draw |
drew |
drawn |
کشيدن، ترسيم کردن |
|
dream |
dreamed/dreamt |
dreamed/dreamt |
خواب ديدن، رويا ديدن |
|
drink |
drank |
drunk |
آشاميدن |
|
drive |
drove |
driven |
راندن، بردن |
|
eat |
ate |
eaten |
خوردن |
|
fall |
fell |
fallen |
افتادن، پايين آمدن |
|
feel |
felt |
felt |
احساس کردن، لمس کردن |
|
fight |
fought |
fought |
جنگ کردن، نزاع کردن |
|
find |
found |
found |
پيدا کردن |
|
fly |
flew |
flown |
پرواز کردن |
|
forget |
forgot |
forgotten |
فراموش کردن |
|
forgive |
forgave |
forgiven |
بخشيدن، عفو کردن |
|
freeze |
froze |
frozen |
منجمد شدن، يخ بستن |
|
get |
got |
gotten |
گرفتن، بدست آوردن |
|
give |
gave |
given |
بخشيدن، دادن (به) |
|
go |
went |
gone |
رفتن، رهسپار شدن |
|
grow |
grew |
grown |
رشد کردن، بزرگ شدن، روئيدن |
|
hang |
hung |
hung |
آويختن، آويزان کردن، به دار آويختن |
|
have |
had |
had |
داشتن |
|
hear |
heard |
heard |
شنيدن |
|
hide |
hid |
hidden |
پنهان کردن، پنهان شدن |
|
hit |
hit |
hit |
زدن، خوردن به |
|
hold |
held |
held |
نگهداشتن، گرفتن |
|
hurt |
hurt |
hurt |
آزردن، آسيب زدن (به) |
|
keep |
kept |
kept |
نگاه داشتن، محافظت کردن |
|
know |
knew |
known |
دانستن |
|
lay |
laid |
laid |
گذاشتن، نهادن، نصب کردن |
|
lead |
led |
led |
رهبري کردن، بردن، هدايت کردن |
|
learn |
learned/learnt |
learned/learnt |
آموختن، ياد گرفتن |
|
leave |
left |
left |
ترک کردن، واگذاردن |
|
lend |
lent |
lent |
وام دادن، قرض دادن |
|
let |
let |
let |
گذاشتن، اجازه دادن |
|
lie |
lay |
lain |
دراز کشيدن |
|
lose |
lost |
lost |
گم کردن، از دست دادن |
|
make |
made |
made |
درست کردن، ساختن |
|
mean |
meant |
meant |
معني دادن |
|
meet |
met |
met |
ملاقات کردن، مواجه شدن (با) |
|
pay |
paid |
paid |
پرداختن، پول (چيزي را) دادن |
|
put |
put |
put |
گذاشتن |
|
read /ri:d/ |
read /red/ |
read /red/ |
خواندن |
|
ride |
rode |
ridden |
سوار شدن، سواري کردن |
|
ring |
rang |
rung |
زنگ زدن |
|
rise |
rose |
risen |
برخواستن، بالا رفتن، طلوع کردن |
|
run |
ran |
run |
دويدن، روان شدن، گريختن |
|
say |
said |
said |
گفتن |
|
see |
saw |
seen |
ديدن |
|
sell |
sold |
sold |
فروختن، به فروش رفتن |
|
send |
sent |
sent |
فرستادن |
| shoot |
shot |
shot | تير يا گلوله زدن (به)، تيراندازي کردن |
|
show |
showed |
showed/shown |
نشان دادن |
|
shut |
shut |
shut |
بستن، بسته شدن |
|
sing |
sang |
sung |
(آواز) خواندن |
|
sink |
sank |
sunk |
غرق شدن |
|
sit |
sat |
sat |
نشستن، نشاندن |
|
sleep |
slept |
slept |
خوابيدن |
|
speak |
spoke |
spoken |
صحبت کردن، حرف زدن |
|
spend |
spent |
spent |
خرج کردن |
|
stand |
stood |
stood |
ايستادن، تحمل کردن |
|
swim |
swam |
swum |
شنا کردن |
|
take |
took |
taken |
گرفتن، بردن، خوردن برداشتن |
|
teach |
taught |
taught |
آموختن، ياد دادن |
|
tear |
tore |
torn |
پاره کردن، پاره شدن |
|
tell |
told |
told |
گفتن |
|
think |
thought |
thought |
فکر کردن، گمان کردن |
|
throw |
threw |
thrown |
پرت کردن، انداختن |
|
understand |
understood |
understood |
فهميدن |
|
wake |
woke |
woken |
بيدار کردن، بيدار شدن |
|
wear |
wore |
worn |
پوشيدن، بر تن داشتن |
|
win |
won |
won |
پيروز شدن، بردن |
|
write |
wrote |
written |
نوشتن |
0
ضمايم پرسشي (Question Tags)
ضمايم پرسشي پرسشهاي کوتاهي هستند که به انتهاي يک جمله (در انگليسي محاورهاي) افزوده ميشوند.
به جملات زير دقت کنيد:
-
You are a teacher, aren't you?
(شما يك معلم هستيد، اينطور نيست؟) -
Farhad works hard, doesn't he?
(فرهاد سخت کار ميکند، اينطور نيست؟)
در مثالهاي بالا aren't you و doesn't he ضمايم پرسشي هستند.
قواعد ساختن ضمايم پرسشي
1- ضمايم پرسشي از دو کلمه ساخته ميشوند: يک ضمير فاعلي پس از يک فعل کمکي:
| |||||||||
2- فاعل آن با فاعل جمله اصلي مطابقت ميکند:
-
Jim plays football, doesn't he?
-
The students will be arriving soon, won't they?
3- فعل کمکي آن با فعل کمکي جمله اصلي مطابقت ميکند، با اين تفاوت که:
الف- اگر جمله اصلي مثبت باشد، «ضميمه پرسشي» منفي، و اگر جمله اصلي منفي باشد «ضميمه پرسشي» مثبت خواهد بود.
-
It wasn't an interesting film, was it?
-
They will finish their job, won't they?
-
You wouldn't tell anyone, would you?
ب- اگر هيچ نوع فعل کمکي در جمله اصلي وجود نداشت از does، do و يا did (با توجه به زمان جمله) استفاده ميکنيم:
-
She plays the piano, doesn't she?
-
You look well today, don't you?
-
You sold your car, didn't you?
0
قيدها
از قيدها براي اضافه کـردن اطلاعاتي بـه يک عبارت استفاده ميشود. همچنين قيدها ميتوانند به يک کلمه ديگر از جمله به يک صفت يـا قيد ديگر نيز اطلاعاتي اضـافه کننـد کـه در ايـن صورت معرف (modifier) ناميده ميشوند.
انواع قيد
قيود اقسام مختلفي دارند که در اينجا به پنج نوع متداول آنها اشاره ميشود:
1- قيد حالت:
well, how, quickly, slowly, hard, fast, angrily, ...
-
The children are playing happily.
(بچهها دارند با خوشحالي بازي ميکنند) -
Snails crawl very slowly.
(حلزونها خیلی به آرامی میخزند)
2- قيد مکان:
up, down, there, here, above, below, near, ...
-
How long have you been waiting here?
(شما چه مدتي اينجا منتظر بودهايد؟)
3- قيد زمان:
today, yet, still, recently, soon, now, then, ...
-
You can stay with us until then.
(تا آن موقع ميتوانيد با ما بمانيد)
4- قيد مقدار:
very, too, so, quite, much, rather, ...
-
They are not really my parents.
(آنها واقعاً والدين من نيستند)
5- قيد تکرار:
twice, sometimes, often, always, never, ...
-
Sometimes I write to him.

(گاهي به او نامه مينويسم)
جاي قيدها
سه جا يا مکان اصلي براي قيدها وجود دارد:
1- در ابتداي عبارت (قبل از فاعل) (ابتدايي)
| قيد | فاعل | عبارت فعلي | + ... |
| Sometimes | she | arrives | late. |
2- در ميانه جمله (مياني):
الف) بعد از اولين فعل معين:
| فاعل | اولين فعل معين | قيد | بقيه عبارت فعلي | + ... |
| She | has | always | arrived | late. |
ب) پس از فعل be:
| فاعل | BE | قيد | + ... |
| She | is | always | late. |
ج) اگر فعل معيني وجود ندارد، قبل از فعل مسندي (قابل صرف):
| فاعل | قيد | فعل مسندي | + ... |
| She | sometimes | arrives | late. |
3- در انتهاي عبارت (پاياني):
| فاعل | عبارت فعلي | +... | قيد |
| She | arrives | late | sometimes. |
در جدول زير متداولترين مکان قيدها در جملات نشان داده شده است:
| نوع قيد | مکان قيد | مثال |
| حالت | پاياني |
He never drives fast. |
| مکان | پاياني | We can stay there. |
| زمان | پاياني | I'll see you tomorrow. |
| مقدار | مياني | This book is rather boring. |
| تکرار | مياني | I have never seen him before. |
|
| ||
| ||
ساختار قيد
از لحاظ فرم و ساختار ميتوان قيدها را به سه دسته طبقه بندي کرد:
1- قيدهايي که با اضافه کردن ly به يک صفت ساخته ميشوند، مانند:
slow → slowly
brave → bravely
quick → quickly
2- قيدهايي که همان ساختار صفات را دارا هستند، يعني هم ميتوانند به صورت قيد به کار روند و هم به صورت صفت. برخي از مهمترين آنها عبارتند از:
just, well, right, far, forward, early, hard, straight, pretty, little, fast, late, left, backward, deep, direct, near, wrong
3- قيودي که اصلاً ارتباطي با صفات ندارند. مانند:
so, now, very, there, here, too, as, quite
چند نکته املايي
گفتيم که بسياري از قيدها با اضافه شدن ly به يک صفت ساخته ميشوند. اما هميشه به اين سادگي نيست:
1- y در انتهاي کلمه به i تبديل ميشود:
gay → gaily
2- e در انتهاي کلمه همچنان باقي ميماند:
strange → strangely
ولي چند استثنا وجود دارد:
true → truly
due → duly
whole → wholly
3- در صفاتي که به able يا ible ختم ميشوند، e در انتهاي کلمه حذف ميشود و y جاي آن را ميگيرد:
probable → probably
possible → possibly
4- صفاتي که به يک حرف با صدا و يک L ختم ميشوند، طبق روش معمول ly ميگيرند:
actual → actually
general → generally
0
صفات
صفات کلماتي هستند که کيفيت و چگونگي افراد، اشياء، مکانها و ... را بيان ميکنند. صفت تنها يک حالت دارد؛ يعني اينکه با اسم مفرد يا جمع، مذکر يا مؤنث بطور يکسان بکار ميرود:
a young man/woman
young men/women
اما تنها موارد استثناء، صفات this و that ميباشند که پيش از اسامي جمع به these و those تبديل ميشوند:
this book - those books, that boy - those boys
مکان صفات
صفتها ميتوانند در موقعيتها و جاهاي مختلفي در يک جمله ظاهر شوند که در زير به مهمترين اين موقعيتها اشاره ميشود:
1- قبل از يک اسم:
a good man, an old car, the green carpet
گاهي بيش از يک صفت، اسمي را توصيف ميکنند:
a good young man, the beautiful green carpet
2- پس از فعل be:
-
You are beautiful.
-
She is fat.
-
The bus is late.
بجز فعل be، افعال ديگري نيز مانند seem، look، become و stay ميتوانند قبل از صفت قرار بگيرند:
-
It looks interesting. (جالب به نظر ميرسد.)
-
It is becoming sunny. (هوا دارد آفتابي ميشود.)
3- پس از the، که در اين صورت کلمه اصلي يک عبارت اسمي محسوب ميشود:
the young جوانان
the old پيران
the dead مردگان
the English انگليسيها
(براي کسب اطلاعات بيشتر به موارد کاربرد حرف تعريف معين (the) مراجعه کنيد.)
4-بعد از برخي افعال، يک صفت ميتواند به دنبال مفعول بيايد:
|
صفت |
مفعول |
فعل |
فاعل |
| secret. | her past | kept | She |
| mad. | me | is driving | The noise |
| lucky. | myself | consider | I |
| angry. | him | made | Her behaviour |
ترتيب صفات
ميدانيم که صفتها معمولاً قبل از اسم ميآيند، اما اگر بيش از يک صفت اسمي را توصيف کنند، در اينصورت صفتها معمولاً به ترتيب خاصي قرار ميگيرند. هر چند ترتيب قرار گيري صفتها پيش از يک اسم هميشه ثابت نيست، اما جدول زير به شما کمک ميکند تا نحوهی جاگيري کلي آنها را ياد بگيريد:
|
|
6 جنس |
5 مليت |
4 رنگ |
3 سن |
2 اندازه |
1 بيان عقيده يا احساس |
|
| flower | yellow | beautiful | a | ||||
| nurse | Indian | young | handsome | that | |||
| tables | wooden | big | those | ||||
| cat | Persian | white | old | an |
بيشتر صفتها ميتوانند هر دو حالت تفضيلي (با افزودن -er يا more) و عالي (با افزودن -est يا most) را داشته باشند. در ادامه نحوه ساخت هر دو حالت را خواهيد آموخت.
|
|
تفضيلي |
عالي |
|
large بزرگ |
larger بزرگتر | the largest بزرگترين |
|
tall بلند |
taller بلندتر | the tallest بلندترين |
|
beautiful زيبا |
more beautiful زيباتر | the most beautiful زيباترين |
1- نحوه ساخت صفات تفضيلي:
الف- با افزودن -er به انتهاي صفات يک هجايي:
old, older
bright, brighter
ب- با افزودن more به ابتداي صفات چند هجايي:
difficult, more difficult
interesting, more interesting
2- نحوه ساخت صفات عالي:
الف- با افزودن -est به انتهاي صفات يک هجايي
old, oldest
bright, brightest
ب- با افزودن the most به ابتداي صفات چند هجايي:
difficult, the most difficult
interesting, the most interesting
صفات نامنظم
|
|
تفضيلي |
عالي |
|
good |
better | the best |
|
bad |
worse | the worst |
|
far |
further | the furthest |
|
little |
less |
the least |
|
many |
more |
the most |
|
much |
more |
the most |
|
old |
older/elder |
the oldest/eldest |
چند نکته املايي
1- صفاتي که به y ختم ميشوند، حتي اگر چند هجايي باشند نيز از همان قواعدي استفاده ميکنند که براي صفات يک هجايي بکار ميروند، اما بايد توجه داشته باشيد که در اينصورت موقع اضافه کردن er و est، اy به i تبديل ميشود:
pretty, prettier, prettiest
happy, happier, happiest
funny, funnier, funniest
2- هنگام اضافه کردن er يا est به انتهاي صفات يک هجايي که داراي يک حرف با صدا هستند و به يک حرف بيصدا ختم ميشوند (مانند big)، حرف بيصداي آخر تکرار ميشود:
big, bigger, biggest
sad, sadder, saddest
hot, hotter, hottest
fat, fatter fattest
ولي اگـر صفتي داراي بيش از يـک حرف صدادار بود، در ايـن صـورت حرف بيصداي آخر تکـرار نميشود:
great, greater, greatest
3- صفاتي که به e ختم ميشوند، هنگام اضافه کردن er يا est، اe خود را از دست ميدهند:
blue, bluer, bluest
large, larger, largest
strange, stranger, strangest
مقايسه
1- صفت قياسي همتراز: براي مقايسه افراد، مکانها، اشياء و ...، وقتيکه هيچ تفاوتي ميان آنها وجود نداشته باشد از ساختارهاي زير استفاده ميکنيم:
|
as + صفت + as |
مثبت: | |
|
| ||
|
not as + صفت + as |
منفي: | |
-
I'm as happy as you. (من به اندازه تو خوشحال هستم.)
-
Farhad is almost as tall as his father. (فرهاد تقريباً به بلندي پدرش است.)
-
Our house is not as expensive as your house. (خانه ما به گراني خانه شما نيست.)
-
A cheetah is not so dangerous as a lion.(يوزپلنگ به اندازه شير خطرناک نيست.)
2- صفت قياسي تفضيلي: براي مقايسه دو شخص، دو چيز و ... از صفت تفضيلي به همراه کلمه than استفاده ميشود:
|
|
-
She looks younger than my mother.
(از مادرم جوانتر به نظر ميرسد.) -
I think writing is easier than speaking.
(گمان ميکنم نوشتن از صحبت کردن راحتتر است.) -
The man on the right is taller than the man on the left.
(مرد سمت راستی از مرد سمت چپی بلندتر است.)
2- صفت قياسي عالي: براي مقايسه بيش از دو شخص يا دو چيز از صفت عالي استفاده ميشود:
-
He's the oldest teacher in our school.
(او مسن ترين معلم مدرسه ماست.) -
It must be the most expensive car in the world.
(اين بايد گرانترين اتومبيل جهان باشد.)
-1
افعال کمکی (معین)
افعال کمکی یا معین (auxiliary verbs) معمولاً قبل از یک فعل دیگر (فعل اصلی) در جمله قرار میگیرند و کارشان کمک به فعل اصلی جمله در تشکیل عبارات فعلی میباشد.
افعال کمکی را میتوان به دو دسته تقسیم نمود:
|
افعال کمکی اصلی |
be, have, do | |||||
|
افعال کمکی وجهی |
|
ویژگیهای افعال کمکی
الف) افعال کمکی اصلی
حالت سوم شخص مفرد (-s form)، گذشته ساده و اسم مفعول (قسمت سوم فعل) آنها نامنظم (بی قاعده) است:
| past participle | past tense | -s form |
be: have: do: |
|
been had done |
was / were had did |
is has does |
ب) افعال کمکی وجهی
1- در حالت سوم شخص مفرد (بر خلاف افعال معمولی) -s نمیگیرند:
-
She can play the piano quite well. (not: She
cans...) -
He must work harder. (not: He
musts...)
2- در جملات پرسشی و منفی، از فعل کمکی دیگری استفاده نمیکنند:
-
What would you buy if you won the lottery?
(not:What did you would buy...)
3- هیچگاه to بعد از آنها قرار نمیگیرد (به استثنای ought to و used to):
-
You should phone the police immediately. (not:
you should to phone...)
4- هیچگاه -ed یا -ing نمیگیرند:
musting, musted
5- هیچگاه با همدیگر به کار برده نمیشوند:
-
I might could wash the car.
قابلیت های مختلف افعال کمکی
1- برای منفی کردن یک جمله کافی است پس از فعل کمکی، not اضافه کنید و یا از حالت مخفف آن استفاده کنید:
She will come → She will not (won't) come.
2- برای پرسشی کردن یک جمله، فعل کمکی را قبل از فاعل جمله قرار دهید:
She will come → Will she come?
3- گاهی میتوان فعل اصلی پس از فعل کمکی را حذف کرد به شرط آنکه معنی آن (با توجه به شرایط) واضح باشد:
-
'Will she come tonight?' 'No, she can't.' (='she can't come.')
-
'I've never been to China. Have you?'
0
اسمها
اسمها گستردهترين اقسام کلمات را تشکيل ميدهند. بطور کلي در زبان انگليسي ميتوان اسامي را در دو دسته طبقهبندي کرد: اسامي قابل شمارش و اسامي غير قابل شمارش:
اسامي قابل شمارش آن دسته از اسامي هستند که ميتوانند شمرده شوند. اين بدين معني است که ميتواند بيش از يکي از آنها وجود داشته باشد.
اسامي غير قابل شمارش اسامي هستند که قابل شمردن نيستند (مانند water يا آب). اين اسامي تنها بصورت مفرد بکار ميروند و حالت جمع ندارند.
چند مثال
1- اسامي قابل شمارش:
|
جمع |
مفرد |
|
the boys |
the boy |
|
some answers |
an answer |
|
those cars |
that car |
2- اسامي غير قابل شمارش:
| paper, wood, coal, silk, wool, cotton |
بسياري از مواد و مصالح |
| gold, iron, silver, steel |
فلزات |
| fish, fruit, sugar, meat, cheese, bread |
مواد غذايي |
| water, oil, milk, tea, air, steam, oxygen |
مايعات و گازها |
| money, music, noise, land, hair, ice, snow |
چيزهاي ديگر |
ويژگيهاي اسامي قابل شمارش و غير قابل شمارش
اسمهاي قابل شمارش:
1- ميتوانند به دنبال an، a يا one بيايند.
2- ميتوانند به دنبال these، few، many و those بيايند.
3- ميتوانند به دنبال يک عدد (مثلاً two ،three و ...) بيايند.
مثال:
|
غير قابل شمارش |
قابل شمارش |
|
(not: ... a good |
I have a good job. |
|
(not: ... Those |
Those meals were delicious. |
|
(not: ... two |
I bought two loaves. |
اسمهاي غير قابل شمارش:
1- نميتوانند با حروف تعريف نامعين (a و an) بکار روند، بلکه بايد با some مورد استفاده قرار بگيرند.
2- ميتوانند به دنبال much و little بيايند.
3- به راحتي ميتوانند به دنبال اصطلاحاتي از قبيل most of the، all of the، all the و half the بيايند.
مثال:
|
قابل شمارش |
غير قابل شمارش |
|
(not: ... made of |
It's made of wood. |
|
(not: ... too much |
There's too much traffic. |
|
(not: ... all the |
I sold all the furniture. |
|
| ||
| ||
جمع
بيشتر اسمها قابل شمارش هستند و ميتوانند به صورت جمع درآيند. معمولاً براي اينکه يک اسم مفرد به صورت جمع درآيد، يک -s به انتهاي آن اضافه ميکنيم:
cat, cats
face, faces
boy, boys
ولي آن دسته از اسامي که به ch، x، z، s يا sh ختم ميشوند، -es ميگيرند:
bus, buses
box, boxes
brush, brushes
watch, watches
در ضمن اسمهايي کـه به يک حرف بيصدا و y ختم ميشوند، y را حذف کرده و به جاي آن ies ميگذاريم:
baby, babies
country, countries
fly, flies
try, tries
اسامي جمع بيقاعده
1- بعضي از اسمها را با تغيير حروف صدادار آنها، به حالت جمع در ميآوريم:
|
مفرد |
→ |
جمع |
|
| man |
→ |
men | مرد(ها) |
| woman |
→ |
women | زن(ها) |
| mouse |
→ |
mice | موش(ها) |
| foot |
→ |
feet | پا(ها) |
| tooth |
→ |
teeth | دندان(ها) |
| goose |
→ |
geese | غاز(ها) |
2- بسياري از اسمهايي که به -f يا -fe ختم ميشوند، هنگام جمع اين -f يا -fe به -ves تبديل ميشود:
| calf | → | calves |
گوساله(ها) |
| half |
→ |
halves | نيمه(ها) |
| knife |
→ |
knives | چاقو(ها) |
| leaf |
→ |
leaves | برگ(ها) |
| life |
→ |
lives | جان(ها) |
| loaf |
→ |
loaves | قرص(هاي) نان |
| shelf |
→ |
shelves | قفسه(ها) |
| thief |
→ |
thieves | دزد(ها) |
| wife |
→ |
wives | همسر(ها) |
| wolf |
→ |
wolves | گرگ(ها) |
3- اسم بعضي از حيوانات در حالت جمع هيچ تغييري نميکند:
deer آهو(ها)
sheep گوسفند(ها)
fish ماهي(ها)
و نيز آن دسته از اسامي مليتها که به -ese يا -ss ختم ميشوند:
| a Chinese |
يک چيني |
→ | two Chinese |
دو چيني |
| one Swiss | يک سوييسي |
→ |
some Swiss | چند سوييسي |
همچنيـن آن دسته از اسامي که بـه اعداد و مقياسها اشـاره ميکننـد، هنگاميکه بعد از يک عدد و ... واقع ميشوند:
two hundred
three dozen
4- بسياري از اسمهايي که ريشه خارجي دارند (مثلاً لاتين، فرانسه يا يوناني)، گاهي حالت جمع خود را حفظ ميکنند:
| cactus | → |
cacti/cactuses |
| octopus |
→ |
octopi/octopuses |
| syllabus |
→ |
syllabi/syllabuses |
| alga |
→ |
algae |
| larva |
→ |
larvae |
| nebula |
→ |
nebulae |
| index |
→ |
indices/indexes |
| analysis |
→ |
analyses |
| thesis |
→ |
theses |
| phenomenon |
→ |
phenomena |
حالت ملكي
اسمها داراي يك حالت ملكي ميباشند كه در آن به اسمهاي مفرد (و نيز اسامي جمعي كه به s ختم نميشوند) 's و به اسامي جمع -' (يک آپاستروف) اضافه ميشود:
-
my daughter's room اتاق دخترم
my daughters' room اتاق دخترهايم -
men's clothes لباسهاي مردانه
-
your friend's new car ماشين جديد دوستتان
-
the boy's teacher معلم آن پسر
-
the students' hostel خوابگاه دانشجويان
حالت ملکي را اغلب به صورت ديگري هم ميتوان بيان کرد: (قاعده: X's Y= the Y of X)
my daughters' room = the room of my daughters
the ship's side = the side of the ship
اما بهتر است آنجا که صحبت از انسان، گروههاي انساني (مانند دولتها، کميتهها، هيئتها و...)، کشورها، حيوانات و... به ميان ميآيد از همان ساختار X's Y استفاده شود.
0
ضماير (فاعلي، مفعولي، ملکي، انعکاسي و...)
ضمير کلمهاي دستوري يا گرامري است که جانشين يک اسم يا عبارت اسمي ميشود. ضميرها انواع مختلفي دارند که مهمترين آنها عبارتند از: ضماير فاعلي، مفعولي، ملکي، انعکاسي، اشارهاي، نامعين، نسبي و سؤالي که از اين ميان ضماير فاعلي، مفعولي ملکي و انعکاسي جزو ضماير شخصي به حساب ميآيند.
-
ضماير فاعلي
-
ضماير مفعولي
-
ضماير ملكي و صفات ملكي
-
ضماير انعكاسي
-
ضماير ديگر
|
جمع |
مفرد |
|
| we | I |
اول شخص |
| you | you |
دوم شخص |
| they |
he, she, it |
سوم شخص |
|
| ||
| ||
| فاعل | → | مفعول |
|
I |
→ |
me |
|
you |
→ |
you |
|
he |
→ |
him |
|
she |
→ |
her |
|
it |
→ |
it |
|
we |
→ |
us |
|
they |
→ |
them |
اگر چه اين ضماير را ضماير مفعولي ميناميم، اما آنها به جز در جاي مفعول در هر جاي ديگري هم ميتوانند قرار بگيرند، مثلاً بعد از فعل يا بعد از يک حرف اضافه:
-
Our teacher was angry with us. (معلممان از دست ما عصباني بود.)
-
Give me a ring tomorrow. (فردا به من زنگ بزن.)
-
When he comes in, please tell him I phoned.
(هر وقت آمد، لطفاً به او بگوييد که من زنگ زدم.) -
I'm older than you. (من از تو بزرگترم.)
-
'I'm hungry.' 'Me too.' («من گرسنهام.» «من هم همينطور.»)
|
| ||
| ||
ضماير ملكي و صفات ملكي نشان ميدهند که چه چيزي به چه کسي تعلق دارد.
| (I) |
(you) |
(he) | (she) | (it) | (we) | (they) | |
|
صفات ملکي |
my | your | his | her | its | our | their |
|
ضماير ملکي |
mine | yours | his | hers | - | ours | theirs |
توجه داشته باشيد که صفات ملکي هميشه قبل از يک اسم ميآيند (به همين دليل صفت ناميده ميشوند) ولي ضمير ملکي جانشين صفت ملکي+اسم ميشود و ميتواند به تنهايي به عنوان فاعل، مفعول و ... قرار بگيرد (به همين دليل ضمير ناميده ميشود).
چند مثال:
-
This is my book. (اين كتاب من است.)
This book is mine. (اين کتاب مال من است.) -
This is her purse. (اين کيف اوست.)
This is hers. (اين مال اوست.) -
Are those your pens? No, these are his. (ضمير ملکي)
کلماتي که به -self و -selves ختم ميشوند ضماير انعکاسي ناميده ميشوند و عبارتند از:
|
| ||||||||||||||||||||
توجه داشته باشيد که در ضماير انعکاسي عمل به فاعل جمله برميگردد و در واقع مفعول همان فاعل است:
-
He cut himself. (خودش را زخمي کرد.)
-
You should be ashamed of yourself. (بايد از خودت خجالت بکشي.)
-
Help yourselves. (از خودتان پذيرايي کنيد. )
-
We blame ourselves. (ما خودمان را مقصر ميدانيم.)
استفاده از ضماير انعکاسي براي تأکيد
از ضماير انعکاسي ميتوان براي تأکيد روي يک اسم، ضمير يا عبارت اسمي استفاده کرد که در اين حالت بعد از آنها در جمله قرار ميگيرند:
-
I can do it myself. (من خودم ميتوانم اين کار را انجام دهم.)
-
We can repair the roof ourselves. (ما ميتوانيم خودمان سقف را تعمير کنيم.)
-
The film itself wasn't very good but I liked the music.
(خود فيلم خيلي خوب نبود ولي از موسيقي آن خوشم آمد.)
1- ضماير اشارهاي، شامل: these، that، this و those.
مثال:
-
Is this your T-shirt?
2- ضماير نسبي، شامل: when ،whom ،whose ،who ،that ،which و where.
مثال:
-
The school that I went to is in the centre of the city.
3- ضماير پرسشي، شامل: when، where، why، what، who و whatever.
مثال:
-
What time is it?
4- ضماير دوطرفه، شامل each other و one another:
مثال:
-
They love each other.
5- ضماير نامعين، شامل none، nobody، nothing، someone، somebody، something، anyone، anybody، anything و no one:
مثال:
-
Nobody knew what to do.
0
نقل قول Reported speech
هنگاميکه ميخواهيم گفتههاي شخص ديگري را نقل کنيم، ميتوانيم از دو حالت مختلف استفاده کنيم:
1- ميتوانيم گفتههاي شخص مورد نظر را عيناً (واو به واو) تکرار کنيم (نقل قول مستقيم):
-
She said, 'It is raining.'
و يا ميتوانيم از نقل قول غير مستقيم استفاده کنيم:
-
She said that it was raining.
در مثال زير به تغييرات ايجاد شده خوب دقت کنيد:

|
| ||
| ||
جدول تغييرات از نقل قول مستقيم به غيرمستقيم
در نقل قول غيرمستقيم، فعل اصلي جمله معمولاً زمان گذشته است و نيز افعال موجود در بقيه جمله هم بايد به زمان گذشته تبديل شوند. اين تغييرات به شرح زيرند:
|
مثال |
غير مستقيم |
→ مستقيم |
|
'I love you,' he said. → He told her that he loved her. |
گذشته ساده |
حال ساده → |
|
'I'm talking on the phone,' she said. → She said that she was talking on the phone. |
گذشته استمراري | حال استمراري → |
|
He said, 'The rain has stopped'. → He said that the rain had stopped. |
گذشته کامل | حال کامل → |
|
He said, 'I've been reading for 3 hours.' → He said that he had been reading for 3 hours. |
گذشته کامل استمراري | حال کامل استمراري → |
|
He said, 'I met him in the theatre.' → He said he had met him in the theatre. |
گذشته کامل | گذشته ساده → |
|
'I was driving carefully,' he told the police. → He told the police he had been driving carefully. |
گذشته کامل استمراري | گذشته استمراري → |
|
| ||
| ||
افعال کمکي وجهي در نقل قول غيرمستقيم
در نقل قول غيرمستقيم افعال کمکي وجهي may ،can ،will و shall به might، could، would و should تبديل ميشوند. يعني:
|
تبديل ميشود به → |
|
مثال:

-
'I will sell my car,' he told me.
He told me that he would sell his car. -
'I can help you,' he said.
He said he could help me. -
'The teacher may be ill,' he said.
He said that the teacher might be ill.
ولي افعال كمكي used to، ought to و must در جملات نقل قول غيرمستقيم تغييري نميکنند:
-
I told her that I used to smoke twenty a day.
تغييرات لازم ديگر در نقل قول غيرمستقيم
در نقل قول غيرمستقيم علاوه بر تغييراتي که در افعال صورت ميگيرد، در بعضي ديگر از اقسام کلمه، از جمله قيدها نيز تغييراتي ايجاد ميشود که در جدول زير بعضي از آنها را ميبينيد:
|
غيرمستقيم |
مستقيم→ |
|
that |
this |
|
those |
these |
|
there |
here |
|
then |
now |
|
that day |
today |
|
the previous day / the day before |
yesterday |
|
the next day / the following day |
tomorrow |
|
the following week / year ... |
next week / year ... |
|
the previous week / year ... |
last week / year ... |
چند مثال:
-
'I like it here,' he said.
He said that he liked it there. -
He said, 'We'll visit the factory tomorrow.'
He said that he would visit the factory the next day.
0
قابل توجه علاقمندان به شعر حافظ لازم پيش از تفال مجدد :
1- پنج صلوات بفرستيد
2- سوره حمد را خلوص نيت بخواندي
3- بر شهداي اسلام صلوات بفرستيد
4- ضمن خلوص قلب نيت کنيد
5- از قبل صفحات زوج و فرد را درنظر بگيريد و آنگاه ديوان را بگشاييد.
1- Dispatch Five Salavat
2- Read Sura Hamd with Sincerity
3- Dispatch salavat for Quran martyrs
4- the purity of your intentions Heart
5- before even and odd pages, and then consider the open court.
