ترجمه آسان وسریع | دسته بندی غذادستوارت طبخ آشپزایرانی| Daste bandi ghazahaye irani
گزيده اي از : ترجمه آسان وسریع
تبلیغات - Tablighat - Advertise
چطور با خواندن، انگليسي خود را تقويت کنيم؟ | مقالات

  چطور با خواندن، انگليسي خود را تقويت کنيم؟

 سريع خواني

معمولاً افراد هنگام مطالعه‌ي يک متن (مثلاً يک روزنامه) سعي مي‌کنند با حداقل تلاش و حداکثر سرعت به مضمون اصلي مطلب پي ببرند. شايد بتوان اين استراتژي را «سريع خواني» ناميد. در اين استراتژي مغز تلاش مي‌کند تا جاي ممکن کلمات کمتري را بخواند و تنها کسري از ثانيه روي هر کلمه توقف مي‌کند. ممکن است زبان‌آموزان نيز اين استراتژي را براي خواندن متون انگليسي بکار بگيرند.

حال بايد ديد اين استراتژي (سريع خواني) چه ويژگيهايي دارد:

    *      کلمات گرامري از قبيل حروف اضافه و حروف تعريف ديده نمي‌شوند. چشم تنها روي کلماتي از قبيل اسمها، فعلها، صفات و قيدهاي اصلي توقف مي‌کند.
    *      وجوه کلمه ديده نمي‌شود (مانند قسمت دوم يا سوم بودن يک فعل).
    *      به املاي دقيق کلمه دقت نمي‌شود. دانسته شده است که مغز  کل کلمه را از روي شکل آن تشخيص مي‌دهد و آن را بصورت حرف به حرف تجزيه و تحليل نمي‌کند.
    *      به کلمات مشکلي که براي درک معني کلمه ضروري نيستند توجه نمي‌شود (براي صرفه جويي در وقت به ديکشنري مراجعه نمي‌شود).

 البته «سريع خواني» روش بسيار خوبي براي صرفه‌جويي در وقت است. اما مشکل اينجاست که شما براي درک يک مطلب به کلمات گرامري خيلي نياز نداريد، اما براي ساختن يک متن يا مطلب (هنگام نوشتن يا صحبت کردن) به آنها نياز داريد. بنابراين اگر به چيزهايي مانند حروف تعريف و حروف اضافه دقت نکنيد، نخواهيد توانست آنها را به درستي در جملات خودتان بکار گيريد.

به همين دليل بعضي از زبان‌آموزان يک کتاب 300 صفحه‌اي را تمام مي‌کنند و همچنان با گرامر نسبتاً پايه‌اي هم مشکل داشته باشند. و باز به همين دليل است که حروف اضافه و حروف تعريف جزو سخت‌ترين قسمتهاي آموزش زبان انگليسي محسوب مي‌شوند. توصيه‌اي که در اينجا به زبان‌آموزان مي‌شود اين است که اگر مي‌خواهيد مهارتهاي خروجي (=نوشتن و مکالمه) خود را افزايش دهيد، بايد به خودتان ياد بدهيد که به کلمات گرامري توجه کنيد.

 چگونه بخوانيم؟

در اينجا چند نکته‌ي جالب و مهم براي مطالعه‌ي متن‌هاي انگليسي به زبان‌آموزان توصيه مي‌شود:

1- هنگام برخورد با يک چيز جالب توجه (و نه واضح) توقف کنيد: مثلاً يک کلمه‌ي جديد، نحوه‌ي کاربرد يک کلمه، يک ساختار گرامري، يک حرف اضافه، يک حرف تعريف، ترتيب لغات و .... کمي وقت بگذاريد و فکر کنيد که چرا مثلاً در يک جمله‌ي خاص از حرف اضافه‌ي at به جاي on استفاده شده است و يا چرا از زمان حال کامل استفاده شده است در حاليکه شما انتظار گذشته‌ي ساده را داشتيد.

2- اگر در جمله‌اي عبارت مفيدي وجود دارد، از خودتان بپرسيد: آيا خودم مي‌توانم يک عبارت مشابه بسازم؟ آيا مي‌توانيد مثلاً حروف اضافه، حروف تعريف و زمانهاي صحيح را بکار ببريد؟ اگر مطمئن نيستيد، سعي کنيد يک عبارت مشابه را با صداي بلند و يا در ذهنتان بگوييد. هدف اين است که آن عبارت را در ذهنتان نگه داريد.

 آموزش زبان بدون نياز به ترجمه و يـا حتی زحمت به خاطرسپاری لغات و دستور زبان!

3- هر جا لازم است (و يا اگر صرفاً دوست داريد)، از ديکشنري استفاده کنيد تا به تعاريف کلمات و نيز به جملات نمونه‌ي بيشتري دست پيدا کنيد. (معرفي ديکشنري)

4- جملات و عبارتهاي مفيد و کاربردي را در دفتر يادداشت خود (و يا در نرم‌افزارهايي مانند Supermemo) وارد کنيد. بدين ترتيب اطمينان خواهيد يافت که در آينده باز هم آنها را مرور خواهيد کرد.

 اگر دوست نداريد هنگام خواندن توقف کنيد (تا مثلاً يک کلمه را در ديکشنري جستجو کنيد)، مي‌توانيد زير جملات جالب و مفيد خط بکشيد تا بعداً به آنها رسيدگي کنيد.

نکته‌ي مهم ديگري که بايد به آنها توجه کنيد اين است که شما مجبور نيستيد که هميشه از استراتژي بالا استفاده کنيد. خواندن به اين روش نسبتاً خسته کننده است، بنابراين اگر بعد از يک مطالعه‌ي طولاني خسته هستيد، اين روش را به کار نبريد. همچنين براي هر جمله به يک اندازه وقت صرف نکنيد. در بسياري از جملات، عبارتها و ساختارهايي که براي جمله‌سازي شما مفيد باشند وجود ندارد.


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 22:51
چرا بايد انگليسي ياد بگيريم؟ | نکات کلیدی یادگیری زیان

چرا بايد انگليسي ياد بگيريم؟

شايد يادگيري زبان انگليسي مهمترين گام در ارتقاء کيفيت زندگي شما باشد.

آيا هيچ فکر کرده‌ايد که دسترسي به اطلاعاتي که ديگران از آن بي‌بهره‌اند، چقدر مي‌تواند جالب باشد؟ يا صحبت کردن با افراد جالبي که ديگران نمي‌توانند با آنها ارتباط برقرار کنند؟ يا تحت تأثير قرار دادن اطرافيانتان هر موقع که دهانتان را باز مي‌کنيد؟ و يا پشت سر گذاشتن ديگران با جهش‌هاي بزرگي که در شغل‌تان برمي‌داريد؟

شما مي‌توانيد به همه‌ اينها برسيد، اگر خوب انگليسي صحبت کنيد.

 

  • دسترسي به اطلاعات

  • گفتگو با ديگران

  • پيشرفتهاي شغلي

  • ياد گرفتن انگليسي آسان است

 


 

دسترسي به اطلاعات

شما به چه چيزي علاقمند هستيد؟ علوم؟ موسيقي؟ کامپيوتـر؟ سلامتي؟ تجـارت؟ ورزش؟  رسانه‌هـاي امروز – از قبيـل اينترنت، تلويزيون و مطبوعـات – دسترسي تقريباً نامحدودي را به اطلاعات پيرامون موضوعات مورد علاقه‌تان فراهم کرده است. فراموش نکنيد که ما در عصر اطلاعات زندگي مي‌کنيم.

تنها يک مشکل وجود دارد: بيشتر اين اطلاعات به زبان انگليسي است.

در اينجا چند مثال از اطلاعاتي که اگر انگليسي بلد باشيد مي‌توانيد از آنها استفاده کنيد، بيان مي‌شود:

  • بيشتر صفحات وب. بيش از يک ميليارد (1.000.000.000) صفحه اطلاعات در اينترنت وجود دارد! اين شگفت‌انگيز است که تنها با ياد گرفتن يک زبان، به خيل عظيمي از اطلاعات در پهنه اينترنت دسترسي پيدا مي‌کنيد.
  • کتابها – در هر موضوعي، از سرتاسر جهان. شما مي‌توانيد کتابهايي با نويسندگان آمريکايي يا بريتانيايي بخوانيد، و نيز کتابهاي ترجمه شده از زبانهاي ديگر. به هر موضوعي که علاقمند باشيد، مي‌توانيد چيزي به انگليسي درباره آن پيدا کنيد.
  • مطبوعات. فقط مجله‌ها و روزنامه‌هاي انگليسي زبان هستند که به راحتي در هر کجاي جهان يافت مي‌شوند. شما براي پيدا کردن مجله‌هايي مانند تايم يا نيوزويک مجبور نيستيد خيلي وقت صرف کنيد.
  • علوم. زبان انگليسي کليـد دنيـاي علم و فن‌آوري است. حـدود 95% مقـالات علمي منتشر شده، به زبان انگليسي است کـه تنها حدود 50% از آنها مربوط بـه کشورهاي انگليسي‌زبان (مانند آمريکا و انگلستان) مي‌باشد.
  • گزارشات خبري. شبکه‌هاي تلويزيوني بين‌المللي از جمله BBC و CNN را در نظر بگيريد. آنها خبرها را بسيار سريع‌تر و حرفه‌اي‌تر منتشر مي‌کنند. در هر کجاي دنيا شما مي‌توانيد به آنها دسترسي داشته باشيد.

 

گفتگو با ديگران

انگليسي را مي‌توان «زبان گفتگو» ناميد. چرا؟ چون به نظر مي‌رسد همه مردم جهان پذيرفته‌اند که براي گفتگو و ارتباط با يکديگر از زبان انگليسي استفاده کنند.

  • حدود يک و نيم ميليارد (1.500.000.000) نفر در جهان مي‌توانند به انگليسي صحبت کنند. يک ميليارد نفر ديگر هم مشغول فراگيري آن هستند.
  • تقريباً همه کنفرانسها و مسابقات بين‌المللي به زبان انگليسي برگزار مي‌شود. به عنوان مثال رقابتهاي المپيک يا جام جهاني فوتبال را در نظر بگيريد.
  • سياستمداران کشورهاي مختلف از زبان انگليسي براي برقراري ارتباط با يکديگر استفاده مي‌کنند. انگليسي، زبـان اصلي سازمانهايي از قبيـل سازمـان ملل متـحد (UN)، نـاتـو (NATO) و... مي‌باشد.

 

اگر شما بتوانيد به انگليسي صحبت کنيد، قادر خواهيد بود:

  • با مردمان سراسر جهان ارتباط برقرار کنيد. مثلاً مي‌توانيد عقايد و نظراتتان را در گروه‌هاي تبادل نظر اينترنتي بيان کنيد. به افراد مورد علاقه‌تان ايميل ارسال کنيد و درباره زندگي و فرهنگشان اطلاعات کسب کنيد.
  • راحت‌تر سفر کنيد. به هر کجا که سفر مي‌کنيد مي‌توانيد با ديگران ارتباط برقرار کنيد – انگليسي در بيش از 100 کشور جهان مورد استفاده قرار مي‌گيرد. مي‌توانيد آدرس بپرسيد، با افراد مکالمه کنيد، يا... کمک بخواهيد. کسي چه مي‌داند، شايد روزي زبان انگليسي جان شما را نجات دهد!

 

پيشرفتهاي شغلي

اگر خواهان شغل خوبي در زمينه‌هاي تجاري يا علمي هستيد، از پشت ميز کارتان بلند شويد و همين حالا به فراگيري انگليسي مشغول شويد!

دانستن انگليسي به شما اجازه مي‌دهد که:

  • عبارت «مسلط به زبان انگليسي» را در رزومه (=خلاصه شرح حال و سوابق) خود درج کنيد. بدين ترتيب شانس خود را براي بدست آوردن شغل بهتر و کسب درآمد بيشتر، افزايش مي‌دهيد.
  • دانش فني خود را افزايش دهيد. انگليسي زبان فن‌آوري است، مخصوصاً فن‌‌آوريهاي تراز بالايي مانند علوم کامپيوتر، ژنتيک و پزشکي. اگر مي‌خواهيد درباره اين علوم مطالعه کنيد، احتمالاً مجبور خواهيد شد از منابع انگليسي استفاده کنيد.
  • يک تاجر بين‌المللي باشيد. ايـن بسيار واضح اسـت. تجـارت بين‌المللي تنها بـا زبان انگليسي ميسر مي‌شود. يادتان باشد که در دهکده جهاني به سر مي‌بريد. بنابراين اگر مي‌خواهيد نقشي ايفا کنيد، بايد انگليسي بلد باشيد – تا بتوانيد با تجار ديگر ارتباط داشته باشيد، در کنفرانس‌ها و همايش‌ها شرکت کنيد، روزنامه‌ها و مجلات تجاري بخوانيد و....
  • دانشجوي و محقق بهتري باشيد. مي‌توانيد با دانشمندان کشورهاي ديگر مکاتبه کنيد. در همايشهاي بين‌المللي شرکت کنيد و با مطالعه مجلات و کتب، از يافته‌هاي جديد علمي با خبر شويد.

 

ياد گرفتن انگليسي آسان است

انگليسي نه فقط مفيدترين زبان دنياست، بلکه يکي از آسان‌ترين زبانها براي يادگيري و استفاده محسوب مي‌شود:

  • الفباي ساده – هيچ نماد يا نشانه خاصي از قبيل ä يا é وجود ندارد.
  • حالت جمع آسان – فقط کافي است يک s (يا es) به انتهاي يک اسم اضافه شود. (one car, two cars)
  • کوتاهي کلمات – اغلب کلمات اصلي کوتاه هستند: run, work, big, go, man و.... کلمات طولاني‌تر هم غالباً کوتاه مي‌شوند: fridge=refrigerator, os=operating system.
  • انگليسي همه جا يافت مي‌شود: دسترسي به تلويزيون، موسيقي، وب‌سايتها و مجلات انگليسي زبان بسيار راحت است. شما مجبور نخواهيد بود فقط از چند کتاب خسته‌کننده آموزشي استفاده کنيد. مي‌توانيد همزمان هم انگليسي بياموزيد و هم از آن استفاده کنيد. بديهي است که بدين ترتيب اشتياق شما براي يادگيري افزايش مي‌يابد.

نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 22:44
فهرست افعال بي‌قاعده (نامنظم) | گرامر

فهرست افعال بي‌قاعده (نامنظم)

در جدول زير مهمترين و رايجترين افعال بي‌قاعده به همراه معني آنها آورده شده است. بديهي است تعداد افعال ياد شده بيشتر از اين مقدار است، اما چون يادگيري آنها براي زبان‌آموزان چندان الزامي نيست، از ذکر آنها خودداري شده است.

مصدر

گذشته ساده

اسم مفعول

معاني اصلي

arise

arose

arisen

برخاستن، بلند شدن، رخ دادن

awake

awoke

awoken

بيدار کردن، بيدار شدن

be

was, were

been

بودن، وجود داشتن

beat

beat

beaten

زدن، شکست دادن

become

became

become

شدن، درخور بودن

begin

began

begun

آغاز کردن، آغاز شدن

bend

bent

bent

خم کردن، خم شدن

bet

bet

bet

شرط بستن

bid

bid

bid

پيشنهاد دادن

bite

bit

bitten

گاز گرفتن

blow

blew

blown

دميدن، وزيدن

break

broke

broken

شکستن، قطع کردن

bring

brought

brought

آوردن، موجب شدن

broadcast

broadcast

broadcast

منتشر کردن، اشاعه دادن

build

built

built

ساختن، بنا کردن

burn

burned/burnt

burned/burnt

سوختن، سوزاندن

buy

bought

bought

خريدن

catch

caught

caught

گرفتن، بدست آوردن

choose

chose

chosen

انتخاب کردن، گزيدن

come

came

come

آمدن، رسيدن

cost

cost

cost

ارزيدن، ارزش داشتن

cut

cut

cut

بريدن، زدن، چيدن

deal dealt dealt معامله کردن، رفتار کردن

dig

dug

dug

کندن، حفر کردن، کاوش کردن

do

did

done

انجام دادن، (عمل) کردن

draw

drew

drawn

کشيدن، ترسيم کردن

dream

dreamed/dreamt

dreamed/dreamt

خواب ديدن، رويا ديدن

drink

drank

drunk

آشاميدن

drive

drove

driven

راندن، بردن

eat

ate

eaten

خوردن

fall

fell

fallen

افتادن، پايين آمدن

feel

felt

felt

احساس کردن، لمس کردن

fight

fought

fought

جنگ کردن، نزاع کردن

find

found

found

پيدا کردن

fly

flew

flown

پرواز کردن

forget

forgot

forgotten

فراموش کردن

forgive

forgave

forgiven

بخشيدن، عفو کردن

freeze

froze

frozen

منجمد شدن، يخ بستن

get

got

gotten

گرفتن، بدست آوردن

give

gave

given

بخشيدن، دادن (به)

go

went

gone

رفتن، رهسپار شدن

grow

grew

grown

رشد کردن، بزرگ شدن، روئيدن

hang

hung

hung

آويختن، آويزان کردن، به دار آويختن

have

had

had

داشتن

hear

heard

heard

شنيدن

hide

hid

hidden

پنهان کردن، پنهان شدن

hit

hit

hit

زدن، خوردن به

hold

held

held

نگهداشتن، گرفتن

hurt

hurt

hurt

آزردن، آسيب زدن (به)

keep

kept

kept

نگاه داشتن، محافظت کردن

know

knew

known

دانستن

lay

laid

laid

گذاشتن، نهادن، نصب کردن

lead

led

led

رهبري کردن، بردن، هدايت کردن

learn

learned/learnt

learned/learnt

آموختن، ياد گرفتن

leave

left

left

ترک کردن، واگذاردن

lend

lent

lent

وام دادن، قرض دادن

let

let

let

گذاشتن، اجازه دادن

lie

lay

lain

دراز کشيدن

lose

lost

lost

گم کردن، از دست دادن

make

made

made

درست کردن، ساختن

mean

meant

meant

معني دادن

meet

met

met

ملاقات کردن، مواجه شدن (با)

pay

paid

paid

پرداختن، پول (چيزي را) دادن

put

put

put

گذاشتن

read /ri:d/

read /red/

read /red/

خواندن

ride

rode

ridden

سوار شدن، سواري کردن

ring

rang

rung

زنگ زدن

rise

rose

risen

برخواستن، بالا رفتن، طلوع کردن

run

ran

run

دويدن، روان شدن، گريختن

say

said

said

گفتن

see

saw

seen

ديدن

sell

sold

sold

فروختن، به فروش رفتن

send

sent

sent

فرستادن

shoot

shot

shot تير يا گلوله زدن (به)، تيراندازي کردن

show

showed

showed/shown

نشان دادن

shut

shut

shut

بستن، بسته شدن

sing

sang

sung

(آواز) خواندن

sink

sank

sunk

غرق شدن

sit

sat

sat

نشستن، نشاندن

sleep

slept

slept

خوابيدن

speak

spoke

spoken

صحبت کردن، حرف زدن

spend

spent

spent

خرج کردن

stand

stood

stood

ايستادن، تحمل کردن

swim

swam

swum

شنا کردن

take

took

taken

گرفتن، بردن، خوردن برداشتن

teach

taught

taught

آموختن، ياد دادن

tear

tore

torn

پاره کردن، پاره شدن

tell

told

told

گفتن

think

thought

thought

فکر کردن، گمان کردن

throw

threw

thrown

پرت کردن، انداختن

understand

understood

understood

فهميدن

wake

woke

woken

بيدار کردن، بيدار شدن

wear

wore

worn

پوشيدن، بر تن داشتن

win

won

won

پيروز شدن، بردن

write

wrote

written

نوشتن

 


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 22:29
ضمايم پرسشي (Question Tags) | گرامر

ضمايم پرسشي (Question Tags)

ضمايم پرسشي پرسشهاي کوتاهي هستند که به انتهاي يک جمله (در انگليسي محاوره‌اي) افزوده مي‌شوند.

به جملات زير دقت کنيد:

  • You are a teacher, aren't you?
      (شما يك معلم هستيد، اينطور نيست؟)

  • Farhad works hard, doesn't he?
     
    (فرهاد سخت کار مي‌کند، اينطور نيست؟)

در مثالهاي بالا aren't you و doesn't he ضمايم پرسشي هستند.

 

قواعد ساختن ضمايم پرسشي

1- ضمايم پرسشي از دو کلمه ساخته مي‌شوند: يک ضمير فاعلي پس از يک فعل کمکي:

جمله اصلي           

+ ضميمه پرسشي
Tom is a student,  isn't   he?
 

فعل
کمکي

  ضمير
 فاعلي


2- فاعل آن با فاعل جمله اصلي مطابقت مي‌کند:

  • Jim plays football, doesn't he?

  • The students will be arriving soon, won't they?

 

3- فعل کمکي آن با فعل کمکي جمله اصلي مطابقت مي‌کند، با اين تفاوت که:

الف- اگر جمله اصلي مثبت باشد، «ضميمه پرسشي» منفي، و اگر جمله اصلي منفي باشد «ضميمه پرسشي» مثبت خواهد بود.

  • It wasn't an interesting film, was it?

  • They will finish their job, won't they?

  • You wouldn't tell anyone, would you?

ب- اگر هيچ نوع فعل کمکي در جمله اصلي وجود نداشت از does، do و يا did (با توجه به زمان جمله) استفاده مي‌کنيم:

  • She plays the piano, doesn't she?

  • You look well today, don't you?

  • You sold your car, didn't you?


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 22:28
قيدها ( حالت ، مکان ، زمان ، مقدار ، تکرار ، ... ) | گرامر

قيدها

از قيدها براي اضافه کـردن اطلاعاتي بـه يک عبارت استفاده مي‌شود. همچنين قيدها مي‌توانند به يک کلمه ديگر از جمله به يک صفت يـا قيد ديگر نيز اطلاعاتي اضـافه کننـد کـه در ايـن صورت معرف (modifier) ناميده مي‌شوند.

 

انواع قيد

قيود اقسام مختلفي دارند که در اينجا به پنج نوع متداول آنها اشاره مي‌شود:

1- قيد حالت:

well, how, quickly, slowly, hard, fast, angrily, ...

  • The children are playing happily.
    (بچه‌ها دارند با خوشحالي بازي مي‌کنند)

  • Snails crawl very slowly.
    (حلزونها خیلی به آرامی می‌خزند)

2- قيد مکان:

up, down, there, here, above, below, near, ...

  • How long have you been waiting here?
    (شما چه مدتي اينجا منتظر بوده‌ايد؟)

3- قيد زمان:

today, yet, still, recently, soon, now, then, ...

  • You can stay with us until then.
    (تا آن موقع مي‌توانيد با ما بمانيد)

4- قيد مقدار:

very, too, so, quite, much, rather, ...

  • They are not really my parents.
    (آنها واقعاً والدين من نيستند)

5- قيد تکرار:

twice, sometimes, often, always, never, ...

  • Sometimes I write to him.     
    (گاهي به او نامه مي‌نويسم)

 

جاي قيدها

سه جا يا مکان اصلي براي قيدها وجود دارد:

1- در ابتداي عبارت (قبل از فاعل) (ابتدايي)
 

قيد فاعل عبارت فعلي + ...
Sometimes she arrives late.

2- در ميانه جمله (مياني):

الف) بعد از اولين فعل معين:
 

فاعل اولين فعل معين قيد بقيه عبارت فعلي + ...
She has always arrived late.

 

 

ب) پس از فعل be:
 

فاعل BE قيد + ...
She is always late.

ج) اگر فعل معيني وجود ندارد، قبل از فعل مسندي (قابل صرف):
 

فاعل قيد فعل مسندي + ...
She sometimes arrives late.

 

3- در انتهاي عبارت (پاياني):
 

فاعل عبارت فعلي +... قيد
She arrives late sometimes.

 

در جدول زير متداولترين مکان قيدها در جملات نشان داده شده است:
 

نوع قيد مکان قيد مثال
حالت پاياني

He never drives fast.

مکان پاياني We can stay there.
زمان پاياني I'll see you tomorrow.
مقدار مياني This book is rather boring.
تکرار مياني I have never seen him before.

 

 

گاهي اوقات ممکن است بيش از يک نوع قيد در انتهاي جمله ظاهر شود. در اين صورت معمولاً ترتيب قرارگيري آنها در جمله بدين صورت خواهد بود:
1- قيد حالت 2- قيد مکان 3- قيد زمان
مثال:
  • You are driving too fast today. (به ترتيب قيود حالت و زمان)

  • Sit quietly here. (به ترتيب قيود حالت و مکان)

 

ساختار قيد

از لحاظ فرم و ساختار مي‌توان قيدها را به سه دسته طبقه بندي کرد:

1- قيدهايي که با اضافه کردن ly به يک صفت ساخته مي‌شوند، مانند:

slow slowly
brave
bravely
quick
quickly

2- قيدهايي که همان ساختار صفات را دارا هستند، يعني هم مي‌توانند به صورت قيد به کار روند و هم به صورت صفت. برخي از مهمترين آنها عبارتند از:

just, well, right, far, forward, early, hard, straight, pretty, little, fast, late, left, backward, deep, direct, near, wrong

3- قيودي که اصلاً ارتباطي با صفات ندارند. مانند:

so, now, very, there, here, too, as, quite

 

چند نکته املايي

گفتيم که بسياري از قيدها با اضافه شدن ly به يک صفت ساخته مي‌شوند. اما هميشه به اين سادگي نيست:

1- y در انتهاي کلمه به i تبديل مي‌شود:

gay gaily

2- e در انتهاي کلمه همچنان باقي مي‌ماند:

strange strangely

ولي چند استثنا وجود دارد:

true truly
due
duly
whole
wholly

3- در صفاتي که به able يا ible ختم مي‌شوند، e در انتهاي کلمه حذف مي‌شود و y جاي آن را مي‌گيرد:

probable probably
possible
possibly

4- صفاتي که به يک حرف با صدا و يک L ختم مي‌شوند، طبق روش معمول ly مي‌گيرند:

actual actually
general generally


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 22:27
صفات (صفات تفضيلي ، عالي ، نامنظم ، قياسي ، ... ) | گرامر

صفات

صفات کلماتي هستند که کيفيت و چگونگي افراد، اشياء، مکانها و ... را بيان مي‌کنند. صفت تنها يک حالت دارد؛ يعني اينکه با اسم مفرد يا جمع، مذکر يا مؤنث بطور يکسان بکار مي‌رود:

a young man/woman

young men/women

اما تنها موارد استثناء، صفات this و that مي‌باشند که پيش از اسامي جمع به these و those تبديل مي‌شوند:

this book - those books,  that boy - those boys

 

مکان صفات

صفت‌ها مي‌توانند در موقعيت‌ها و جاهاي مختلفي در يک جمله ظاهر شوند که در زير به مهمترين اين موقعيت‌ها اشاره مي‌شود:

1- قبل از يک اسم:

a good man, an old car, the green carpet

گاهي بيش از يک صفت، اسمي را توصيف مي‌کنند:

a good young man,  the beautiful green carpet

 

2- پس از فعل be:

  • You are beautiful.

  • She is fat.

  • The bus is late.

بجز فعل be، افعال ديگري نيز مانند seem، look، become و stay مي‌توانند قبل از صفت قرار بگيرند:

  • It looks interesting. (جالب به نظر مي‌رسد.)

  • It is becoming sunny. (هوا دارد آفتابي مي‌شود.)

3- پس از the، که در اين صورت کلمه اصلي يک عبارت اسمي محسوب مي‌شود:

the young جوانان

the old پيران

the dead مردگان

the English انگليسي‌ها

(براي کسب اطلاعات بيشتر به موارد کاربرد حرف تعريف معين (the) مراجعه کنيد.)

4-بعد از برخي افعال، يک صفت مي‌تواند به دنبال مفعول بيايد:

 

صفت

مفعول

فعل

فاعل

secret. her past kept She
mad. me is driving The noise
lucky. myself consider I
angry. him made Her behaviour

 

ترتيب صفات

مي‌دانيم که صفت‌ها معمولاً قبل از اسم مي‌آيند، اما اگر بيش از يک صفت اسمي را توصيف کنند، در اينصورت صفتها معمولاً به ترتيب خاصي قرار مي‌گيرند. هر چند ترتيب قرار گيري صفت‌ها پيش از يک اسم هميشه ثابت نيست، اما جدول زير به شما کمک مي‌کند تا نحوه‌ی جاگيري کلي آنها را ياد بگيريد:

 

 

6

جنس

5

مليت

4

رنگ

3

سن

2

اندازه

1

بيان عقيده يا احساس

 

flower     yellow     beautiful a
nurse   Indian   young   handsome that
tables wooden       big   those
cat   Persian white old     an

صفات تفضيلي و عالي

بيشتر صفت‌ها مي‌توانند هر دو حالت تفضيلي (با افزودن -er يا more) و عالي (با افزودن -est يا most) را داشته باشند. در ادامه نحوه ساخت هر دو حالت را خواهيد آموخت.

 

 

تفضيلي

عالي

large بزرگ

larger بزرگتر the largest بزرگترين

tall بلند

taller بلندتر the tallest بلندترين

beautiful زيبا

more beautiful زيباتر the most beautiful زيباترين

 

1- نحوه ساخت صفات تفضيلي:

الف- با افزودن -er به انتهاي صفات يک هجايي:

old, older

bright, brighter

ب- با افزودن more به ابتداي صفات چند هجايي:

difficult, more difficult

interesting, more interesting

2- نحوه ساخت صفات عالي:

الف- با افزودن -est به انتهاي صفات يک هجايي

old, oldest

bright, brightest

ب- با افزودن the most به ابتداي صفات چند هجايي:

difficult, the most difficult

interesting, the most interesting

 

صفات نامنظم

 

 

تفضيلي

عالي

good

better the best

bad

worse the worst

far

further the furthest

little

less

the least

many

more

the most

much

more

the most

old

older/elder

the oldest/eldest

 

چند نکته املايي

1- صفاتي که به y ختم مي‌شوند، حتي اگر چند هجايي باشند نيز از همان قواعدي استفاده مي‌کنند که براي صفات يک هجايي بکار مي‌روند، اما بايد توجه داشته باشيد که در اينصورت موقع اضافه کردن er و est،‌ اy به i تبديل مي‌شود:

pretty, prettier, prettiest

happy, happier, happiest

funny, funnier, funniest

2- هنگام اضافه کردن er يا est به انتهاي صفات يک هجايي که داراي يک حرف با صدا هستند و به يک حرف بي‌صدا ختم مي‌شوند (مانند big)، حرف بي‌صداي آخر تکرار مي‌شود:

big, bigger, biggest

sad, sadder, saddest

hot, hotter, hottest

fat, fatter fattest

ولي اگـر صفتي داراي بيش از يـک حرف صدادار بود، در ايـن صـورت حرف بي‌صداي آخر تکـرار نمي‌شود:

great, greater, greatest

3- صفاتي که به e ختم مي‌شوند، هنگام اضافه کردن er يا est، اe خود را از دست مي‌دهند:

blue, bluer, bluest

large, larger, largest

strange, stranger, strangest

 

مقايسه

1- صفت قياسي همتراز: براي مقايسه افراد، مکان‌ها، اشياء و ...، وقتيکه هيچ تفاوتي ميان آنها وجود نداشته باشد از ساختارهاي زير استفاده مي‌کنيم:

 

 

as + صفت + as

مثبت:

 

 

not as + صفت + as
not so +
صفت + as

منفي:

  • I'm as happy as you. (من به اندازه تو خوشحال هستم.)

  • Farhad is almost as tall as his father. (فرهاد تقريباً به بلندي پدرش است.)

  • Our house is not as expensive as your house. (خانه ما به گراني خانه شما نيست.)

  • A cheetah is not so dangerous as a lion.(يوزپلنگ به اندازه شير خطرناک نيست.)

 

2- صفت قياسي تفضيلي: براي مقايسه دو شخص، دو چيز و ... از صفت تفضيلي به همراه کلمه than استفاده مي‌شود:


  • She looks younger than my mother.
    (از مادرم جوانتر به نظر مي‌رسد.)

  • I think writing is easier than speaking.
    (گمان مي‌کنم نوشتن از صحبت کردن راحت‌تر است.)

  • The man on the right is taller than the man on the left.
    (مرد سمت راستی از مرد سمت چپی بلندتر است.)

2- صفت قياسي عالي: براي مقايسه بيش از دو شخص يا دو چيز از صفت عالي استفاده مي‌شود:

  • He's the oldest teacher in our school.
    (او مسن ترين معلم مدرسه ماست.)

  • It must be the most expensive car in the world.
    (اين بايد گرانترين اتومبيل جهان باشد.)


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 22:26
افعال کمکی (معین) | گرامر

افعال کمکی (معین)

افعال کمکی یا معین  (auxiliary verbs) معمولاً قبل از یک فعل دیگر (فعل اصلی) در جمله قرار می‌گیرند و کارشان کمک به فعل اصلی جمله در تشکیل عبارات فعلی می‌باشد.

افعال کمکی را می‌توان به دو دسته تقسیم نمود:
 

افعال کمکی اصلی

be, have, do

افعال کمکی وجهی

must
ought to
used to

shall
should

may
might

can
could

will
would

 

ویژگیهای افعال کمکی

الف) افعال کمکی اصلی

حالت سوم شخص مفرد (-s form)، گذشته ساده و اسم مفعول (قسمت سوم فعل) آنها نامنظم (بی قاعده) است:
 

past participle past tense -s form

 

be:

have:

do:

been

had

done

was / were

had

did

is

has

does

ب) افعال کمکی وجهی

1- در حالت سوم شخص مفرد (بر خلاف افعال معمولی) -s نمی‌گیرند:

  • She can play the piano quite well. (not: She cans ...)

  • He must work harder. (not: He musts ...)


2- در جملات پرسشی و منفی، از فعل کمکی دیگری استفاده نمی‌کنند:

  • What would you buy if you won the lottery?
    (not: What did you would buy ...)

3- هیچگاه to بعد از آنها قرار نمی‌گیرد (به استثنای ought to و used to):

  • You should phone the police immediately. (not: you should to phone ...)

4- هیچگاه -ed یا -ing نمی‌گیرند:

 musting, musted

5- هیچگاه با همدیگر به کار برده نمی‌شوند:

  • I might could wash the car.

 

قابلیت های مختلف افعال کمکی

1- برای منفی کردن یک جمله کافی است پس از فعل کمکی، not اضافه کنید و یا از حالت مخفف آن استفاده کنید:

 She will come She will not (won't) come.

2- برای پرسشی کردن یک جمله، فعل کمکی را قبل از فاعل جمله قرار دهید:

 She will come Will she come?

3- گاهی می‌توان فعل اصلی پس از فعل کمکی را حذف کرد به شرط آنکه معنی آن (با توجه به شرایط) واضح باشد:

  • 'Will she come tonight?' 'No, she can't.' (='she can't come.')

  • 'I've never been to China. Have you?'


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 22:23
اسمها - قابل شمارش و غير قابل شمارش | گرامر

اسمها

اسم‌ها گسترده‌ترين اقسام کلمات را تشکيل مي‌دهند. بطور کلي در زبان انگليسي مي‌توان اسامي را در دو دسته طبقه‌بندي کرد: اسامي قابل شمارش و اسامي غير قابل شمارش:

اسامي قابل شمارش آن دسته از اسامي هستند که مي‌توانند شمرده شوند. اين بدين معني است که مي‌تواند بيش از يکي از آنها وجود داشته باشد.

اسامي غير قابل شمارش اسامي هستند که قابل شمردن نيستند (مانند water يا آب). اين اسامي تنها بصورت مفرد بکار مي‌روند و حالت جمع ندارند.

 

چند مثال

1- اسامي قابل شمارش:

 

جمع

مفرد

the boys

the boy

some answers

an answer

those cars

that car

2- اسامي غير قابل شمارش:

 

paper, wood, coal, silk, wool, cotton

بسياري از مواد و مصالح

gold, iron, silver, steel

فلزات

fish, fruit, sugar, meat, cheese, bread

مواد غذايي

water, oil, milk, tea, air, steam, oxygen

مايعات و گازها

money, music, noise, land, hair, ice, snow

چيزهاي ديگر

 

ويژگيهاي اسامي قابل شمارش و غير قابل شمارش

اسمهاي قابل شمارش:

1- مي‌توانند به دنبال an، a يا one بيايند.

2- مي‌توانند به دنبال these، few، many و those بيايند.

3- مي‌توانند به دنبال يک عدد (مثلاً two ،three و ...) بيايند.

مثال:

 

غير قابل شمارش

قابل شمارش

(not: ... a good work.)

I have a good job.

(not: ... Those foods.)

Those meals were delicious.

(not: ... two breads.)

I bought two loaves.

 

اسمهاي غير قابل شمارش:

1- نمي‌توانند با حروف تعريف نامعين (a و an) بکار روند، بلکه بايد با some مورد استفاده قرار بگيرند.

2- مي‌توانند به دنبال much و little بيايند.

3- به راحتي مي‌توانند به دنبال اصطلاحاتي از قبيل most of the، all of the، all the و half the بيايند.

مثال:

قابل شمارش

غير قابل شمارش

(not: ... made of trees.)

It's made of wood.

(not: ... too much vehicle.)

There's too much traffic.

(not: ... all the table.)

I sold all the furniture.

 

 

1- مي‌تـوان بسيـاري از اسمهاي غير قابل شمارش را بـا استفـاده از بعضي کلمات و عبارات، به قابل شمارش تبديل کرد. از جمله مي‌توان به
 a piece of ، a bit of ، a little bit of،‌ pieces of و bits of اشاره کرد:
  • I bought a piece of furniture at the market.

  • I want to give you two bits of advice.

2- لغت news مانند يک اسم جمع به نظر مي‌رسد، ولي در حقيقت يک اسم مفرد غير قابل شمارش است:

  • There is no important news in the newspapers.

 

جمع

بيشتر اسمها قابل شمارش هستند و مي‌توانند به صورت جمع درآيند. معمولاً براي اينکه يک اسم مفرد به صورت جمع درآيد، يک -s به انتهاي آن اضافه مي‌کنيم:

cat, cats
face, faces
boy, boys

ولي آن دسته از اسامي که به ch، x، z، s يا sh ختم مي‌شوند، -es مي‌گيرند:

bus, buses
box, boxes
brush, brushes
watch, watches

در ضمن اسمهايي کـه به يک حرف بي‌صدا و y ختم مي‌شوند، y را حذف کرده و به جاي آن ies مي‌گذاريم:

baby, babies
country, countries
fly, flies
try, tries

اسامي جمع بي‌قاعده

1- بعضي از اسمها را با تغيير حروف صدادار آنها، به حالت جمع در مي‌آوريم:

 

مفرد

جمع

 
man

men مرد(ها)
woman

women زن‌(ها)
mouse

mice موش(ها)
foot

feet پا(ها)
tooth

teeth دندان(ها)
goose

geese غاز(ها)

2- بسياري از اسمهايي که به -f يا -fe ختم مي‌شوند، هنگام جمع اين -f يا -fe به -ves تبديل مي‌شود:

calf calves

گوساله(ها)

half

halves نيمه‌(ها)
knife

knives چاقو(ها)
leaf

leaves برگ(ها)
life

lives جان(ها)
loaf

loaves قرص(هاي) نان
shelf

shelves قفسه(ها)
thief

thieves دزد(ها)
wife

wives همسر(ها)
wolf

wolves گرگ(ها)

3- اسم بعضي از حيوانات در حالت جمع هيچ تغييري نمي‌کند:

deer    آهو(ها)
sheep
گوسفند(ها)
fish
ماهي(ها)

و نيز آن دسته از اسامي مليتها که به -ese يا -ss ختم مي‌شوند:

a Chinese

يک چيني

two Chinese

دو چيني

one Swiss يک سوييسي

some Swiss چند سوييسي

همچنيـن آن دسته از اسامي که بـه اعداد و مقياسها اشـاره مي‌کننـد، هنگاميکه بعد از يک عدد و ... واقع مي‌شوند:

two hundred
three dozen

4- بسياري از اسمهايي که ريشه خارجي دارند (مثلاً لاتين، فرانسه يا يوناني)، گاهي حالت جمع خود را حفظ مي‌کنند:

cactus

cacti/cactuses

octopus

octopi/octopuses
syllabus

syllabi/syllabuses
alga

algae
larva

larvae
nebula

nebulae
index

indices/indexes
analysis

analyses
thesis

theses
phenomenon

phenomena

 

حالت ملكي

اسمها داراي يك حالت ملكي مي‌باشند كه در آن به اسمهاي مفرد (و نيز اسامي جمعي كه به s ختم نمي‌شوند) 's و به اسامي جمع -' (يک آپاستروف) اضافه مي‌شود:

  • my daughter's room  اتاق دخترم
    my daughters' room  
    اتاق دخترهايم

  • men's clothes  لباسهاي مردانه

  • your friend's new car  ماشين جديد دوستتان

  • the boy's teacher  معلم آن پسر

  • the students' hostel  خوابگاه دانشجويان

حالت ملکي را اغلب به صورت ديگري هم مي‌توان بيان کرد: (قاعده: X's Y= the Y of X)

my daughters' room = the room of my daughters
the ship's side = the side of the ship

اما بهتر است آنجا که صحبت از انسان، گروههاي انساني (مانند دولتها، کميته‌ها، هيئتها و...)، کشورها، حيوانات و... به ميان مي‌آيد از همان ساختار X's Y استفاده شود.


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 22:22
ضماير (فاعلي، مفعولي، ملکي، انعکاسي و...) | گرامر

ضماير (فاعلي، مفعولي، ملکي، انعکاسي و...)

ضمير کلمه‌اي دستوري يا گرامري است که جانشين يک اسم يا عبارت اسمي مي‌شود. ضميرها انواع مختلفي دارند که مهمترين آنها عبارتند از: ضماير فاعلي، مفعولي، ملکي، انعکاسي، اشاره‌اي، نامعين، نسبي و سؤالي که از اين ميان ضماير فاعلي، مفعولي ملکي و انعکاسي جزو ضماير شخصي به حساب مي‌آيند.

  • ضماير فاعلي

  • ضماير مفعولي

  • ضماير ملكي و صفات ملكي

  • ضماير انعكاسي

  • ضماير ديگر
     


 

ضماير فاعلي

 

جمع

مفرد

 

we I

اول شخص

you you

دوم شخص

they

he, she, it

سوم شخص

 

 

1- همه ضماير شخصي (فاعلي، مفعولي و...) به استثناء it در مورد انسان به کار گرفته مي‌شوند. (they هم مي‌تواند به انسان و هم به اشياء اشاره کند.)

2- ضمير I هميشه بصورت بزرگ نوشته مي‌شود، حتي اگر در وسط يک جمله بکار گرفته شود:

  • Am I right?

 

ضماير مفعولي

فاعل مفعول

I

me

you

you

he

him

she

her

it

it

we

us

they

them

اگر چه اين ضماير را ضماير مفعولي مي‌ناميم، اما آنها به جز در جاي مفعول در هر جاي ديگري هم مي‌توانند قرار بگيرند، مثلاً بعد از فعل يا بعد از يک حرف اضافه:

  • Our teacher was angry with us. (معلممان از دست ما عصباني بود.)

  • Give me a ring tomorrow. (فردا به من زنگ بزن.)

  • When he comes in, please tell him I phoned.
    (هر وقت آمد، لطفاً به او بگوييد که من زنگ زدم.)

  • I'm older than you. (من از تو بزرگترم.)

  • 'I'm hungry.'  'Me too.' («من گرسنه‌ام.»  «من هم همينطور.»)

 

هنگاميکه از ضماير شخصي به همراه and استفاده مي‌کنيم، مؤدبانه‌تر اين است که ضماير I و we را بعد از اسامي و ضماير ديگر بکار ببريم:

you and I,  my father and I,  them and us

همچنين you را بايد قبل از اسامي و ضماير ديگر به کار برد:

you and your wife,  you and her

 

ضماير ملكي و صفات ملكي

ضماير ملكي و صفات ملكي نشان مي‌دهند که چه چيزي به چه کسي تعلق دارد.

 

  (I)

(you)

(he) (she) (it) (we) (they)

صفات ملکي

my your his her its our their

ضماير ملکي

mine yours his hers - ours theirs

 

توجه داشته باشيد که صفات ملکي هميشه قبل از يک اسم مي‌آيند (به همين دليل صفت ناميده مي‌شوند) ولي ضمير ملکي جانشين صفت ملکي+اسم مي‌شود و مي‌تواند به تنهايي به عنوان فاعل، مفعول و ... قرار بگيرد (به همين دليل ضمير ناميده مي‌شود).

چند مثال:

  • This is my book. (اين كتاب من است.)
    This book is mine
    .
    (اين کتاب مال من است.)

  • This is her purse. (اين کيف اوست.)
    This is hers. (اين مال اوست.)

  • Are those your pens? No, these are his. (ضمير ملکي)

 

ضماير انعکاسي

کلماتي که به -self و -selves ختم مي‌شوند ضماير انعکاسي ناميده مي‌شوند و عبارتند از:

 

جمع (-selves)

ourselves

خودمان

yourselves

خودتان

themselves

خودشان

مفرد (-self)

myself

خودم

yourself

خودت

himself

خودش (مذکر)

herself

خودش (مؤنث)

itself

خودش (اشياء)

توجه داشته باشيد که در ضماير انعکاسي عمل به فاعل جمله برمي‌گردد و در واقع مفعول همان فاعل است:

  • He cut himself. (خودش را زخمي کرد.)

  • You should be ashamed of yourself. (بايد از خودت خجالت بکشي.)

  • Help yourselves. (از خودتان پذيرايي کنيد. )

  • We blame ourselves.  (ما خودمان را مقصر مي‌دانيم.)

استفاده از ضماير انعکاسي براي تأکيد

از ضماير انعکاسي مي‌توان براي تأکيد روي يک اسم، ضمير يا عبارت اسمي استفاده کرد که در اين حالت بعد از آنها در جمله قرار مي‌گيرند:

  • I can do it myself. (من خودم مي‌توانم اين کار را انجام دهم.)

  • We can repair the roof ourselves. (ما مي‌توانيم خودمان سقف را تعمير کنيم.)

  • The film itself wasn't very good but I liked the music.
     (خود فيلم خيلي خوب نبود ولي از موسيقي آن خوشم آمد.)

 

ضماير ديگر

1- ضماير اشاره‌اي، شامل: these، that، this و those.

مثال:

  • Is this your T-shirt?

 

2- ضماير نسبي، شامل: when ،whom ،whose ،who ،that ،which و where.

مثال:

  • The school that I went to is in the centre of the city.

 

3- ضماير پرسشي، شامل: when، where، why، what، who و whatever.

مثال:

  • What time is it?

 

4- ضماير دوطرفه، شامل each other و one another:

مثال:

  • They love each other.

 

5- ضماير نامعين، شامل none، nobody، nothing، someone، somebody، something، anyone، anybody، anything و no one:

مثال:

  • Nobody knew what to do.


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 22:20
نقل قول Reported speech | گرامر

نقل قول Reported speech

 

هنگاميکه ميخواهيم گفته‌هاي شخص ديگري را نقل کنيم، مي‌توانيم از دو حالت مختلف استفاده کنيم:

1- مي‌توانيم گفته‌هاي شخص مورد نظر را عيناً (واو به واو) تکرار کنيم (نقل قول مستقيم):

  • She said, 'It is raining.'

و يا مي‌توانيم از نقل قول غير مستقيم استفاده کنيم:

  • She said that it was raining.

در مثال زير به تغييرات ايجاد شده خوب دقت کنيد:

 

 

1- در نقل قول غير مستقيم هميشه مي‌توانيم that را حذف کنيم:
  • I told her (that) I wasn't hungry.

  • He said (that) he was feeling ill.

2- پس از tell حتماً بايد نام شخص مخاطب (اسم يا ضمير) ذکر شود ولي پس از say چيزي نمي‌آيد:
  • He told her that ...

  • He said that ...

 

 

جدول تغييرات از نقل قول مستقيم به غيرمستقيم

در نقل قول غيرمستقيم، فعل اصلي جمله معمولاً زمان گذشته است و نيز افعال موجود در بقيه جمله هم بايد به زمان گذشته تبديل شوند. اين تغييرات به شرح زيرند:

 

مثال

غير مستقيم

 مستقيم

'I love you,' he said. He told her that he loved her.

گذشته ساده

حال ساده

'I'm talking on the phone,' she said. She said that she was talking on the phone.

گذشته استمراري حال استمراري

He said, 'The rain has stopped'. He said that the rain had stopped.

گذشته کامل حال کامل

He said, 'I've been reading for 3 hours.'   He said that he had been reading for 3 hours.

گذشته کامل استمراري حال کامل استمراري

He said, 'I met him in the theatre.' He said he had met him in the theatre.

گذشته کامل گذشته ساده

'I was driving carefully,' he told the police. He told the police he had been driving carefully.

گذشته کامل استمراري گذشته استمراري

 

 

1- اگر در جمله نقل قول مستقيم از گذشته کامل استفاده شده باشد، در جمله نقل قول غيرمستقيم تغييري ايجاد نمي‌شود:

Tom said, 'when I arrived, she had gone.' Tom said when he had arrived, she had gone.

2- هميشه مجبور نيستيم كه فعل را در جمله نقل قول غيرمستقيم تغيير دهيم. اگر ما چيزي را نقل قول کنيم که همچنان صحيح مي‌باشد، ديگر نيازي به تغيير فعل (از زمان حال به گذشته) نيست. مثلاً:

'He loves ice-cream,' his mother said. His mother said that he loves (or loved) ice-cream. (he still loves ice-cream)

در مثال بالا پر واضح است که او (he) همچنان به بستني علاقمند است و دليلي ندارد اين علاقمندی تغيير کرده باشد.

 

 

افعال کمکي وجهي در نقل قول غيرمستقيم

در نقل قول غيرمستقيم افعال کمکي وجهي may ،can ،will و shall به might، could، would و should تبديل مي‌شوند. يعني:

 

نقل قول غيرمستقيم

WOULD, COULD,
MIGHT, SHOULD

تبديل مي‌شود به

نقل قول مستقيم

will, can,
MAY, SH
ALL

مثال:

  • 'I will sell my car,' he told me.
    He told me that he would sell his car.

  • 'I can help you,' he said.
    He said he could help me.

  • 'The teacher may be ill,' he said.
    He said that the teacher might be ill.

ولي افعال كمكي used to، ought to و must در جملات نقل قول غيرمستقيم تغييري نمي‌کنند:

  • I told her that I used to smoke twenty a day.

 

تغييرات لازم ديگر در نقل قول غيرمستقيم

در نقل قول غيرمستقيم علاوه بر تغييراتي که در افعال صورت مي‌گيرد، در بعضي ديگر از اقسام کلمه، از جمله قيدها نيز تغييراتي ايجاد مي‌شود که در جدول زير بعضي از آنها را مي‌بينيد:

 

غيرمستقيم

مستقيم

that

this

those

these

there

here

then

now

that day

today

the previous day / the day before

yesterday

the next day / the following day

tomorrow

the following week / year ...

next week / year ...

the previous week / year ...

last week / year ...

چند مثال:

  • 'I like it here,' he said.
    He said that he liked it there.

  • He said, 'We'll visit the factory tomorrow.'
    He said that he would visit the factory the next day.


نوشته شده توسط پویا در 22 مهر 1387 ساعت 22:19
تبلیغات - Tablighat - Advertise
تفال - Tafaol - به سه زبان - in Three languages - فارسی - finglish - English | مقدمه

قابل توجه علاقمندان به شعر حافظ لازم پيش از تفال مجدد :
1- پنج صلوات بفرستيد
2- سوره حمد را خلوص نيت بخواندي
3- بر شهداي اسلام صلوات بفرستيد
4- ضمن خلوص قلب نيت کنيد
5- از قبل صفحات زوج و فرد را درنظر بگيريد و آنگاه ديوان را بگشاييد.

1- Dispatch Five Salavat
2- Read Sura Hamd with Sincerity
3- Dispatch salavat for Quran martyrs
4- the purity of your intentions Heart
5- before even and odd pages, and then consider the open court.

لطفا دیدگاه ارزشمند خود در خصوص ترجمه آسان وسریع بفرمایید
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: براي مشاهده هر پوشه يا مطلب کافيست بروي عنوان آن کليک نمائيد تا باز يا بسته شود
صفحات: [1]  [2]  [3]  [4]  [5]  [6]  [7]  [8]  [9]  [10]  [11]  [12]  [13]  [14]  [15]  [16]  [17]  [18]  [19]  [20]  [21]  [22]  
صفحه بعدي - صفحه شانسي - صفحه قبلي
ليست برچسبهاي وبلاگ
could - سازی - speak - somebody - jump - صحیح - pull - throw - single - عالی - leg - اهمیت - grammer - شما - different - فیکشن - افزار - with - hat - صوتی - time - نظرسنجی - letters - صطلاحات - صورت - live - قدرت - حالت - منتخبی - your - idiom - cold - کاربرد - prefix - eye - give - آشپزخانه - what - کمیت - وسایل - wیrter - یاد - ضمایر - سبزیجات - پیشوند - ghadir - ونامعین - مقاله - اهلی - داستانهای - sufix - wall - first - they - formal - einen - آموزش - فهرست - طنز - پسوند - اصطلاحات - hair - making - تاریخ - fishy - مرتب - nیtzliche - اشتباهات - غذاها - under - شنیداری - اعدادnumerals - عامیانه - منتشر - alfabeto - about - english - نشانه‌های - درس - متون - دانلود - present - not - نتایج - demonstration - dont - short - حال - fly - صوری - تاف - کامل - معناشناسی - بریتانیایی - یادگیری - get - wordhacker - object - have - شناسی - خودآزمایی - اصلی - کوتاه - article - آواشناسی - سطحی - golden - blue - reported - اشخاص - آموزشی - doing - زبانشناسی - فارسی - انلاین - حرف - توان - back - گفتارهایی - پایه - مقدار - informal - tags - ۱۸۰ - نامنظم - ادب - اصطلاح - pdf - plural - هوش - slap - nahjul - نهج - ماشینی - سایت - can - افراد - کامپیوتر - پرسشی - bone - rain - نامه - تمام - نشانه - صفت - کرد - معرفی - زمانهای - question - لیستی - frying - features - parole - دریافت - translation - نقل - دارنده - متداول - الفبا - definite - رایج - the - expressions - طریق - مدت - importanti - italiana - پویا - don - تفاوت - بدانید - going - out - افعال - تعریف - ساله - نام - حروف - وان - morphology - axe - رایگان - قابل - برنامه - اشاره - روی - lamb - shoulder - ipa - بخشیم - چیست - خود - رنگها - جدول - اشعار - پایانه‌های - قیاسی - moon - pronounciation - چامسکی - لینک - نوام - ترین - امامی - چگونه - طلائی - فانتزی - کلاسیک - سینمایی - drive - مکان - people - horse - quantity - content - ioni - آموخت - زبانه - قرن - است - استرس - تقویت - روش - انگلیسی‌زبان - کودکان - shouldn - شرطی - nella - تصویری - نگاری - count - childrens - wolf - انگلیسی - کوتاهی - adjectives - مربوط - pan - اشکال - stones - cat - حشرات - weather - زیبای - حیوانات - got - زمان - آلمانی - های - اماکن